حديث للعالم
الموضوع

فقه و اصول

288 حديث

288 حديث

از ابوذر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا صُمْتَ مِنَ الشَّهْرِ ثَلاَثاً، فَصُمْ ثَلاَثَ عَشْرَةَ، وَأرْبَعَ عَشْرَةَ، وَخَمْسَ عَشْرَةَ»: «هرگاه قصدِ روزه گرفتن سه روز از ماه را داشتی، روزهای سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم را روزه بگير». از قتاده بن ملحان رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما فرمان می داد که ایام بیض یعنی: روزهای سیزده، چهارده و پانزدهم هر ماه را روزه بگیریم. از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم چه در سفر و چه در اقامت، ایام بیض را روزه می گرفت.به روایت ابن ماجه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ، أَدْبَرَ الشَّيْطَانُ وَلَهُ ضُرَاطٌ، حَتَّى لا يَسْمَعَ التَّأْذِينَ، فَإِذَا قَضَى النِّدَاءَ أَقْبَلَ، حَتَّى إِذَا ثوِّبَ بِالصَّلاةِ أَدْبَرَ، حَتَّى إِذَا قُضِيَ التَّثوِيبُ أَقْبَلَ، حَتَّى يَخْطِرَ بَيْنَ الْمَرْءِ وَنَفْسِهِ، يَقُولُ: اذْكُرْ كَذَا، اذْكُرْ كَذَا - لِمَا لَمْ يَكُنْ يَذْكُرُ مِنْ قَبْلُ - حَتَّى يَظَلَّ الرَّجُلُ لا يَدْرِي كَمْ صَلَّى»: «هنگامی كه برای نماز اذان داده می شود، شيطان فرار می كند و از عقب خود هوا خارج می كند تا صدای اذان را نشنود. و بعد از اذان برمی گردد. و باز هنگام اقامه گفتن فرار می كند. و دوباره پس از اتمام آن بر می گردد تا نمازگزاران را دچار وسوسه كند و می گويد: فلان مسئله و فلان مسئله و... را به خاطر بياور. يعنی هر آنچه فراموش كرده به يادش می آورد و او را چنان سرگرم می كند كه نداند چند ركعت، خوانده است».متفق علیه
از معاذه عدویه روایت است که از عایشه رضی الله عنها پرسید: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم سه روز از هر ماه را روزه می گرفت؟ عایشه رضی الله عنها گفت: بله. پرسيدم: چه روزهايی از ماه روزه می گرفت؟ عايشه رضی الله عنها فرمود: «برايش مهم نبود که چه روزهایی از ماه روزه بگيرد».به روایت مسلم
از معاویه رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیدم که می‌فرمودند: «الْمُؤَذِّنُونَ أَطْوَلُ النَّاسِ أَعْنَاقًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ». یعنی: «مؤذنان در روز قیامت، بلندترین گردن‌ها را در میان مردم دارند».به روایت مسلم
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم روز عاشورا را روزه گرفت و به گرفتن روزه آن روز امر نمود.متفق علیه
از شریح بن هانی روایت است که می گوید: نزد عايشه رضی الله عنها رفتم و از او درباره ی مسح بر موزه ها پرسيدم. وی گفت: نزد علی بن ابی طالب برو و از او بپرس؛ چون او همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم به سفر می رفت. ما از علی بن ابی طالب پرسيديم و او گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم برای مسافر سه شبانه روز و برای مقيم يک شبانه روز وقت تعيين نمود.به روایت مسلم
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: آيا داستان خودم با رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای شما بيان نکنم؟ گفتيم: بله. گفت: شبی که نوبت من بود و رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد من بود، ردايش را به زمين گذاشت و کفش هايش را نيز بيرون آورد و نزديک پاهايش گذاشت. همچنين گوشه ی ازارش را بالای رختخوابش پهن نمود و به پهلو دراز کشيد. سپس به اندازه ای که گمان نمود من به خواب رفته ام، درنگ نمود؛ بعد از آن به آهستگی ردايش را برداشت و کفش هايش را پوشيد و در را باز نمود و بيرون شد و دوباره به آهستگی در را بست. با ديدن اين صحنه، من نيز روسری و مقنعه به سر گذاشتم وپيراهن و ازارم را پوشيدم و به دنبالش راه افتادم. تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به قبرستان بقيع رفت و در آنجا مدت زيادی ايستاد و در اين مدت سه بار دست هايش را بلند نمود (و دعا کرد). آنگاه برگشت و من نيز برگشتم. رسول الله صلی الله علیه وسلم با شتاب راه می رفت؛ من نيز شتاب نمودم. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم شروع به دويدن نمود؛ من نيز دويدم. سرانجام به خانه رسيد. ولی من قبل از ايشان به خانه رسيدم و وارد خانه شدم و فقط همين اندازه فرصت داشتم که دراز کشيدم. به هر حال، رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد خانه شد و فرمود: «مَا لَكِ يَا عَائِشُ حَشْيَا رَابِيَةً؟»: «ای عايشه، چرا نفست تند می زند و دچار تنگی نفس شده ای؟» گفتم: من مشکلی ندارم. فرمود: «لَتُخْبِرِينِي أَوْ لَيُخْبِرَنِّي اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»: «به من می گویی يا اينکه الله لطيف و خبير مرا اطلاع می دهد». گفتم: يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت باد؛ و ماجرا را برايش بيان نمودم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَأَنْتِ السَّوَادُ الَّذِي رَأَيْتُ أَمَامِي؟»: «پس آن شبحی که جلوی خود ديدم تو بودی؟» گفتم: بله. در اين هنگام رسول الله صلی الله علیه وسلم با دستش به سينه ام زد، طوریکه سينه ام به درد آمد و فرمود: «أَظَنَنْتِ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْكِ وَرَسُولُهُ؟»: «آيا گمان کردی که الله و رسولش در حق تو ستم می کنند؟» عايشه رضی الله عنها گفت: هر چه را مردم پنهان کنند، الله می داند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم ادامه داد: «فَإِنَّ جِبْرِيلَ أَتَانِي حِينَ رَأَيْتِ فَنَادَانِي فَأَخْفَاهُ مِنْكِ، فَأَجَبْتُهُ فَأَخْفَيْتُهُ مِنْكِ، وَلَمْ يَكُنْ يَدْخُلُ عَلَيْكِ وَقَدْ وَضَعْتِ ثِيَابَكِ، وَظَنَنْتُ أَنْ قَدْ رَقَدْتِ، فَكَرِهْتُ أَنْ أُوقِظَكِ، وَخَشِيتُ أَنْ تَسْتَوْحِشِي، فَقَالَ: إِنَّ رَبَّكَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَأْتِيَ أَهْلَ الْبَقِيعِ، فَتَسْتَغْفِرَ لَهُمْ»: «همان وقت، جبريل نزد من آمد و طوری که تو متوجه نشوی، مرا صدا زد. من نيز بدون اينکه تو متوجه شوی، جواب دادم. و چون تو لباس راحت پوشيده بودی، جبريل نخواست نزد تو بيايد. من نيز گمان کردم که تو خوابيده ای. چون بيم آن داشتم که وحشت کنی، دوست نداشتم تو را بيدار نمايم. به هر حال، جبريل به من گفت: پروردگارت به تو دستور می دهد تا نزد اهل بقيع بروی و برای آنان طلب مغفرت کنی». عايشه رضی الله عنها می گويد: گفتم: يا رسول الله، به آنان چه بگويم؟ فرمود: بگو: «السَّلاَمُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ، وَيَرْحَمُ اللَّهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَالْمُسْتَأْخِرِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَلاَحِقُونَ»: «سلام بر شما مؤمنان و مسلمانانی که ساکن اين ديار هستيد؛ الله بر گذشتگان و آيندگان ما رحم بفرمايد و ما نيز به خواست الله به شما خواهيم پيوست».