FA
الموضوع
فضائل و آداب
288 حديث
فضائل
64
فقه اخلاقى
56
آداب شرعى
67
فقه دعاها و ذكرها
62
حرف هاى زيبا و موعظه ها
63
288 حديث
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ البَرَصِ، وَالْجُنُونِ، وَالْجُذَامِ، وَسَيِّئِ الْأَسْقَامِ»: «یا الله، من از پیسی و جنون و جذام و بیماری های بد و ناگوار به تو پناه می آورم».
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد
از عبدالله بن خُبَیب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: در شبی بارانی و بسیار تاریک در پی رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیرون آمدیم تا برای ما نماز بگزارد، پس او را یافتم و ایشان فرمودند: «قُلْ»: «بگو» و من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» ولی من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» گفتم: چه بگویم؟ فرمود: «{قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} وَالْمُعَوِّذَتَيْنِ حِينَ تُمْسِي وَتُصْبِحُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، تَكْفِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ»: «هنگام صبح و شام سه بار {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} و معوذتین را بخوان، تو را از همه چیز کفایت میکند».
به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
از ابوموسی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «عُودُوا المريضَ، وأطْعِمُوا الجَائِعَ، وفُكُّوا العَانِي»: «به عیادت بیمار بروید و گرسنه را غذا دهید و اسیر را آزاد کنید».
به روایت بخاری
از طلحة بن عبيدالله رضی الله عنه روایت است که وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم هلال ماه را می ديد، می فرمود: «اللَّهُمَّ أهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالأمْنِ وَالإيمانِ، وَالسَّلاَمَةِ وَالإسْلاَمِ، رَبِّي وَرَبُّكَ اللهُ، هِلالُ رُشْدٍ وخَيْرٍ»: «يا الله، اين ماه را با امنيت و ايمان و اسلام و سلامتی بر ما نو بفرما. پروردگارِ من و تو الله است؛ اميد است که ماه نو، ماه رشد و نيکی باشد».
به روایت ابن ابی شیبه - به روایت ترمذی - به روایت احمد - به روایت دارمی
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید: هرگاه از سربلندی بالا می رفتيم، «الله اکبر» می گفتيم و چون از سراشيبی پايين می رفتيم، «سبحان الله» می گفتيم. و از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم و سپاهيانش هنگام بالا رفتن از سربلندی «الله اکبر» می گفتند و هنگامی که از سراشيبی پايين می رفتند، «سبحان الله» می گفتند.
به روایت بخاری - به روایت ابوداوود
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لا يَدْخُلُ الجَنَّةَ مَنْ كَانَ في قَلْبِهِ مثْقَالُ ذَرَّةٍ مَنْ كِبرٍ»: «هرکس به اندازه ی ذره ای کبر در قلب داشته باشد، وارد بهشت نمی شود». شخصی پرسيد: آيا کسی که دوست دارد لباس و کفش زيبا بپوشد، اين هم تکبر است؟ فرمود: «إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الجَمالَ؛ الكِبْرُ بَطَرُ الحَقِّ وغَمْطُ النَّاسِ»: «الله زيباست و زيبايی را دوست دارد؛ کبر، سرپيچی از حق و تحقير مردم است».
به روایت مسلم
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَأَنْ أَقُولَ: سُبْحَانَ اللهِ، وَالْحَمْدُ لِلهِ، وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَاللهُ أَكْبَرُ، أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ»: «اینکه بگویم: «سُبْحَانَ اللهِ، وَالْحَمْدُ لِلهِ، وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَاللهُ أَكْبَرُ» برایم از هرچه خورشید بر آن طلوع کرده محبوبتر است».
به روایت مسلم
از علی رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَعُودُ مُسْلِماً غُدْوةً إِلا صَلَّى عَلَيْهِ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ حَتَّى يُمْسِي، وَإنْ عَادَهُ عَشِيَّةً إِلا صَلَّى عَلَيْهِ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ حَتَّى يُصْبِحَ، وَكَانَ لَهُ خَرِيفٌ في الْجَنَّةِ»: «هیچ مسلمانی نیست که مسلمانی را به وقت صبح عيادت کند، مگر اینکه هفتادهزار فرشته تا شب برای او دعا نموده و طلب مغفرت می کنند و اگر شب به عيادت برادرِ مسلمانش برود، هفتادهزار فرشته تا صبح برای او دعای رحمت می کنند و برای او ميوه های چيده شده در بهشت خواهد بود».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد
از کَعب بن عُجْرة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مُعَقِّبَاتٌ لَا يَخِيبُ قَائِلُهُنَّ -أَوْ فَاعِلُهُنَّ- دُبُرَ كُلِّ صَلَاةٍ مَكْتُوبَةٍ، ثَلَاثٌ وَثَلَاثُونَ تَسْبِيحَةً، وَثَلَاثٌ وَثَلَاثُونَ تَحْمِيدَةً، وَأَرْبَعٌ وَثَلَاثُونَ تَكْبِيرَةً»: «اذکاری در پی هر نماز فرض است که گویندهاش - یا انجام دهندهاش – زیان نمیبیند (و از پاداش محروم نمیگردد): سی و سه بار تسبیح گفتن و سی و سه بار حمد گفتن و سی و چهار بار تکبیر گفتن».
