حديث للعالم
الموضوع

عقيده

135 حديث

135 حديث

از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ أحَبَّ لِقَاءَ اللهِ أَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ كَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «هرکس دوست دار ديدارِ الله باشد، الله نيز ديدارش را دوست دارد؛ و هرکه ملاقاتِ الله را دوست نداشته باشد، الله نيز ملاقاتش را دوست ندارد». گفتم: یا رسول الله، اگر منظورتان دوست نداشتن مرگ است که همه ی ما مرگ را دوست نداريم؟ فرمود: «لَيْسَ كَذَلِكَ، ولكِنَّ المُؤْمِنَ إذَا بُشِّرَ بِرَحْمَةِ اللهِ وَرِضْوَانِهِ وَجَنَّتِهِ أَحَبَّ لِقَاءَ اللهِ فَأَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وإنَّ الكَافِرَ إذَا بُشِّرَ بِعَذابِ اللهِ وَسَخَطهِ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ وكَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «چنين نيست؛ مومن آنگاه که نويد رحمت، خشنودی و بهشتِ الله به او داده می شود، ملاقات الله را دوست دارد؛ در نتيجه الله نيز ملاقاتش را دوست می دارد. و کافر هنگامی که خبرِ خفت بارِ عذاب و خشمِ الهی را دريافت می کند، ديدار الله را ناپسند می دارد و الله نيز ديدارش را دوست ندارد».به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «سيْحَانُ وجَيْحَانُ وَالْفُراتُ والنِّيلُ كُلٌّ مِنْ أنْهَارِ الْجنَّةِ»: «سيحون و جيحون و فرات و نيل همه از جوی های بهشت است».به روایت مسلم
از عبدالله بن عمرو ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الرَّاحِمُونَ يَرْحَمُهمُ الرَّحمنُ، ارحَمُوا أهلَ الأرضِ يَرْحْمْكُم مَن في السّماء»: «كسانى كه مهربان هستند، الله مهربان به آنان رحم خواهد كرد؛ به اهل زمين رحم كنيد، آنكه در آسمان است به شما رحم خواهد کرد».به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
از عبدالله بن عَمرو بن العاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که: هرگاه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ وارد مسجد می‌شد می‌فرمود: «أعوذُ باللهِ العَظيمِ، وبوَجهِه الكريمِ، وسُلطانِه القديمِ، مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ»: «پناه می‌برم به الله بزرگ و ذات بخشنده و سخاوتمندش و قدرت ازلی و ابدی‌اش از شر شيطان رانده شده». پرسیده شد: آیا فقط این [را گفت]؟ گفتم: آری؛ و چون این را بگوید، شیطان می‌گوید: در ادامهٔ روز از من ایمن شد.به روایت ابوداوود
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَقُولُ لِأَهْلِ الجَنَّةِ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ؟ فَيَقُولُونَ: لَبَّيْكَ رَبَّنَا وَسَعْدَيْكَ، فَيَقُولُ: هَلْ رَضِيتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: وَمَا لَنَا لاَ نَرْضَى وَقَدْ أَعْطَيْتَنَا مَا لَمْ تُعْطِ أَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ؟ فَيَقُولُ: أَنَا أُعْطِيكُمْ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِكَ، قَالُوا: يَا رَبِّ، وَأَيُّ شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ؟ فَيَقُولُ: أُحِلُّ عَلَيْكُمْ رِضْوَانِي، فَلاَ أَسْخَطُ عَلَيْكُمْ بَعْدَهُ أَبَدًا»: «الله متعال خطاب به بهشتيان می‌فرمايد: ای بهشتيان؟ آنان می‌گويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آماده‌ی خدمتيم. پس می‌فرمايد: آيا راضی هستيد؟ می‌گويند: چرا راضی نباشيم درحالی‌که تو به ما چیزهایی ارزانی داشته‌ای که به هيچ‌يک از مخلوقاتت عنايت نکرده‌ای؟. آنگاه الله متعال می‌فرمايد: بهتر از این را به شما عطا خواهم کرد. آنان می‌گويند: پروردگارا، چه چيزی بهتر از اين است؟ پس می‌فرمايد: خشنودی‌ام را شامل حال شما می‌گردانم و بعد از آن، هرگز از شما ناخشنود نمی‌شوم».بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهُریره رضی الله عنه روایت است که گفت: «لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الرَّجُلَ يَلْبَسُ لِبْسَةَ الْمَرْأَةِ، وَالْمَرْأَةَ تَلْبَسُ لِبْسَةَ الرَّجُلِ». یعنی: «رسول خدا صلی الله علیه و سلم مردی را که لباس زنانه بپوشد و زنی را که لباس مردانه بپوشد، لعنت کردند».به روایت نسائی در «السنن الکبری» و احمد، و ابن‌ماجه آن را با همین معنا روایت کرده است
از بُرَیده رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «کسی که به امانت سوگند یاد کند از ما نیست».به روایت ابوداوود و احمد
عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «إذا أَحَبَّ اللهُ تعالى العَبْدَ، نَادَى جِبْرِيلَ: إنَّ اللهَ تعالى يُحِبُّ فلاناً، فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، فَيُنَادِي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يحِبُّ فلاناً، فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ القَبُولُ في الأرضِ». وفي رواية: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إنَّ اللهَ تعالى إذا أَحَبَّ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فقال: إني أُحِبُّ فلاناً فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، ثم ينادي في السَّمَاءِ، فيقول: إنَّ اللهَ يُحِبُّ فلاناً فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ له القَبُولُ في الأرضِ، وإذا أَبْغَضَ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فيقول: إني أُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضْهُ. فَيُبْغِضُهُ جِبْرِيلُ، ثُمَّ ينادي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضُوهُ، ثُمَّ تُوضَعُ له البَغْضَاءُ في الأرضِ».متفق عليه. الرواية الأولى لفظ البخاري، والثانية لفظ مسلم
از انس بن مالک ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی که معاذ پشت سر او بر مرکب نشسته بود فرمود: «ای معاذ بن جبل»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ. فرمود: «ای معاذ»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ؛ و این را سه بار تکرار کرد. آنگاه رسول خدا فرمود: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»: «کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد». معاذ گفت: یا رسول الله، آیا از این به مردم خبر ندهم تا خوشحال شوند؟ فرمود: «در این صورت [بر این] تکیه می‌کنند». معاذ در هنگام وفاتش از ترس آنکه [به سبب کتمان علم] گناهکار شود، این حدیث را بازگو کرد.بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَيْنمَا رَجُلٌ يَمْشِي بطَريقٍ اشْتَدَّ علَيْهِ الْعَطش، فَوجد بِئراً فَنزَلَ فيها فَشَرب، ثُمَّ خرج فإِذا كلْبٌ يلهثُ يَأْكُلُ الثَّرَى مِنَ الْعَطَش، فَقَال الرَّجُل: لَقَدْ بلَغَ هَذَا الْكَلْبُ مِنَ العطشِ مِثْلَ الَّذِي كَانَ قَدْ بَلَغَ مِنِّي، فَنَزَلَ الْبِئْرَ، فَملأَ خُفَّه مَاءً ثُمَّ أَمْسَكَه بِفيه حتَّى رقِيَ، فَسَقَى الْكَلْب، فَشَكَرَ اللَّهُ لَه، فَغَفَرَ لَه»: «مردی از راهی می گذشت و سخت تشنه شده بود. چاهی يافت؛ از چاه پايين رفت و آب نوشيد و هنگامی که بيرون آمد، سگی ديد که از شدت تشنگی دهانش را باز کرده و زبانش را بيرون آورده بود و آن را به خاک مرطوب می ماليد. پس با خود گفت: اين سگ به همان اندازه تشنه است که من تشنه بودم. لذا دوباره از چاه پايين رفت و جوراب چرمی خود را پُر از آب کرد و جورابش را به دهان گرفت و از چاه بالا آمد و به سگ آب داد. از اين رو الله از او قدردانی کرد و گناهانش را بخشيد». اصحاب گفتند: یا رسول الله، آيا به خاطر نيکی کردن به حيوانات نيز اجر و پاداش می يابيم؟ فرمود: «في كُلِّ كَبِدٍ رَطْبةٍ أَجْرٌ»: «نيکی کردن به هر موجود زنده و جانداری ثواب دارد». و در روایتی آمده است: « فشَكَرَ اللهُ له، فغَفَرَ له، فَأَدْخَلَهُ الجَنَّةَ»: «الله از او قدردانی نمود و گناهانش را بخشيد و او را وارد بهشت کرد». و در روایت دیگری آمده است: «بَيْنَما كَلْبٌ يُطيف بِركِيَّةٍ قَدْ كَادَ يقْتُلُه الْعطَشُ إِذْ رأتْه بغِيٌّ مِنْ بَغَايا بَنِي إِسْرَائيل، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فاسْتَقت لَهُ بِه، فَسَقَتْهُ فَغُفِر لَهَا بِهِ»: «سگی پيرامون چاهی می چرخيد و نزديک بود از تشنگی هلاک شود. در اين اثنا يکی از زنان زناکار بنی اسرائيل آن سگ را ديد؛ پس جوراب چرمی اش را درآورد و با آن از چاه برای سگ آب کشيد و به سگ آب داد و بدين وسيله گناهانش بخشيده شد».به روایت بخاری - متفق علیه
از عبدالله بن عَمرو ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «المُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ المُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ، وَالمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ»: «مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند؛ و مهاجر کسی است که آنچه را الله از آن نهی کرده، ترک گوید».بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الكَافِرَ إِذَا عَمِلَ حَسَنَةً، أُطعِمَ بِهَا طُعمَةً مِنَ الدُّنيَا، وَأَمَّا المُؤمِن، فَإِنَّ اللَّه تعالى يَدَّخِرُ لَهُ حَسَنَاتِهِ في الآخِرَةِ، وَيُعْقِبُهُ رِزْقاً في الدُّنْيَا عَلى طَاعَتِهِ»: «وقتی کافری کار نيکی انجام دهد، در برابر آن بهره ای از نعمت های دنيا به او داده می شود؛ اما الله متعال، نيکی های مؤمن را برای آخرت او ذخيره می کند و به دنبالِ طاعتش روزی ای در دنيا به او عطا می فرمايد». و در روایتی آمده است: «إِنَّ اللَّه لا يَظْلِمُ مُؤْمِناً حَسَنَةً، يُعْطَى بِهَا في الدُّنْيَا، وَيُجْزَى بِهَا في الآخِرَة، وَأَمَّا الْكَافِر، فَيُطْعَمُ بِحَسَنَاتِ مَا عَمِلَ للَّهِ تعالى في الدُّنْيَا، حَتَّى إِذَا أَفْضَى إِلى الآخِرَة، لَمْ يَكُنْ لَهُ حَسَنَةٌ يُجْزَى بِهَا»: «به يقين الله متعال در برابر هيچ کار نيکی به هيچ مؤمنی ستم نمی کند (و از پاداش او نمی کاهد)؛ مؤمن بهره ی نيکی اش را در دنيا دريافت می کند و در آخرت نيز در برابر هر نيکی، پاداش می يابد؛ اما کافر در دنيا از (لذايذ دنيوی و) بهره ی نيکی هایی که برای الله متعال انجام داده، برخوردار می شود تا پس از انتقال به آخرت نيکی ای نداشته باشد که به خاطر آن پاداش بگيرد».به روایت مسلم
