FA
فقه و اصول
فقه عبادات
231 حديث
طهارت
18
نماز
126
جنازه ها
11
زكات
13
روزه
40
حج و عمره
17
جهاد
17
231 حديث
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ أحَبَّ لِقَاءَ اللهِ أَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ كَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «هرکس دوست دار ديدارِ الله باشد، الله نيز ديدارش را دوست دارد؛ و هرکه ملاقاتِ الله را دوست نداشته باشد، الله نيز ملاقاتش را دوست ندارد». گفتم: یا رسول الله، اگر منظورتان دوست نداشتن مرگ است که همه ی ما مرگ را دوست نداريم؟ فرمود: «لَيْسَ كَذَلِكَ، ولكِنَّ المُؤْمِنَ إذَا بُشِّرَ بِرَحْمَةِ اللهِ وَرِضْوَانِهِ وَجَنَّتِهِ أَحَبَّ لِقَاءَ اللهِ فَأَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وإنَّ الكَافِرَ إذَا بُشِّرَ بِعَذابِ اللهِ وَسَخَطهِ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ وكَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «چنين نيست؛ مومن آنگاه که نويد رحمت، خشنودی و بهشتِ الله به او داده می شود، ملاقات الله را دوست دارد؛ در نتيجه الله نيز ملاقاتش را دوست می دارد. و کافر هنگامی که خبرِ خفت بارِ عذاب و خشمِ الهی را دريافت می کند، ديدار الله را ناپسند می دارد و الله نيز ديدارش را دوست ندارد».
به روایت مسلم
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که می گوید: هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای نماز برمی خاست، چنین می فرمود: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، لاَ شَرِيكَ لَهُ، وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ، وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَنْتَ رَبِّي وَأَنَا عَبْدُكَ، ظَلَمْتُ نَفْسِي وَاعْتَرَفْتُ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي ذُنُوبِي جَمِيعًا، إِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاََّ أَنْتَ، وَاهْدِنِي لأِحْسَنِ الأَخْلاَقِ لاَ يَهْدِي لأِحْسَنِهَا إِلاَّ أَنْتَ، وَاصْرِفْ عَنِّي سَيِّئَهَا لاَ يَصْرِفُ عَنِّي سَيِّئَهَا إِلاَّ أَنْتَ، لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ، وَالْخَيْرُ كُلُّهُ فِي يَدَيْكَ، وَالشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ، أَنَا بِكَ وَإِلَيْكَ، تَبَارَكْتَ وَتَعَالَيْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ: «من چهره ام را به سوى ذاتى متوجه کرده ام که آسمان ها و زمين را آفريد؛ درحالى که من از باطل روى گردان شده و به سوى حق آمده ام و از مشرکان نيستم. نماز، عبادت، زندگى و مرگم از آنِ پروردگار جهانيان است که شريکى ندارد. دستور يافته ام که چنين کنم و من از فرمانبرداران مى باشم. پروردگارا! تويى پادشاه، بجز تو، معبودى [بحق] وجود ندارد. تو پروردگار من هستى و من بنده ى تو هستم. بر خود ظلم کردم و به گناهم اعتراف نمودم؛ همه ى گناهانم را ببخشاى، همانا بجز تو کسى گناهانم را نمى آمرزد. الهى! مرا به نيکوترين اخلاق و خصلت ها، رهنمون فرما، همانا بجز تو کسى نيست که مرا بسوى آنها هدايت کند. الهى! خصلت هاى بد را از من دور گردان؛ زيرا بجز تو کسى نيست که آنها را از من دور گرداند. من در بارگاهت حاضرم و براى اطاعت از تو آماده ام. هرگونه