FA
عقيده
ايمان به ملائكه
9 حديث
ملائكه
3
جن
4
9 حديث
از ام درداء رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «دَعْوَةُ المَرْءِ المُسْلِمِ لأَخيهِ بِظَهْرِ الغَيْبِ مُسْتَجَابَةٌ، عِنْدَ رَأسِهِ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ كُلَّمَا دَعَا لأَخِيهِ بِخَيْرٍ قَالَ المَلَكُ المُوَكَّلُ بِهِ: آمِينَ، وَلَكَ بِمِثْلٍ»: «دعای شخص مسلمان برای برادرش در غيابِ او پذيرفته می شود؛ بالای سرش فرشته ای گماشته شده که هرگاه برای برادرش دعای خير می کند، آن فرشته می گويد: آمين؛ و همانندِ آن نصيب تو باد».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صَلاةُ الرَّجُلِ في جَمَاعةٍ تُضَعَّفُ عَلَى صَلاتِهِ فِي بَيْتهِ وفي سُوقِهِ خَمْساً وَعِشْرِينَ ضِعْفَاً، وَذلِكَ: أَنَّهُ إذَا تَوَضَّأ، فَأحْسَنَ الوُضُوءَ، ثُمَّ خَرَجَ إلى المَسْجِدِ، لا يُخرِجُهُ إلا الصَّلاةُ، لَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إلا رُفِعَتْ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، فَإذَا صَلَّى لَمْ تَزَلِ المَلائِكَةُ تُصَلِّي عَلَيْهِ، مَا دَامَ في مُصَلاَّهُ: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيهِ، اللَّهُمَّ اغفِر له، اللَّهُمَّ ارْحَمْهُ، وَلا يَزَالُ في صَلاةٍ مَا انْتَظَرَ الصَّلاَةَ»: «نماز هر فرد مسلمان به جماعت، بر نمازی که در خانه و بازار می خواند، بيست و پنج درجه برتری دارد؛ زيرا هرگاه يکی از شما وضوی درست و کاملی بگيرد و به مسجد برود و و انگيزه ای جز نماز، او را بيرون نياورده باشد، با هر قدمی که برمی دارد، يک درجه بر درجاتش افزود می شود و يکی از گناهانش کم می گردد. و هنگامی که نماز می گزارد، مادامی که در محل نمازش نشسته، ملائکه برای او دعا می کنند و می گويند: يا الله، بر او درود بفرست؛ یا الله، او را بیامرز و ببخش، يا الله، بر او رحم بفرما. و تا زمانی که در انتظار نماز نشسته، گويا در نماز است».
متفق علیه
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که چون رسول الله صلی الله علیه وسلم غذایی می خورد، سه انگشت خود را می ليسيد. انس می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِذَا سَقطَتْ لُقْمَةُ أَحَدِكُم، فَلْيُمِطْ عَنْها الأَذى، ولْيأْكُلْها، وَلا يَدَعْها للشَّيْطَانِ»: «هرگاه لقمه ی يکی از شما افتاد، آن را بردارد و از خاک و خاشاک پاکش نمايد و سپس بخورد و آن را برای شيطان نگذارد». و نيز به پاک کردنِ ظرف غذا با انگشتان دستور داد و فرمود: «فَإِنَّكُمْ لا تَدْرُونَ في أَيِّ طَعامِكُمُ البَركَةُ»: «شما نمی دانيد برکت در کدامين قسمت از غذای شماست». و از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الشَّيْطَانَ يَحضُرُ أَحدَكُم عِند كُلِّ شَيءٍ مِنْ شَأْنِهِ، حتّى يَحْضُرُهُ عِندَ طعَامِهِ، فَإِذا سَقَطَتْ لُقْمةُ أَحَدِكم فَليَأْخذْهَا فَلْيُمِطْ ما كانَ بِهَا مِن أَذىً، ثُمَّ ليَأْكُلْهَا ولا يَدَعها للشَّيْطَانِ، فإذا فَرغَ فَلْيلْعَقْ أَصابِعِهُ فإِنَّه لا يدري فِي أَيِّ طعامِهِ البرَكَةُ»: «شيطان در هر کاری که انجام می دهيد، نزدتان حاضر می شود؛ حتی هنگام غذا خوردن؛ لذا هرگاه لقمه ی يکی از شما به زمين افتاد، آن را از خاک و خاشاک پاک کند و سپس بخورد و آن را برای شيطان نگذارد و پس از غذا خوردن، انگشتان خود را بليسد؛ زيرا نمی داند برکت در کدام قسمت غذای اوست».
هر دو روایت را مسلم آورده است
عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «إذا أَحَبَّ اللهُ تعالى العَبْدَ، نَادَى جِبْرِيلَ: إنَّ اللهَ تعالى يُحِبُّ فلاناً، فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، فَيُنَادِي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يحِبُّ فلاناً، فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ القَبُولُ في الأرضِ». وفي رواية: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إنَّ اللهَ تعالى إذا أَحَبَّ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فقال: إني أُحِبُّ فلاناً فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، ثم ينادي في السَّمَاءِ، فيقول: إنَّ اللهَ يُحِبُّ فلاناً فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ له القَبُولُ في الأرضِ، وإذا أَبْغَضَ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فيقول: إني أُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضْهُ. فَيُبْغِضُهُ جِبْرِيلُ، ثُمَّ ينادي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضُوهُ، ثُمَّ تُوضَعُ له البَغْضَاءُ في الأرضِ».