از معاویه رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیدم که می‌فرمودند: «الْمُؤَذِّنُونَ أَطْوَلُ النَّاسِ أَعْنَاقًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ». یعنی: «مؤذنان در روز قیامت، بلندترین گردن‌ها را در میان مردم دارند».به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: شب معراج برای رسول الله صلى الله عليه وسلم دو پياله آوردند که در يکی، شراب و در ديگری شير بود. و رسول الله صلی الله علیه وسلم به پياله ها نگريست و سپس پياله ی شير را گرفت. جبريل عليه السلام گفت: «الحَمْدُ للهِ الَّذِي هَدَاكَ لِلفِطْرَةِ لَوْ أخَذْتَ الخَمْرَ غَوَتْ أُمَّتُكَ»: «حمد و ستايش ويژه ی الله است که تو را به سوی فطرت رهنمون شد؛ اگر پياله ی شراب را می گرفتی، امتت گمراه می شد».متفق علیه
از عیاض بن حمار مجاشعی رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه اش فرمود: «أَلاَ إِنَّ رَبِّى أَمَرَنِى أَنْ أُعَلِّمَكُمْ مَا جَهِلْتُمْ مِمَّا عَلَّمَنِي، يَوْمِي هَذَا، كُلُّ مَالٍ نَحَلْتُهُ عَبْدًا حَلاَلٌ، وَإِنِّى خَلَقْتُ عِبَادِى حُنَفَاءَ كُلَّهُمْ، وَإِنَّهُمْ أَتَتْهُمُ الشَّيَاطِينُ فَاجْتَالَتْهُمْ عَنْ دِينِهِمْ، وَحَرَّمَتْ عَلَيْهِمْ مَا أَحْلَلْتُ لَهُمْ، وَأَمَرَتْهُمْ أَنْ يُشْرِكُوا بِي مَا لَمْ أُنْزِلْ بِهِ سُلْطَانًا، وَإِنَّ اللَّهَ نَظَرَ إِلَى أَهْلِ الأَرْضِ فَمَقَتَهُمْ عَرَبَهُمْ وَعَجَمَهُمْ، إِلاَّ بَقَايَا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ، وَقَالَ: إِنَّمَا بَعَثْتُكَ لأَبْتَلِيَكَ وَأَبْتَلِىَ بِكَ، وَأَنْزَلْتُ عَلَيْكَ كِتَابًا لاَ يَغْسِلُهُ الْمَاءُ، تَقْرَأُهُ نَائِمًا وَيَقْظَانَ، وَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِى أَنْ أحرِق قُرَيْشًا، فَقُلْتُ: رَبِّ إِذًا يَثْلُغُوا رَأْسِى فَيَدَعُوهُ خُبْزَةً، قَالَ: اسْتَخْرِجْهُمْ كَمَا اسْتَخْرَجُوكَ، وَاغْزُهُمْ نُغْزِكَ، وَأَنْفِقْ فَسَنُنْفِقَ عَلَيْكَ، وَابْعَثْ جَيْشًا نَبْعَثْ خَمْسَةً مِثْلَهُ، وَقَاتِلْ بِمَنْ أَطَاعَكَ مَنْ عَصَاكَ، قَالَ: وَأَهْلُ الْجَنَّةِ ثَلاَثَةٌ: ذُو سُلْطَانٍ مُقْسِطٌ مُتَصَدِّقٌ مُوَفَّقٌ، وَرَجُلٌ رَحِيمٌ رَقِيقُ الْقَلْبِ لِكُلِّ ذِي قُرْبَى وَمُسْلِمٍ، وَعَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ ذُو عِيَالٍ، قَالَ: وَأَهْلُ النَّارِ خَمْسَةٌ: الضَّعِيفُ الَّذِي لاَ زَبْرَ لَهُ، الَّذِينَ هُمْ فِيكُمْ تَبَعًا لاَ يَتْبَعُونَ أَهْلاً وَلاَ مَالاً، وَالْخَائِنُ الَّذِي لاَ يَخْفَى لَهُ طَمَعٌ، وَإِنْ دَقَّ إِلاَّ خَانَهُ، وَرَجُلٌ لاَ يُصْبِحُ وَلاَ يُمْسِي إِلاَّ وَهُوَ يُخَادِعُكَ عَنْ أَهْلِكَ وَمَالِكَ" وَذَكَرَ الْبُخْلَ أَوِ الْكَذِبَ وَالشِّنْظِيرُ الْفَحَّاشُ»: «امروز پروردگارم به من دستور داده که از آنچه به من آموخته و شما نمی دانيد، به شما بياموزم؛ (الله متعال فرمود:) هر مالی که به يکی از بندگانم عنايت کرده ام، حلال است. همانا من همه ی بندگانم را مسلمان و بر راه راست آفريدم؛ اما شيطان ها نزد آنها آمده و آنان را از دين شان منحرف می کنند و آنچه را که من برای آنان حلال قرار دادم، حرام می نمایند؛ و آنها را وادار می کنند تا چيزهایی را با من شريک کنند که دليلی برای آن نازل نفرمودم. الله متعال نگاهی به اهل زمين انداخت و بجز تعداد کمی از اهل کتاب، همه ی عرب و عجم آنها را مبغوض داشت و فرمود: تو را مبعوث نمودم تا تو را آزمايش کنم و بوسيله ی تو ديگران را نيز در بوته ی آزمايش قرار دهم؛ و کتابی بر تو نازل نمودم که آب آن را نمی شويد (با گذشت زمان، از بين نمی رود؛ بلکه در سينه ها محفوظ است) و در حالت خواب و بيداری، آن را تلاوت می کنی (چه خواب باشی و چه بيدار، اين کتاب حفظ می شود). همچنين الله متعال به من دستور