به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَقَفَتْ الْمَلَائِكَةُ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ يَكْتُبُونَ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ، وَمَثَلُ الْمُهَجِّرِ كَمَثَلِ الَّذِي يُهْدِي بَدَنَةً، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي بَقَرَةً، ثُمَّ كَبْشًا، ثُمَّ دَجَاجَةً، ثُمَّ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ، وَيَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»: «هنگامی که روز جمعه فرا می رسد، (تعدادی از) ملائکه بر دروازه ی مسجد مستقر می شوند و نام کسانی را که در اول وقت به مسجد می آيند، يکی پس از ديگری می نويسند؛ و مثال کسی که زود به مسجد می آيد، مانند کسی است که شتری قربانی می کند؛ و شخص بعدی، مانند کسی است که گاوی قربانی می نمايد؛ و کسی که بعد از او به مسجد می آيد، مانند کسی است که قوچی قربانی نمايد و فرد بعدی، مانند کسی است که مرغی را قربانی می کند و شخص آخر، مانند کسی است که تخم مرغی را در راه الله صدقه نمايد؛ و چون امام بيرون آيد، ملائکه دفترهای شان را در هم می پيچند و به خطبه گوش می دهند».متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَلَى أَنْقَابِ الْمَدِينَةِ مَلائِكَةٌ لا يَدْخُلُهَا الطَّاعُونُ، وَلا الدَّجَّالُ»: «بر راه های ورودی مدينه ملائکه ای قرار دارند كه مانع ورود طاعون و دجال به آن می شوند».متفق علیه
از ابوموسی رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «فَنَاءُ أُمَّتِي بِالطَّعْنِ وَالطَّاعُونِ»: «امتم با قتل و طاعون از بين می رود». گفته شد: یا رسول الله، ما قتل را می شناسيم؛ اما طاعون چيست؟ فرمود: «وَخْزُ أَعْدَائِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَفِي كُلٍّ شُهَدَاءُ»: «ضربه ی دشمنان جنی تان می باشد و هر دو نوع [کشته شدن در اثر قتل و طاعون برای آنها] شهادت محسوب می شود».به روایت احمد
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَرَأَ ابْنُ آدَمَ السَّجْدَةَ فَسَجَدَ اعْتَزَلَ الشَّيْطَانُ يَبْكِي، يَقُولُ: يَا وَيْلَهُ»: «هنگامی که فرزند آدم آيات سجده را تلاوت می نمايد و سجده می کند، شيطان به گوشه ای می خزد و شروع به گريه می کند و می گويد: وای بر او». و در روايتی آمده که می گوید: «يَا وَيْلِي»: «وای بر من». «أُمِرَ ابْنُ آدَمَ بِالسُّجُودِ فَسَجَدَ فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَأُمِرْتُ بِالسُّجُودِ فَأَبَيْتُ فَلِيَ النَّارُ»: «فرزند آدم دستور داده شد تا سجده کند، پس سجده کرد و به بهشت می رود. و من به سجده امر شدم و از سجده کردن ابا ورزیدم پس به جهنم می روم».به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أَدْرَكَ مِنْ الصُّبْحِ رَكْعَةً قَبْلَ أَنْ تَطْلُعَ الشَّمْسُ فَقَدْ أَدْرَكَ الصُّبْحَ، وَمَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنْ الْعَصْرِ قَبْلَ أَنْ تَغْرُبَ الشَّمْسُ فَقَدْ أَدْرَكَ الْعَصْرَ»: «هرکس يک رکعت از نماز صبح را قبل از طلوع خورشيد دريابد، نماز صبح را دريافته است؛ و کسی که يک رکعت از نماز عصر را قبل از غروب خورشيد دريابد، يقيناً نماز عصر را دريافته است».متفق علیه
از عُقبة بن عامر جُهَنی رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: سه زمان بود که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم ما را از نماز خواندن یا به خاک سپردن مردگانمان در آنها نهی می‌کردند: هنگامی که خورشید در حال طلوع است تا آنکه بالا بیاید، و هنگامی که [خورشید در وسط آسمان] به هنگام ظهر می‌ایستد تا آنکه [از وسط آسمان] مایل شود، و هنگامی که خورشید برای غروب تمایل پیدا می‌کند تا آنکه غروب کند.به روایت مسلم