خير و نيکى در اختيار توست؛ بدى را به سوى تو راهى نيست. الهى! من به لطف تو موجودم و به سوى تو متوجه ام؛ تو بسيار با برکت و برتر هستى؛ از تو آمرزش مى خواهم و در بارگاه تو توبه مى کنم». و هنگامی که رکوع می نمود می فرمود: «اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، خَشَعَ لَكَ سَمْعِي وَبَصَرِي، وَمُخِّي وَعَظْمي وَعَصَبِي»: «بار الها! براى تو رکوع نمودم، به تو ايمان آوردم و تسليم تو شدم. و گوش، چشم، مخ، استخوان، پى و رگم براى تو خشوع و فروتنى نمودند». و هنگامی که سرش را از رکوع بلند می نمود، می فرمود: «اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ، مِلْءَ السَّمَاوَاتِ وَمِلْءَ الأَرْضِ، وَمِلْءَ مَا بَيْنَهُمَا، وَمِلْءَ مَا شِئْتَ مِنْ شَيْءٍ بَعْدُ»: «الهى! ای پروردگار ما! حمد و ستايش از آنِ تو است؛ ستايشى که آسمان ها و زمين و ميان آنها و هرچه را که تو بخواهى، پر کند». و هنگامی که سجده می نمود، می فرمود: «اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَصَوَّرَهُ، وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ»: «الهى! براى تو سجده کردم، به تو ايمان آوردم و در برابر فرمان تو تسليم شدم؛ چهره ام براى ذاتی که آن را آفريد و صورت بخشيد و عضو شنوايى و بينايى در آن قرار داد، سجده نمود؛ با برکت است الهی که بهترين آفريدگار است». و يکی از آخرين دعاهايش ميان تشهد وسلام اين بود که می فرمود: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ، وَمَا أَسْرَرْتُ وَمَا أَعْلَنْتُ وَمَا أَسْرَفْتُ، وَمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، أَنْتَ الْمُقَدِّمُ وَأَنْتَ الْمُؤَخِّرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ»: «بار الها! گناهان گذشته و آينده، پنهان و آشکار، تجاوزهای مرا و آنچه را که تو بهتر از من می دانی، مغفرت کن؛ چرا که تقديم و تأخير بدست توست و هيچ معبود بر حقی جز تو وجود ندارد».
به روایت مسلم
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای نماز تهجد برمی خواست این دعا را می خواند: «اللهم ربَّنا لك الحمدُ، أنت قَيِّمُ السموات والأرض، ولك الحمدُ أنت ربُّ السموات والأرض ومَن فيهنَّ، ولك الحمدُ أنت نورُ السموات والأرض ومن فيهنَّ، أنت الحقُّ، وقولُك الحقُّ، ووعدُك الحقُّ، ولقاؤك الحقُّ، والجنةُ حقٌّ، والنارُ حقٌّ، والساعةُ حقٌّ، اللهم لك أسلمتُ، وبك آمنتُ، وعليك توكَّلتُ، وإليك خاصمتُ، وبك حاكمتُ، فاغفر لي ما قدَّمتُ وما أخَّرتُ، وأسررتُ وأعلنتُ، وما أنت أعلم به مني، لا إلهَ إلا أنت»: «پروردگارا، تمام تعريف ها از آنِ توست. محافظِ زمين و آسمان و آنچه در ميان آنها وجود دارد، تو هستی. فقط تو شايسته ی حمد و ثنايی. پروردگار زمين و آسمان و آنچه ميان شان وجود دارد، تو هستی. روشنی آسمان ها و زمين و آنچه ميان شان وجود دارد، تو هستی. حمد، شايسته توست. تو بر حقی و سخنت حق است و وعده ات حق است؛ ملاقات تو حق است. بهشت تو حق، دوزخ تو حق و قيامت حق است. پروردگارا، تسليم تو شدم، به تو ايمان آوردم، به تو توكل نمودم و به تو روی آوردم. به كمک تو با دشمنان مبارزه كردم. و تو را حَكَم قرار دادم. پس گناهان اول و آخر و آشکار و پنهان مرا بيامرز. و آنچه تو در رابطه با آن از من آگاهتری. معبود بر حقی جز تو وجود ندارد».