داد تا قريش را آتش بزنم. من گفتم: پروردگارا، در اين صورت سرم را مانند نان می شکنند. الله متعال فرمود: آنها را بيرون کن، همانگونه که تو را بيرون کردند؛ با آنها بجنگ، ما تو را یاری می کنيم؛ انفاق کن که ما بر تو انفاق می کنيم؛ لشکری بفرست؛ ما پنج برابر آن را می فرستيم؛ و همراه کسانی که از تو اطاعت می کنند، با افراد نافرمان بجنگ؛ و بايد بدانی که بهشتيان، سه گروه هستند: 1 - سلطان عادلی که صدقه دهد و در مسيرش موفق باشد. 2 - مرد نرم دلی که با هر خويشاوند و هر مسلمان، با مهربانی برخورد کند. 3 - فرد پاکدامن وصاحب عيالی که از مردم چيزی درخواست نمی کند. جهنميان نيز پنج گروه هستند: 1 - افراد ضعيفی که از عقل کافی برخوردار نيستند و در میان شما دنباله رو هستند و در جستجوی خانواده و مال نيستند. 2 - افراد خائنی که هيچ طمع و خيانتی از نگاه شان پنهان نمی ماند؛ هرچند که کوچک و ناچيز باشد. 3 - افرادی که صبح و شام، با خانواده و اموال شان، شما را فريب می دهند. 4 - آنگاه رسول اکرم از بخل يا دروغ صحبت نمود (صاحب يکی از اين دو وصف را جهنمی دانست). 5 - افراد بد اخلاقی که بسيار بد و بی راه می گويند».به روایت مسلم
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین دعا می فرمود: «ربِّ أَعِنِّي وَلاَ تُعِنْ عَلَيَّ، وَانْصُرْنِي وَلاَ تَنْصُرْ عَلَيَّ، وَامْكُرْ لِيْ وَلاَ تَمْكُرْ عَلَيَّ، وَاهْدِنِى وَيَسِّرْ هُدَاىَ إِلَىَّ، وَانْصُرْنِى عَلَى مَنْ بَغَى عَلَىَّ، اللهم اجْعَلْنِي لَكَ شاكرًا، لَكَ ذاكرًا، لَكَ راهبًا، لَكَ مِطْوَاعاً، إِلَيْكَ مُخْبتاً أو مُنِيباً، رَبِّ تَقَبَّلْ تَوْبَتِي وَاغْسِلْ حَوبَتِي، وَأَجِبْ دَعْوَتِي، وَثَبِّتْ حُجَّتِي، وَاهْدِ قَلْبي، وَسَدِّدْ لِسَانِي، وَاسْلُلْ سَخِيمَةَ قَلْبي»: «پرودگارا، مرا ياری ده و بر عليه من ياری مده، مرا نصرت ده و بر عليه من نصرت مده، برای من چاره انديشی كن و بر عليه من چاره ميانديش؛ و مرا هدايت كن و هدايت مرا برايم آسان گردان و مرا بر كسانی كه عليه من سركشی و ستم نموده اند، ياری گردان. پروردگارا، مرا بسيار شكر گذار، ذكر كننده، ترسان، مطيع، خاشع، دعا كننده و بازگردنده به سوی خودت بگردان. پرودگارا، توبه ام را بپذير، اندوهم را دور كن، دعايم را برآورده ساز، قول [و ايمان] مرا ثابت بدار، قلبم را هدايت و گفتارم را استوار نموده و پليدی درونم را [حكيمانه] خارج بگردان».به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «يَنْزِلُ رَبُّنَا تَبَارَكَ وَتَعَالَى كُلَّ لَيْلَةٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا حِينَ يَبْقَى ثُلُثُ اللَّيْلِ الْآخِرُ، يَقُولُ: «مَنْ يَدْعُونِي فَأَسْتَجِيبَ لَهُ؟ مَنْ يَسْأَلُنِي فَأُعْطِيَهُ؟ مَنْ يَسْتَغْفِرُنِي فَأَغْفِرَ لَهُ؟»: «پروردگارمان تبارک و تعالى در هر شب، هنگامى كه يک سوم شب باقى مى‌ماند به آسمان دنيا نازل مى‌شود، و مى‌فرمايد: چه كسى مرا مى‌خواند تا او را پاسخ گویم؟ چه كسى از من طلب مى‌كند تا به او ببخشم؟ چه كسى استغفار مى‌كند تا او را بيامرزم؟».بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: «گويا گرد و غبار گروه جبريل را می بينم كه از كوچه های بنی غنم بلند می شود؛ و اين زمانی بود كه رسول الله صلى الله عليه وسلم برای جهاد به بنی قريظه می رفت».به روایت بخاری
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَلَى أَنْقَابِ الْمَدِينَةِ مَلائِكَةٌ لا يَدْخُلُهَا الطَّاعُونُ، وَلا الدَّجَّالُ»: «بر راه های ورودی مدينه ملائکه ای قرار دارند كه مانع ورود طاعون و دجال به آن می شوند».متفق علیه
از زید بن ثابت رضی الله عنه روایت است که می گوید: ما نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم در حال جمع آوری و نوشتن قرآن بوديم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «طُوبَى لِلشَّامِ»: «خوشا بحال (اهل) شام»؛ گفتیم: چرا ای رسول خدا؟ فرمود: «لِأَنَّ مَلَائِكَةَ الرَّحْمَنِ بَاسِطَةٌ أَجْنِحَتَهَا عَلَيْهَا»: «زیرا ملائکه ی الله رحمان بال های خود را بر روی آن گسترده اند».به روایت ترمذی - به روایت احمد
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اِنَّ إِبْلِيسَ يَضَعُ عَرْشَهُ عَلَى الْمَاءِ، ثُمَّ يَبْعَثُ سَرَايَاهُ، فَأَدْنَاهُمْ مِنْهُ مَنْزِلَةً أَعْظَمُهُمْ فِتْنَةً، يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: فَعَلْتُ كَذَا وَكَذَا، فَيَقُولُ: مَا صَنَعْتَ شَيْئًا، قَالَ: ثُمَّ يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: مَا تَرَكْتُهُ حَتَّى فَرَّقْتُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ امْرَأَتِهِ، قَالَ: فَيُدْنِيهِ مِنْهُ وَيَقُولُ: نِعْمَ أَنْتَ»: «ابليس تختش را روی آب می گذارد؛ سپس لشکريانش را می فرستد (تا مردم را دچار فتنه کنند.) و کسی از ميان آنها به او نزديک تر است که فتنه ی بزرگتری ايجاد کند. بعد از آن، يکی از لشکريانش می آيد و می گويد: فلان و فلان کار را انجام دادم. ابليس به او می گويد: هيچ کاری انجام نداده ای. سپس يکی ديگر از لشکريانش می آيد و می گويد: فلانی را رها نکردم تا اينکه او و همسرش را از يکديگر جدا ساختم. ابليس او را به خودش نزديک می کند و می گويد: چه فرد نيکی هستی». اعمش می گوید: بنظرم فرمود: «فَيَلْتَزِمُهُ»: «آنگاه ابليس او را در آغوش می گيرد».به روایت مسلم
از جابِر بن عبدالله رضی‌الله‌عنهما روایت است که رسول الله صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «کسی که هنگام شنیدن اذان بگوید: «اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ، وَالصَّلَاةِ الْقَائِمَةِ، آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ، وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِي وَعَدْتَهُ» (پروردگارا، ای صاحب اين دعوت كامل و نمازی كه هم اكنون برگزار می‌شود، به محمد وسيله (درجه‌ای است در بهشت) و فضيلت عنايت فرما و او را طبق وعده‌ات به مقام محمود (شفاعت) برسان) شفاعت من در روز قیامت برای او حاصل می‌شود».به روایت بخاری
از ابومَرثَد غَنَوی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَا تَجْلِسُوا عَلَى الْقُبُورِ، وَلَا تُصَلُّوا إِلَيْهَا»: «بر روی قبور ننشینید و به سوی آن نماز نگزارید».به روایت مسلم
از واثلة بن اسقع رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ اللهَ اصْطَفى كِنانَة من وَلَد إسماعيل، واصْطَفى قُريشًا من كِنانة، واصْطَفى بَني هاشم مِنْ قُرَيش، واصْطَفاني مِنْ بني هاشم، فأنا سَيِّدُ وَلَد آدم ولا فَخْر، وأوَّلُ مَن تَنْشَقُّ عنه الأرض، وأوَّلُ شافع، وأوَّل مُشَفَّع»: «الله متعال از میان فرزندان اسماعیل کنانه را برگزید و از میان کنانه قریش را برگزید و از میان قریش بنی هاشم را برگزید و از میان بنی هاشم مرا برگزید و من سرور فرزندان آدم هستم و فخر فروشی و تکبر نمی کنم. و من اولین کسی هستم که زمین برای او شکافته می شود و اولین شفیع هستم و اولین کسی هستم که شفاعتش قبول می شود».به روایت ابن حبان