متفق عليه. الرواية الأولى لفظ البخاري، والثانية لفظ مسلم
از عیاض بن حمار مجاشعی رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه اش فرمود: «أَلاَ إِنَّ رَبِّى أَمَرَنِى أَنْ أُعَلِّمَكُمْ مَا جَهِلْتُمْ مِمَّا عَلَّمَنِي، يَوْمِي هَذَا، كُلُّ مَالٍ نَحَلْتُهُ عَبْدًا حَلاَلٌ، وَإِنِّى خَلَقْتُ عِبَادِى حُنَفَاءَ كُلَّهُمْ، وَإِنَّهُمْ أَتَتْهُمُ الشَّيَاطِينُ فَاجْتَالَتْهُمْ عَنْ دِينِهِمْ، وَحَرَّمَتْ عَلَيْهِمْ مَا أَحْلَلْتُ لَهُمْ، وَأَمَرَتْهُمْ أَنْ يُشْرِكُوا بِي مَا لَمْ أُنْزِلْ بِهِ سُلْطَانًا، وَإِنَّ اللَّهَ نَظَرَ إِلَى أَهْلِ الأَرْضِ فَمَقَتَهُمْ عَرَبَهُمْ وَعَجَمَهُمْ، إِلاَّ بَقَايَا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ، وَقَالَ: إِنَّمَا بَعَثْتُكَ لأَبْتَلِيَكَ وَأَبْتَلِىَ بِكَ، وَأَنْزَلْتُ عَلَيْكَ كِتَابًا لاَ يَغْسِلُهُ الْمَاءُ، تَقْرَأُهُ نَائِمًا وَيَقْظَانَ، وَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِى أَنْ أحرِق قُرَيْشًا، فَقُلْتُ: رَبِّ إِذًا يَثْلُغُوا رَأْسِى فَيَدَعُوهُ خُبْزَةً، قَالَ: اسْتَخْرِجْهُمْ كَمَا اسْتَخْرَجُوكَ، وَاغْزُهُمْ نُغْزِكَ، وَأَنْفِقْ فَسَنُنْفِقَ عَلَيْكَ، وَابْعَثْ جَيْشًا نَبْعَثْ خَمْسَةً مِثْلَهُ، وَقَاتِلْ بِمَنْ أَطَاعَكَ مَنْ عَصَاكَ، قَالَ: وَأَهْلُ الْجَنَّةِ ثَلاَثَةٌ: ذُو سُلْطَانٍ مُقْسِطٌ مُتَصَدِّقٌ مُوَفَّقٌ، وَرَجُلٌ رَحِيمٌ رَقِيقُ الْقَلْبِ لِكُلِّ ذِي قُرْبَى وَمُسْلِمٍ، وَعَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ ذُو عِيَالٍ، قَالَ: وَأَهْلُ النَّارِ خَمْسَةٌ: الضَّعِيفُ الَّذِي لاَ زَبْرَ لَهُ، الَّذِينَ هُمْ فِيكُمْ تَبَعًا لاَ يَتْبَعُونَ أَهْلاً وَلاَ مَالاً، وَالْخَائِنُ الَّذِي لاَ يَخْفَى لَهُ طَمَعٌ، وَإِنْ دَقَّ إِلاَّ خَانَهُ، وَرَجُلٌ لاَ يُصْبِحُ وَلاَ يُمْسِي إِلاَّ وَهُوَ يُخَادِعُكَ عَنْ أَهْلِكَ وَمَالِكَ" وَذَكَرَ الْبُخْلَ أَوِ الْكَذِبَ وَالشِّنْظِيرُ الْفَحَّاشُ»: «امروز پروردگارم به من دستور داده که از آنچه به من آموخته و شما نمی دانيد، به شما بياموزم؛ (الله متعال فرمود:) هر مالی که به يکی از بندگانم عنايت کرده ام، حلال است. همانا من همه ی بندگانم را مسلمان و بر راه راست آفريدم؛ اما شيطان ها نزد آنها آمده و آنان را از دين شان منحرف می کنند و آنچه را که من برای آنان حلال قرار دادم، حرام می نمایند؛ و آنها را وادار می کنند تا چيزهایی را با من شريک کنند که دليلی برای آن نازل نفرمودم. الله متعال نگاهی به اهل زمين انداخت و بجز تعداد کمی از اهل کتاب، همه ی عرب و عجم آنها را مبغوض داشت و فرمود: تو را مبعوث نمودم تا تو را آزمايش کنم و بوسيله ی تو ديگران را نيز در بوته ی آزمايش قرار دهم؛ و کتابی بر تو نازل نمودم که آب آن را نمی شويد (با گذشت زمان، از بين نمی رود؛ بلکه در سينه ها محفوظ است) و در حالت خواب و بيداری، آن را تلاوت می کنی (چه خواب باشی و چه بيدار، اين کتاب حفظ می شود). همچنين الله متعال به من دستور داد تا قريش را آتش بزنم. من گفتم: پروردگارا، در اين صورت سرم را مانند نان می شکنند. الله متعال فرمود: آنها را بيرون کن، همانگونه که تو را بيرون کردند؛ با آنها بجنگ، ما تو را یاری می کنيم؛ انفاق کن که ما بر تو انفاق می کنيم؛ لشکری بفرست؛ ما پنج برابر آن را می فرستيم؛ و همراه کسانی که از تو اطاعت می کنند، با افراد نافرمان بجنگ؛ و بايد بدانی که بهشتيان، سه گروه هستند: 1 - سلطان عادلی که صدقه دهد و در مسيرش موفق باشد. 2 - مرد نرم دلی که با هر خويشاوند و هر مسلمان، با مهربانی برخورد کند. 3 - فرد پاکدامن وصاحب عيالی که از مردم چيزی درخواست نمی کند. جهنميان نيز پنج گروه هستند: 1 - افراد ضعيفی که از عقل کافی برخوردار نيستند و در میان شما دنباله رو هستند و در جستجوی خانواده و مال نيستند. 