به روایت مسلم
از ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ قَرَأَ بِالْآيَتَيْنِ مِنْ آخِرِ سُورَةِ الْبَقَرَةِ فِي لَيْلَةٍ كَفَتَاهُ»: «هركس دو آيهٔ آخر سورهٔ بقره را در شب بخواند، برای او كافى هستند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ قَرَأَ حَرْفًا مِنْ كِتَابِ اللهِ فَلَهُ بِهِ حَسَنَةٌ، وَالْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، لَا أَقُولُ {الم} حَرْفٌ، وَلَكِنْ {أَلِفٌ} حَرْفٌ، وَ{لَامٌ} حَرْفٌ، وَ{مِيمٌ} حَرْفٌ»: «هرکس حرفى از كتاب الله را بخواند، براى او به سبب آن يک نیکی خواهد بود؛ و هر نیکی با ده برابر آن پاداش داده میشود؛ نمىگويم: «الم» يک حرف است، بلكه: الف يک حرف، لام يک حرف و ميم يک حرف است».
به روایت ترمذی
از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که از رسول خدا صلی الله علیه و سلم شنید که میفرمودند: «إِنَّ قُلُوبَ بَنِي آدَمَ كُلَّهَا بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ، كَقَلْبٍ وَاحِدٍ، يُصَرِّفُهُ حَيْثَ يَشَاءُ» ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «اللهُمَّ مُصَرِّفَ الْقُلُوبِ صَرِّفْ قُلُوبَنَا عَلَى طَاعَتِكَ». یعنی: «همانا دلهای همهٔ بنیآدم میان دو انگشت از انگشتان [خداوند] رحمان، مانند یک دل واحد است، و آن را هرگونه که بخواهد، میگرداند». سپس رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «خداوندا، ای گردانندهٔ دلها، دلهای ما را بر طاعتت بگردان».
به روایت مسلم
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «النَّاسُ معَادِنُ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ، خِيَارُهُمْ في الجَاهِلِيَّةِ خِيارُهُمْ في الإِسْلامِ إِذَا فَقهُوا. وَالأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجنَّدَةٌ، فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ، وَمَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ»: «مردم مانند معادن طلا و نقره هستند؛ آنان كه در جاهليت بهترين مردم بودند، در اسلام نيز بهترين مردم هستند، البته به شرطی که شناخت و دانش دينی داشته باشند. و ارواح مانند سپاهيان و دسته های گوناگون يک سپاه هستند؛ آنها که يکديگر را بشناسند (و ويژگی های يکسانی داشته باشند)، با هم الفت می گيرند و آنها که يکديگر را نشناسند، از هم دور می شوند و با هم اُنس نمی گيرند». و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «تَجِدُونَ النَّاسَ مَعادِنَ: خِيَارُهُم في الجَاهِلِيَّةِ خِيَارُهُمْ فِي الإسْلاَمِ إِذَا فَقِهُوا، وتَجِدُونَ خِيَارَ النَّاسِ في هَذَا الشَّأنِ أَشَدَّهُمْ كَرَاهِيَةً لَهُ، وَتَجِدُونَ شَرَّ النَّاسِ ذَا الوَجْهَينِ، الَّذِي يَأتِي هؤُلاءِ بِوَجْهٍ، وَهَؤُلاءِ بِوَجْهٍ»: «مردم را مانند معادنِ (طلا و نقره) می يابيد؛ آنان كه در جاهليت بهترين مردم بودند، در اسلام نيز بهترين مردم هستند، البته به شرطی که شناخت و دانش دينی پيدا کنند. و بهترين مردم را در امر خلافت کسانی می يابيد که پذيرش آن را ناگوار می شمارند و بدترين مردم را افراد دورويی می بينيد که نزد عده ای يک رو و نزد عده ای رويی ديگر دارند».
هر دو روایت متفق علیه است
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ حَلَفَ فَقَالَ فِي حَلِفِهِ: وَاللَّاتِ وَالعُزَّى، فَلْيَقُلْ: لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَمَنْ قَالَ لِصَاحِبِهِ: تَعَالَ أُقَامِرْكَ، فَلْيَتَصَدَّقْ»: «هرکس سوگند یاد کرد و در سوگندش گفت: قسم به لات و عُزّیٰ، باید بگوید: لا اله الا الله؛ و هرکس به دوستش بگوید: بیا تا قمار کنیم، باید صدقه دهد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از انس بن مالک و ابوهریره رضی الله عنهما روایت است که می گویند: رسول الله صلی الله علیه وسلم در آنچه از پروردگار متعال نقل نموده، فرموده است که: الله متعال می فرماید: «إِذَا تَقَربَ العَبْدُ إلَيَّ شِبْراً تَقَربْتُ إِلَيْه ذِرَاعاً، وَإِذَا تَقَرَّبَ إلَيَّ ذِرَاعاً تَقَربْتُ مِنهُ بَاعاً، وِإذَا أتَانِي يَمشي أتَيْتُهُ هَرْوَلَةً»: «اگر بنده يک وجب به من نزديک شود، من يک ذراع (فاصله ی ساعد تا آرنج) به او نزديک می شوم و اگر يک ذراع به من نزديک گردد، من به اندازه ی يک باع (فاصله ی باز کردن دو دست) به او نزديک می شوم؛ اگر قدم زنان به سوی من بيايد، من دوان دوان به سويش می آیم».