متفق علیه
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا مِنْ يَوْمٍ أَكْثَرَ مِنْ أَنْ يُعْتِقَ اللَّهُ فِيهِ عَبْدًا مِنْ النَّارِ، مِنْ يَوْمِ عَرَفَةَ، وَإِنَّهُ لَيَدْنُو ثُمَّ يُبَاهِي بِهِمْ الْمَلاَئِكَةَ، فَيَقُولُ: مَا أَرَادَ هَؤُلاَءِ»: «الله متعال در هيچ روزی به اندازه ی روز عرفه، بندگان را از آتش جهنم آزاد نمی کند؛ و نزديک می شود و به آنان نزد ملائکه افتخار می نمايد و می فرماید: اينها چه می خواهند؟».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا اسْتَيْقَظَ أَحَدُكُمْ مِنْ مَنَامِهِ فَلْيَسْتَنْثِرْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَبِيتُ عَلَى خَيَاشِيمِهِ»: «هرگاه يكی از شما از خوابش بيدار شد، سه بار آب در بينی كند و با فشار آن را بیرون بریزد، چون شيطان شب را در خيشوم (بينی) او میگذراند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از لقیط بن صبره رضی الله عنه روایت است که می گوید: من نماینده ی بنی منتفِق بودم - یا در میان نمایندگان بنی منتفق بودم - که نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم و ایشان را در خانه اش نیافتیم و ام المومنین عایشه را ملاقات کردیم؛ ایشان دستور داد برای ما آبگوشت درست کنند. و برای ما یک سینی از خرما آورده شد؛ در این هنگام بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: «هَلْ أَصَبْتُمْ شَيْئًا؟ - أَوْ أُمِرَ لَكُمْ بِشَيْءٍ؟»: «آیا غذایی خورده اید؟ یا دستور آماده شدن غذایی داده شده؟». گفتیم: بله ای رسول خدا؛ با رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم که چوپان، گوسفندان را درحالی به آغل آورد که به همراه او بره یا بزغاله ای بود که بع بع می کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ««مَا وَلَّدْتَ يَا فُلَانُ؟»: «فلانی، چه زاییده است؟». چوپان گفت: ماده است. فرمود: «فَاذْبَحْ لَنَا مَكَانَهَا شَاةً»: «به جای آن گوسفندی را برای ما ذبح کن». سپس فرمود: «لَا تَحْسَبَنَّ - وَلَمْ يَقُلْ: لَا تَحْسِبَنَّ أَنَّا مِنْ أَجْلِكَ ذَبَحْنَاهَا، لَنَا غَنَمٌ مِائَةٌ لَا نُرِيدُ أَنْ تَزِيدَ، فَإِذَا وَلَّدَ الرَّاعِي بَهْمَةً، ذَبَحْنَا مَكَانَهَا شَاةً»: «گمان نکن به خاطر تو آن گوسفند را ذبح کردیم؛ ما تعداد صد گوسفند داریم که نمی خواهیم بر تعداد آنها افزوده شود؛ بنابراین چون بره ای به دنیا می آید، به جای آن گوسفندی را ذبح می کنیم». گفتم: ای رسول خدا، من زنی بد دهان دارم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَطَلِّقْهَا إِذًا»: «او را طلاق بده». گفتم: ای رسول خدا، همنشین من است و از او فرزند دارم. فرمود: «فَمُرْهَا يَقُولُ: عِظْهَا فَإِنْ يَكُ فِيهَا خَيْرٌ فَسَتَفْعَلْ، وَلَا تَضْرِبْ ظَعِينَتَكَ كَضَرْبِكَ أُمَيَّتَكَ»: «برو و او را به آرامی پند و اندرز بده، اگر در او خیری باشد به آنچه امرش می کنی عمل نموده و از تو اطاعت می کند؛ (در غیر این صورت) همسرت را همچون کنیزت نزن». سپس گفتم: ای رسول خدا، در مورد وضو به من بگو؟ فرمود: «أَسْبِغِ الْوُضُوءَ، وَخَلِّلْ بَيْنَ الْأَصَابِعِ، وَبَالِغْ فِي الِاسْتِنْشَاقِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ صَائِمًا»: «وضو را کامل نموده و بین انگشت ها را خلال کن و در استنشاق مبالغه کن مگر اینکه روزه باشی».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمی
از ابوالاسود روایت است که می گوید: به مدينه آمده و نزد عمر بن خطاب رضي الله عنه نشسته بودم؛ در اين ميان جنازه ای از آنجا گذشت و از آن به نيکی ياد شد. عمر رضي الله عنه گفت: «واجب شد». سپس جنازه ی ديگری از آنجا بردند و از او نيز به نيکی ياد گرديد. عمر رضی الله عنه گفت: «واجب شد». آنگاه جنازه ی سومی عبور داده شد و صاحبش را نکوهش کردند. عمر رضي الله عنه گفت: «واجب شد». ابوالاسود می گويد: گفتم: ای امير مؤمنان! چه چيزی واجب شد؟ پاسخ داد: من سخن رسول الله صلى الله عليه وسلم را بازگو کردم که فرمود: «أيُّمَا مُسْلِمٍ شَهِدَ لَهُ أرْبَعَةٌ بِخَيرٍ، أدْخَلَهُ اللهُ الجَنَّةَ»: «هر مسلمانی که چهار نفر از او به نيکی ياد کنند، الله او را وارد بهشت می گرداند». گفتيم: (گواهی) سه نفر چه؟ فرمود: «وَثَلاثَةٌ»: «(اگر) سه نفر (هم گواهی دهند، اين گونه است)». گفتيم: دو نفر چه؟ فرمود: «وَاثْنَانِ»: «(اگر) دو نفر (نيز گواهی دهند، اين گونه است)». و از آن بزرگوار درباره ی گواهی يک نفر نپرسيديم.
به روایت بخاری
از اُمّ سَلَمه امالمؤمنین، همسر پیامبر صلی الله علیه و سلم رضی الله عنها روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ كَانَ لَهُ ذِبْحٌ يَذْبَحُهُ فَإِذَا أُهِلَّ هِلَالُ ذِي الْحِجَّةِ، فَلَا يَأْخُذَنَّ مِنْ شَعْرِهِ، وَلَا مِنْ أَظْفَارِهِ شَيْئًا حَتَّى يُضَحِّيَ». یعنی: «هر کس قربانیای دارد که میخواهد آن را ذبح کند، پس هرگاه هلال ماه ذیالحجه دیده شد، نباید چیزی از موی خود و نه از ناخنهایش بگیرد تا زمانی که قربانی کند».
به روایت مسلم
از ام عطیة ـ رضی الله عنها ـ که با پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیعت کرده بود روایت است که گفت: ما تیرگی و زردی پس از پاکی را چیزی به حساب نمیآوردیم.
به روایت ابوداوود با همین لفظ؛ و بخاری آن را بدون اضافهٔ «بعد از طهر» روایت کرده است
از حذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «فُضِّلْنَا عَلَى النَّاسِ بِثَلَاثٍ: جُعِلَتْ صُفُوفُنَا كَصُفُوفِ الْمَلَائِكَةِ، وَجُعِلَتْ لَنَا الْأَرْضُ كُلُّهَا مَسْجِدًا، وَجُعِلَتْ تُرْبَتُهَا لَنَا طَهُورًا، إِذَا لَمْ نَجِدْ الْمَاءَ وَذَكَرَ خَصْلَةً أُخْرَى»: «ما با داشتن سه ویژگی بر امت های گذشته برتری داده شده ایم: صف های ما (در نماز) مانند صف های ملائکه گردانیده شد؛ و تمام زمین برای ما مسجد قرار داده شد و خاک آن برای ما پاک گردانیده شد، در صورت نیافتن آب. و یک ویژگی دیگر نیز ذکر کرد».
