FA
حرف هاى زيبا و موعظه ها
توبه
3 حديث
اعمال قلبى
14
زهد و پرهیزگارى
2
كردار صالحان
4
نكوهش گناهان
6
نكوهش دوست داشتن دنيا
8
نكوهش هواى نفس و شهوت ها
1
توبه
3
پاکسازی نفس
9
صفت هاى بهشت و جهنم
17
3 حديث
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «للَّهُ أَفْرحُ بتْوبةِ عَبْدِهِ مِنْ أَحَدِكُمْ، سقطَ عَلَى بعِيرِهِ، وقد أَضلَّهُ في أَرضٍ فَلاةٍ»: «به راستی که شادمانی الله از توبه ی بنده اش، بيش از شادی يکی از شماست که شتر گمشده اش را در بيابان می يابد». و در روايتی آمده است: «للَّهُ أَشدُّ فرحاً بِتَوْبةِ عَبْدِهِ حِين يتُوبُ إِلْيهِ، مِنْ أَحَدِكُمْ كان عَلَى راحِلَتِهِ بِأَرْضٍ فلاةٍ، فانْفَلَتَتْ مِنْهُ وعلَيْها طعامُهُ وشرَابُهُ، فأَيِسَ مِنْهَا، فأَتَى شَجَرةً، فاضْطَجَعَ في ظِلِّهَا، وقد أَيِسَ مِنْ رَاحِلتِه، فَبَيْنا هوَ كَذَلِكَ إِذْ هُوَ بِها، قَائِمة عِنْدَه، فَأَخذ بِخطامِهَا، ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الفَرح: اللَّهُمَّ أَنت عبْدِي وأَنا ربُّكَ، أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الفَرَح»: «الله متعال از توبه ی بنده اش بيش از فردی شادمان می شود كه در بيابانی بر شتر خود سوار است و شترش که آب و غذای او را بر پشت دارد، فرار می کند و او از يافتنش نااميد می شود؛ آنگاه زير سايه ی درختی می رود و نااميد از يافتن شترش دراز می کشد. در این حال که به کلی نااميد شده، ناگهان شترش را می بيند که کنارش ايستاده است؛ افسار شتر را می گيرد و از شدت خوشحالی می گويد: یا الله، تو بنده ی منی و من پروردگار تو هستم؛ و به این ترتیب از شدت خوشحالی (در ادای کلمات) دچار اشتباه می شود».
متفق علیه
از ابوموسی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللهَ عز وجل يَبْسُطُ يَدَهُ بِاللَّيْلِ لِيَتُوبَ مُسِيءُ النَّهَارِ، وَيَبْسُطُ يَدَهُ بِالنَّهَارِ لِيَتُوبَ مُسِيءُ اللَّيْلِ، حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا»: «الله عزوجل دستش را در شب باز میکند تا گنهکار روز توبه نماید؛ و دستش را در روز باز میکند تا گنهکار شب توبه کند؛ تا اینکه خورشید از مغرب طلوع نماید».
به روایت مسلم
انس بن مالک - رضى الله عنه - روايت مى كند كه رسول الله - صلى الله عليه و سلم - فرمودند: "همه ى انسان ها خطاكار هستند، و بهترين خطاكاران توبه كنندگان مى باشند".
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمد - به روایت دارمی