به روایت بخاری - متفق علیه
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «بَيْنَمَا رَجُلٌ يَمْشِي بِطَرِيقٍ وَجَدَ غُصْنَ شَوْكٍ عَلَى الطَّرِيقِ فَأَخَّرَهُ، فَشَكَرَ اللَّهُ لَهُ فَغَفَرَ لَهُ» یعنی: «درحالیکه مردی در راهی پیاده میرفت، شاخهٔ خاری بر مسیر یافت، پس آن را به کناری انداخت پس الله متعال از او قدردانی نموده و او را بخشید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
عبدالله بن عكيم - رضى الله عنه - روايت كرده كه: "هر كسى خود را به چيزى وابسته كند، به آن موكول مى شود".
به روایت ترمذی - به روایت احمد
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدم که میفرمودند: «نَضَّرَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ مِنَّا شَيْئًا فَبَلَّغَهُ كَمَا سَمِعَ، فَرُبَّ مُبَلِّغٍ أَوْعَى مِنْ سَامِعٍ». یعنی: «الله خرم و نورانی کند چهرهٔ کسی را که چیزی از ما بشنود و همانگونه که شنیده است، آن را برساند؛ چه بسا کسی که [حدیث] به او رسانده میشود، از شنوندهٔ [اول] فهمیدهتر باشد».
به روایت ترمذی و ابنماجه و احمد
از سَمرة بن جُندَب و مُغیرة بن شُعبة ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ حَدَّثَ عَنِّي بِحَدِيثٍ يُرَى أَنَّهُ كَذِبٌ، فَهُوَ أَحَدُ الْكَاذِبِينَ»: «هرکه از من حدیثی نقل کند که میداند دروغ است، او یکی از دروغگویان است».
مسلم آن را در مقدمه خود روایت کرده است
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا يَنْبَغِي لِصِدِّيقٍ أنْ يَكُونَ لَعَّاناً»: «شايسته ی هيچ صدّيقی نيست که لعنت کننده باشد».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «سيْحَانُ وجَيْحَانُ وَالْفُراتُ والنِّيلُ كُلٌّ مِنْ أنْهَارِ الْجنَّةِ»: «سيحون و جيحون و فرات و نيل همه از جوی های بهشت است».
به روایت مسلم
از عبدالله بن عمرو ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الرَّاحِمُونَ يَرْحَمُهمُ الرَّحمنُ، ارحَمُوا أهلَ الأرضِ يَرْحْمْكُم مَن في السّماء»: «كسانى كه مهربان هستند، الله مهربان به آنان رحم خواهد كرد؛ به اهل زمين رحم كنيد، آنكه در آسمان است به شما رحم خواهد کرد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
از عبدالله بن عَمرو بن العاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که: هرگاه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ وارد مسجد میشد میفرمود: «أعوذُ باللهِ العَظيمِ، وبوَجهِه الكريمِ، وسُلطانِه القديمِ، مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ»: «پناه میبرم به الله بزرگ و ذات بخشنده و سخاوتمندش و قدرت ازلی و ابدیاش از شر شيطان رانده شده». پرسیده شد: آیا فقط این [را گفت]؟ گفتم: آری؛ و چون این را بگوید، شیطان میگوید: در ادامهٔ روز از من ایمن شد.
به روایت ابوداوود
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَقُولُ اللَّهُ: إِذَا أَرَادَ عَبْدِي أَنْ يَعْمَلَ سَيِّئةً، فَلا تَكْتُبُوهَا عَلَيْهِ حَتَّى يَعْمَلَهَا، فَإِنْ عَمِلَهَا فَاكْتُبُوهَا بِمِثْلِهَا، وَإِنْ تَرَكَهَا مِنْ أَجْلِي فَاكْتُبُوهَا لَهُ حَسَنَةً، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَعْمَلَ حَسَنَةً فَلَمْ يَعْمَلْهَا، فَاكْتُبُوهَا لَهُ حَسَنَةً، فَإِنْ عَمِلَهَا فَاكْتُبُوهَا لَهُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِ مِائةِ ضِعْفٍ»: «الله می فرمايد: هرگاه بنده ام نيت انجام کار بدی نمود تا زمانی که مرتكب آن نشده است، برايش ننويسيد. و اگر مرتكب آن شد، فقط يک بدی برايش بنويسيد. و اگر آن را بخاطر من ترک کرد، برايش يک نيکی ثبت کنيد. و اگر قصد انجام عمل نيکی کرد ولی آن را انجام نداد، برايش يک نيکی بنويسيد. و اگر آن را انجام داد، ده تا هفت صد برابر نيکی برايش بنويسد».
متفق علیه
الصفحة السابقة
صفحة 9 من 12
الصفحة التالية