به روایت مسلم
از سمره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ تَوَضَّأَ يَوْمَ الجُمُعَةِ فبِها وَنِعْمَتْ وَمَن اغْتَسَلَ فَالغُسْلُ أفْضَلُ»: «هرکس روز جمعه وضو بگيرد، به سنت عمل کرده و چه عمل نيکی انجام داده است؛ و هرکس غُسل کند، غسل بهتر است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمی
از عَمرو بن سُلَیم انصاری روایت است که گفت: گواهی میدهم که ابوسعید گفت: گواهی میدهم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «الغُسْلُ يَوْمَ الجُمُعَةِ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ، وَأَنْ يَسْتَنَّ، وَأَنْ يَمَسَّ طِيبًا إِنْ وَجَدَ»: «غسل جمعه بر هر بالغی واجب است و اینکه مسواک بزند و اگر عطر دارد از آن استفاده کند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوبکره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الزَّمَانَ قَدِ اسْتَدَارَ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ والأَرْض: السَّنةُ اثْنَا عَشَر شَهْرًا، مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُم: ثَلاثٌ مُتَوَالِيَات: ذُو الْقعْدة وَذو الْحِجَّةِ، والْمُحرَّم، وَرجُب مُضَرَ الّذي بَيْنَ جُمادَي وَشَعْبَان، أَيُّ شَهْرٍ هَذَا؟»: «زمان به صورتِ اصلی اش، مانندِ روزی درآمده است که الله متعال، آسمان ها و زمين را آفريد؛ هر سال، دوازده ماه می باشد و چهار ماهِ آن حرام است: ذوالقعده، ذوالحجه و محرّم که پُشتِ سرِ هم قرار دارند و رجبِ «مُضَر» که بينِ جمادی (الثانی) و شعبان است. اين چه ماهی است؟» گفتيم: الله و رسولش داناترند. آنگاه سکوت فرمود، به حدی که گمان کرديم نامِ ديگری برايش بيان می کند. فرمود: «أَليْس ذَا الْحِجَّة؟»: «آیا ماه ذوالحجه نیست؟» گفتیم: بله؛ فرمود: «فأَيُّ بلَدٍ هَذَا؟»: «اين چه شهری است؟». گفتيم: الله و رسولش بهتر می دانند. سپس سکوت نمود تا جایی که گمان کرديم نام ديگری برای آن بيان می کند. فرمود: «أَلَيْسَ الْبلْدةَ؟»: « مگر اين جا مکه نيست؟» گفتیم: بله. فرمود: «فَأَيُّ يَومٍ هذَا؟»: «امروز چه روزی است؟». گفتیم: الله و رسولش داناترند. آنگاه سکوت فرمود، تا حدی که گمان کرديم نام ديگری برايش بيان می کند. فرمود: «أَلَيْسَ يَوْمَ النَّحْر؟»: «آیا روز قربانی نیست؟» گفتیم:بله. فرمود: «فإِنَّ دِماءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وأَعْراضَكُمْ عَلَيْكُمْ حرَام، كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا في بَلَدِكُمْ هَذا في شَهْرِكم هَذَا، وَسَتَلْقَوْن ربَّكُم فَيَسْأَلُكُمْ عَنْ أَعْمَالِكُم، أَلا فَلا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْض، أَلاَ لِيُبلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِب، فلَعلَّ بعْض من يبْلغُه أَنْ يَكُونَ أَوْعَى لَه مِن بَعْضِ مَنْ سَمِعه»: «همانا خون و مال و آبروی شما، همانند اين روز و اين ماه و اين سرزمين، حرمت دارند (و تعرض به جان و مال و آبروی يکديگر، بر شما حرام است؛) شما به زودی پروردگارتان را ملاقات می کنيد و شما را درباره ی اعمال تان بازخواست می نمايد. مواظب باشيد که پس از من با زدن گردن یکدیگر کافر نشوید. بدانید هرکس حضور دارد، بايد (اين سخنان را) به کسی که غايب است، برساند؛ چه بسا برخی از کسانی که اين سخنان به آنها می رسد، از برخی شنوندگان حاضر، (اين مسايل را) بهتر دريابند». سپس فرمود: «أَلا هَلْ بَلَّغْت، أَلا هَلْ بلَّغْت؟»: «آيا تبليغ کردم؟ آيا تبليغ کردم؟» گفتيم: بله. فرمود: «اللَّهُمْ اشْهدْ»: «يا الله شاهد باش».
متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِذَا جَاءَ رَمَضَانُ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ، وَغُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ، وَصُفِّدَتِ الشَّيَاطِينُ». یعنی: «چون رمضان آید درهای بهشت گشوده میشود، و درهای دوزخ بسته میشود، و شیاطین به زنجیر کشیده میشوند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا صُمْتَ مِنَ الشَّهْرِ ثَلاَثاً، فَصُمْ ثَلاَثَ عَشْرَةَ، وَأرْبَعَ عَشْرَةَ، وَخَمْسَ عَشْرَةَ»: «هرگاه قصدِ روزه گرفتن سه روز از ماه را داشتی، روزهای سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم را روزه بگير». از قتاده بن ملحان رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما فرمان می داد که ایام بیض یعنی: روزهای سیزده، چهارده و پانزدهم هر ماه را روزه بگیریم. از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم چه در سفر و چه در اقامت، ایام بیض را روزه می گرفت.
به روایت ابن ماجه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ، أَدْبَرَ الشَّيْطَانُ وَلَهُ ضُرَاطٌ، حَتَّى لا يَسْمَعَ التَّأْذِينَ، فَإِذَا قَضَى النِّدَاءَ أَقْبَلَ، حَتَّى إِذَا ثوِّبَ بِالصَّلاةِ أَدْبَرَ، حَتَّى إِذَا قُضِيَ التَّثوِيبُ أَقْبَلَ، حَتَّى يَخْطِرَ بَيْنَ الْمَرْءِ وَنَفْسِهِ، يَقُولُ: اذْكُرْ كَذَا، اذْكُرْ كَذَا - لِمَا لَمْ يَكُنْ يَذْكُرُ مِنْ قَبْلُ - حَتَّى يَظَلَّ الرَّجُلُ لا يَدْرِي كَمْ صَلَّى»: «هنگامی كه برای نماز اذان داده می شود، شيطان فرار می كند و از عقب خود هوا خارج می كند تا صدای اذان را نشنود. و بعد از اذان برمی گردد. و باز هنگام اقامه گفتن فرار می كند. و دوباره پس از اتمام آن بر می گردد تا نمازگزاران را دچار وسوسه كند و می گويد: فلان مسئله و فلان مسئله و... را به خاطر بياور. يعنی هر آنچه فراموش كرده به يادش می آورد و او را چنان سرگرم می كند كه نداند چند ركعت، خوانده است».
متفق علیه
از معاذه عدویه روایت است که از عایشه رضی الله عنها پرسید: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم سه روز از هر ماه را روزه می گرفت؟ عایشه رضی الله عنها گفت: بله. پرسيدم: چه روزهايی از ماه روزه می گرفت؟ عايشه رضی الله عنها فرمود: «برايش مهم نبود که چه روزهایی از ماه روزه بگيرد».
به روایت مسلم
از معاویه رضیاللهعنه روایت است که گفت: از رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم شنیدم که میفرمودند: «الْمُؤَذِّنُونَ أَطْوَلُ النَّاسِ أَعْنَاقًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ». یعنی: «مؤذنان در روز قیامت، بلندترین گردنها را در میان مردم دارند».
به روایت مسلم
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم روز عاشورا را روزه گرفت و به گرفتن روزه آن روز امر نمود.