از جُبیر بن مُطعم رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا تَمْنَعُوا أَحَدًا يَطُوفُ بِهَذَا الْبَيْتِ، وَيُصَلِّي أَيَّ سَاعَةٍ شَاءَ مِنْ لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ»: «هیچکس را از طواف این خانه و خواندن نماز (طواف) در هر ساعتی از شبانه روز که بخواهد باز ندارید».به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمی
از جابِر بن عبدالله رضی‌الله‌عنهما روایت است که رسول الله صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «کسی که هنگام شنیدن اذان بگوید: «اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ، وَالصَّلَاةِ الْقَائِمَةِ، آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ، وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِي وَعَدْتَهُ» (پروردگارا، ای صاحب اين دعوت كامل و نمازی كه هم اكنون برگزار می‌شود، به محمد وسيله (درجه‌ای است در بهشت) و فضيلت عنايت فرما و او را طبق وعده‌ات به مقام محمود (شفاعت) برسان) شفاعت من در روز قیامت برای او حاصل می‌شود».به روایت بخاری
از ابومَرثَد غَنَوی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَا تَجْلِسُوا عَلَى الْقُبُورِ، وَلَا تُصَلُّوا إِلَيْهَا»: «بر روی قبور ننشینید و به سوی آن نماز نگزارید».به روایت مسلم
از عبدالله بن شِخِیر رضی الله عنه روایت است که می گوید: درحالی رسول الله صلی الله علیه وسلم را در نماز دیدم که از شدت گریه از سینه اش صدایی چون صدای آسیاب به گوش می رسید.به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قُدِّمَ الْعَشَاءُ، فَابْدَءُوا بِهِ قَبْلَ أَنْ تُصَلُّوا صَلاةَ الْمَغْرِبِ، وَلا تَعْجَلُوا عَنْ عَشَائِكُمْ»: «اگر شام قبل از نماز مغرب آماده شد، نخست شام بخوريد و در غذا خوردن عجله نکنید».متفق علیه
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم آبِ دهانی را در جهتِ قبله مشاهده کرد و از اين کار به اندازه ای ناراحت شد که آثار ناراحتی در چهره اش نمايان گشت. پس برخاست و آن را با دست خود پاک کرد و فرمود: «إنَّ أحَدَكُم إذا قَام في صَلاتِهِ فَإنَّهُ يُنَاجِي ربَّهُ، وإنَّ ربَّهُ بَينَهُ وبَينَ القِبْلَةِ، فَلا يَبْزُقَنَّ أَحدُكُم قِبَل قِبْلتِه، ولكِن عَنْ يَسَارِهِ أوْ تحْتَ قدَمَیهِ»: «وقتی يکی از شما به نماز می ايستد، با پروردگارش مناجات می کند و پروردگارش، ميانِ او و قبله است. پس هيچکس به سوی قبله اش آب دهان نيندازد؛ بلکه آب دهانش را به سمت چپ يا زيرِ پايش بيندازد». سپس گوشه ای از ردايش را گرفت و در آن آب دهان انداخت و دو سويش را به هم ماليد و فرمود: «أَوْ يَفْعَلُ هَكَذَا»: «يا چنين کند».متفق علیه
از انس بن مالک رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَرْفَعُونَ أَبْصَارَهُمْ إِلَى السَّمَاءِ فِي صَلَاتِهِمْ»، فَاشْتَدَّ قَوْلُهُ فِي ذَلِكَ، حَتَّى قَالَ: «لَيَنْتَهُنَّ عَنْ ذَلِكَ أَوْ لَتُخْطَفَنَّ أَبْصَارُهُمْ». یعنی: «چه شده است گروهی را که در نمازشان چشمان خود را به سوی آسمان بالا می‌برند؟». پس سخن ایشان در این باره شدید شد تا جایی که فرمودند: «باید حتماً از این کار دست بکشند، وگرنه چشمانشان ربوده خواهد شد».به روایت بخاری