2 - افراد خائنی که هيچ طمع و خيانتی از نگاه شان پنهان نمی ماند؛ هرچند که کوچک و ناچيز باشد. 3 - افرادی که صبح و شام، با خانواده و اموال شان، شما را فريب می دهند. 4 - آنگاه رسول اکرم از بخل يا دروغ صحبت نمود (صاحب يکی از اين دو وصف را جهنمی دانست). 5 - افراد بد اخلاقی که بسيار بد و بی راه می گويند».
به روایت مسلم
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: «گويا گرد و غبار گروه جبريل را می بينم كه از كوچه های بنی غنم بلند می شود؛ و اين زمانی بود كه رسول الله صلى الله عليه وسلم برای جهاد به بنی قريظه می رفت».
به روایت بخاری
از زید بن ثابت رضی الله عنه روایت است که می گوید: ما نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم در حال جمع آوری و نوشتن قرآن بوديم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «طُوبَى لِلشَّامِ»: «خوشا بحال (اهل) شام»؛ گفتیم: چرا ای رسول خدا؟ فرمود: «لِأَنَّ مَلَائِكَةَ الرَّحْمَنِ بَاسِطَةٌ أَجْنِحَتَهَا عَلَيْهَا»: «زیرا ملائکه ی الله رحمان بال های خود را بر روی آن گسترده اند».
به روایت ترمذی - به روایت احمد
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اِنَّ إِبْلِيسَ يَضَعُ عَرْشَهُ عَلَى الْمَاءِ، ثُمَّ يَبْعَثُ سَرَايَاهُ، فَأَدْنَاهُمْ مِنْهُ مَنْزِلَةً أَعْظَمُهُمْ فِتْنَةً، يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: فَعَلْتُ كَذَا وَكَذَا، فَيَقُولُ: مَا صَنَعْتَ شَيْئًا، قَالَ: ثُمَّ يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: مَا تَرَكْتُهُ حَتَّى فَرَّقْتُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ امْرَأَتِهِ، قَالَ: فَيُدْنِيهِ مِنْهُ وَيَقُولُ: نِعْمَ أَنْتَ»: «ابليس تختش را روی آب می گذارد؛ سپس لشکريانش را می فرستد (تا مردم را دچار فتنه کنند.) و کسی از ميان آنها به او نزديک تر است که فتنه ی بزرگتری ايجاد کند. بعد از آن، يکی از لشکريانش می آيد و می گويد: فلان و فلان کار را انجام دادم. ابليس به او می گويد: هيچ کاری انجام نداده ای. سپس يکی ديگر از لشکريانش می آيد و می گويد: فلانی را رها نکردم تا اينکه او و همسرش را از يکديگر جدا ساختم. ابليس او را به خودش نزديک می کند و می گويد: چه فرد نيکی هستی». اعمش می گوید: بنظرم فرمود: «فَيَلْتَزِمُهُ»: «آنگاه ابليس او را در آغوش می گيرد».
به روایت مسلم
از عثمان بن ابی العاص ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: وی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ رفت و گفت: یا رسول الله، شیطان میان من و نمازم حائل شده و در قرائتم اشکال ایجاد میکند. پس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «ذَاكَ شَيْطَانٌ يُقَالُ لَهُ خِنْزَِبٌ، فَإِذَا أَحْسَسْتَهُ فَتَعَوَّذْ بِاللهِ مِنْهُ، وَاتْفُلْ عَلَى يَسَارِكَ ثَلَاثًا»: «آن شیطانی است که به او خِنزَب گفته میشود، پس هرگاه احساسش کردی از او به الله پناه ببر (اعوذ بالله بگو) و سه بار به سمت چپت تف کن». عثمان میگوید: چنین کردم و الله آن را از من برطرف نمود. (منظور از تف کردن، فوت کردن با اندکی آب دهان است.)
به روایت مسلم