متفق علیه
از شریح بن هانی روایت است که می گوید: نزد عايشه رضی الله عنها رفتم و از او درباره ی مسح بر موزه ها پرسيدم. وی گفت: نزد علی بن ابی طالب برو و از او بپرس؛ چون او همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم به سفر می رفت. ما از علی بن ابی طالب پرسيديم و او گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم برای مسافر سه شبانه روز و برای مقيم يک شبانه روز وقت تعيين نمود.
به روایت مسلم
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: آيا داستان خودم با رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای شما بيان نکنم؟ گفتيم: بله. گفت: شبی که نوبت من بود و رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد من بود، ردايش را به زمين گذاشت و کفش هايش را نيز بيرون آورد و نزديک پاهايش گذاشت. همچنين گوشه ی ازارش را بالای رختخوابش پهن نمود و به پهلو دراز کشيد. سپس به اندازه ای که گمان نمود من به خواب رفته ام، درنگ نمود؛ بعد از آن به آهستگی ردايش را برداشت و کفش هايش را پوشيد و در را باز نمود و بيرون شد و دوباره به آهستگی در را بست. با ديدن اين صحنه، من نيز روسری و مقنعه به سر گذاشتم وپيراهن و ازارم را پوشيدم و به دنبالش راه افتادم. تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به قبرستان بقيع رفت و در آنجا مدت زيادی ايستاد و در اين مدت سه بار دست هايش را بلند نمود (و دعا کرد). آنگاه برگشت و من نيز برگشتم. رسول الله صلی الله علیه وسلم با شتاب راه می رفت؛ من نيز شتاب نمودم. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم شروع به دويدن نمود؛ من نيز دويدم. سرانجام به خانه رسيد. ولی من قبل از ايشان به خانه رسيدم و وارد خانه شدم و فقط همين اندازه فرصت داشتم که دراز کشيدم. به هر حال، رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد خانه شد و فرمود: «مَا لَكِ يَا عَائِشُ حَشْيَا رَابِيَةً؟»: «ای عايشه، چرا نفست تند می زند و دچار تنگی نفس شده ای؟» گفتم: من مشکلی ندارم. فرمود: «لَتُخْبِرِينِي أَوْ لَيُخْبِرَنِّي اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»: «به من می گویی يا اينکه الله لطيف و خبير مرا اطلاع می دهد». گفتم: يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت باد؛ و ماجرا را برايش بيان نمودم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَأَنْتِ السَّوَادُ الَّذِي رَأَيْتُ أَمَامِي؟»: «پس آن شبحی که جلوی خود ديدم تو بودی؟» گفتم: بله. در اين هنگام رسول الله صلی الله علیه وسلم با دستش به سينه ام زد، طوریکه سينه ام به درد آمد و فرمود: «أَظَنَنْتِ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْكِ وَرَسُولُهُ؟»: «آيا گمان کردی که الله و رسولش در حق تو ستم می کنند؟» عايشه رضی الله عنها گفت: هر چه را مردم پنهان کنند، الله می داند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم ادامه داد: «فَإِنَّ جِبْرِيلَ أَتَانِي حِينَ رَأَيْتِ فَنَادَانِي فَأَخْفَاهُ مِنْكِ، فَأَجَبْتُهُ فَأَخْفَيْتُهُ مِنْكِ، وَلَمْ يَكُنْ يَدْخُلُ عَلَيْكِ وَقَدْ وَضَعْتِ ثِيَابَكِ، وَظَنَنْتُ أَنْ قَدْ رَقَدْتِ، فَكَرِهْتُ أَنْ أُوقِظَكِ، وَخَشِيتُ أَنْ تَسْتَوْحِشِي، فَقَالَ: إِنَّ رَبَّكَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَأْتِيَ أَهْلَ الْبَقِيعِ، فَتَسْتَغْفِرَ لَهُمْ»: «همان وقت، جبريل نزد من آمد و طوری که تو متوجه نشوی، مرا صدا زد. من نيز بدون اينکه تو متوجه شوی، جواب دادم. و چون تو لباس راحت پوشيده بودی، جبريل نخواست نزد تو بيايد. من نيز گمان کردم که تو خوابيده ای. چون بيم آن داشتم که وحشت کنی، دوست نداشتم تو را بيدار نمايم. به هر حال، جبريل به من گفت: پروردگارت به تو دستور می دهد تا نزد اهل بقيع بروی و برای آنان طلب مغفرت کنی». عايشه رضی الله عنها می گويد: گفتم: يا رسول الله، به آنان چه بگويم؟ فرمود: بگو: «السَّلاَمُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ، وَيَرْحَمُ اللَّهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَالْمُسْتَأْخِرِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَلاَحِقُونَ»: «سلام بر شما مؤمنان و مسلمانانی که ساکن اين ديار هستيد؛ الله بر گذشتگان و آيندگان ما رحم بفرمايد و ما نيز به خواست الله به شما خواهيم پيوست».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَقَفَتْ الْمَلَائِكَةُ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ يَكْتُبُونَ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ، وَمَثَلُ الْمُهَجِّرِ كَمَثَلِ الَّذِي يُهْدِي بَدَنَةً، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي بَقَرَةً، ثُمَّ كَبْشًا، ثُمَّ دَجَاجَةً، ثُمَّ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ، وَيَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»: «هنگامی که روز جمعه فرا می رسد، (تعدادی از) ملائکه بر دروازه ی مسجد مستقر می شوند و نام کسانی را که در اول وقت به مسجد می آيند، يکی پس از ديگری می نويسند؛ و مثال کسی که زود به مسجد می آيد، مانند کسی است که شتری قربانی می کند؛ و شخص بعدی، مانند کسی است که گاوی قربانی می نمايد؛ و کسی که بعد از او به مسجد می آيد، مانند کسی است که قوچی قربانی نمايد و فرد بعدی، مانند کسی است که مرغی را قربانی می کند و شخص آخر، مانند کسی است که تخم مرغی را در راه الله صدقه نمايد؛ و چون امام بيرون آيد، ملائکه دفترهای شان را در هم می پيچند و به خطبه گوش می دهند».
متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَرَأَ ابْنُ آدَمَ السَّجْدَةَ فَسَجَدَ اعْتَزَلَ الشَّيْطَانُ يَبْكِي، يَقُولُ: يَا وَيْلَهُ»: «هنگامی که فرزند آدم آيات سجده را تلاوت می نمايد و سجده می کند، شيطان به گوشه ای می خزد و شروع به گريه می کند و می گويد: وای بر او». و در روايتی آمده که می گوید: «يَا وَيْلِي»: «وای بر من». «أُمِرَ ابْنُ آدَمَ بِالسُّجُودِ فَسَجَدَ فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَأُمِرْتُ بِالسُّجُودِ فَأَبَيْتُ فَلِيَ النَّارُ»: «فرزند آدم دستور داده شد تا سجده کند، پس سجده کرد و به بهشت می رود. و من به سجده امر شدم و از سجده کردن ابا ورزیدم پس به جهنم می روم».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أَدْرَكَ مِنْ الصُّبْحِ رَكْعَةً قَبْلَ أَنْ تَطْلُعَ الشَّمْسُ فَقَدْ أَدْرَكَ الصُّبْحَ، وَمَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنْ الْعَصْرِ قَبْلَ أَنْ تَغْرُبَ الشَّمْسُ فَقَدْ أَدْرَكَ الْعَصْرَ»: «هرکس يک رکعت از نماز صبح را قبل از طلوع خورشيد دريابد، نماز صبح را دريافته است؛ و کسی که يک رکعت از نماز عصر را قبل از غروب خورشيد دريابد، يقيناً نماز عصر را دريافته است».
متفق علیه
الصفحة السابقة
صفحة 6 من 10
الصفحة التالية