از مادر مؤمنان عایشه ـ رضی الله عنها ـ روایت است که: اُمّ سلمه به رسول خدا ـ صلى الله عليه وسلم ـ درباره کلیسایی که در سرزمین حبشه دیده بود و به آن «ماریا» گفته می‌شد، یاد کرد. او آنچه را که در آن کلیسا از تصاویر دیده بود، براى ايشان يادآور شد. پس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمودند: «أُولَئِكَ قَوْمٌ إِذَا مَاتَ فِيهِمُ الْعَبْدُ الصَّالِحُ، أَوِ الرَّجُلُ الصَّالِحُ، بَنَوْا عَلَى قَبْرِهِ مَسْجِدًا، وَصَوَّرُوا فِيهِ تِلْكَ الصُّوَرَ، أُولَئِكَ شِرَارُ الْخَلْقِ عِنْدَ اللهِ»: «آنان قومى هستند هرگاه بندهٔ صالحى يا مرد نیکوکاری در ميان آنان وفات كند، بر روى قبر وى مسجدى بنا ‌می‌کنند و در آن اين تصويرها را ایجاد می‌کنند، آنان بدترين مردمان نزد الله هستند».بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: درحالی که مردم پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز می خواندند، رسول الله صلی الله علیه وسلم پرده را کنار زده و فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَمْ يَبْقَ مِنْ مُبَشِّرَاتِ النُّبُوَّةِ إِلَّا الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ، يَرَاهَا الْمُسْلِمُ، أَوْ تُرَى لَهُ، أَلَا وَإِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَقْرَأَ الْقُرْآنَ رَاكِعًا أَوْ سَاجِدًا، فَأَمَّا الرُّكُوعُ فَعَظِّمُوا فِيهِ الرَّبَّ عَزَّ وَجَلَّ، وَأَمَّا السُّجُودُ فَاجْتَهِدُوا فِي الدُّعَاءِ، فَقَمِنٌ أَنْ يُسْتَجَابَ لَكُمْ»: «ای مردم، از بشارت های نبوت جز رویای صالحه که مسلمان می بيند يا به او نشان داده می شود، چيز ديگری باقی نمانده است. آگاه باشيد که من از خواندن قرآن در رکوع و سجده منع شده ام. پس در رکوع، عظمت و بزرگی پروردگار عزوجل را بيان کنيد و در سجده، زياد دعا کنيد. چرا که شايسته است دعای شما پذيرفته شود».به روایت مسلم
از حکم روایت است که می گوید: مردی که او را زَمَنَ ابن اشعث می نامیدند، بر کوفه غلبه یافت؛ پس ابوعبیده بن عبدالله را امر نمود تا بر مردم نماز بخواند. وی چنین کرد و چون سر از رکوع برمی داشت، به اندازه ی گفتن این دعا می ایستاد: «اللهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ، مِلْءُ السَّمَاوَاتِ وَمِلْءُ الْأَرْضِ، وَمِلْءُ مَا شِئْتَ مِنْ شَيْءٍ بَعْدُ، أَهْلَ الثَّنَاءِ وَالْمَجْدِ، لَا مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ، وَلَا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ، وَلَا يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ»: «یا الله، حمد و ستايش از آن توست؛ چنان ستايشی که آسمان ها و زمين و هر چه را که تو بخواهى پر کند. الهى، تو اهل ستايش و عظمت هستى. آنچه را که تو عنايت کنی، هيچکس نمی تواند جلوى آن را بگيرد و چيزی را که تو منع کنی، کسى نمی تواند آن را عطا کند. و هيچ صاحب سرمايه ای را سرمايه اش از عذاب تو نجات نمى دهد». حَکم می گوید: این مساله را برای عبدالرحمن بن ابی لیلی ذکر نمودم که گفت: از براء بن عازب شنیدم که می گوید: نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم از جمله مقدار رکوع ایشان و هنگامی که سر از رکوع بر می داشت و سجده و ما بین دو سجده ی ایشان همگی نزدیک به هم بود. شعبه می گوید: این مساله را برای عمرو بن مرة ذکر نمودم که گفت: ابن ابی لیلی را دیدم که نمازش چنین نبود.به روایت مسلم
از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أُمِرْتُ أَنْ أَسْجُدَ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ: عَلَى الْجَبْهَةِ وَأَشَارَ بِيَدِهِ عَلَى أَنْفِهِ، وَالْيَدَيْنِ، وَالرُّكْبَتَيْنِ، وَأَطْرَافِ الْقَدَمَيْنِ، وَلَا نَكْفِتَ الثِّيَابَ وَالشَّعَرَ»: «به من امر شده كه بر روى هفت استخوان سجده کنم: بر پيشانى و با دستش به بينى اشاره نمود؛ و دو دست و دو زانو و انگشتان پاها؛ و اينكه لباس و موها(ی سر خود) را [در داخل نماز] جمع نكنيم».بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند