FA
الموضوع
فضائل و آداب
288 حديث
فضائل
64
فقه اخلاقى
56
آداب شرعى
67
فقه دعاها و ذكرها
62
حرف هاى زيبا و موعظه ها
63
288 حديث
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: از رسول الله صلی اله علیه وسلم شنیده که فرمود: «إنَّ العَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بالكَلِمَةِ مَا يَتَبَيَّنُ فِيهَا يَزِلُّ بِهَا إِلَى النَّارِ أبْعَدَ مِمَّا بَيْنَ المَشْرِقِ والمَغْرِبِ»: «بنده با بی فکری و بی توجه به اينکه سخنش درست است يا خير، سخنی بر زبان می آورد که به موجب آن از مسافتی بيش از فاصله ی ميان مشرق و مغرب در آتش دوزخ می افتد».
متفق علیه
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که صحرانشينی در راه مکه با وی روبه رو شد؛ عبدالله بن عمر به او سلام گفت و او را بر الاغی که خود سوارش بود، سوار کرد و عمامه ای که بر سر داشت، به او بخشيد. ابن دينار می گويد: به او گفتيم: الله تو را اصلاح کند؛ اينها صحرانشين هستند و به اندک بخششی راضی می شوند. عبدالله بن عمر رضی الله عنه گفت: اين شخص دوست پدرم (عمر بن خطاب رضی الله عنه) بوده است و من از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: «إِنَّ أَبَرَّ البِرِّ صِلَةُ الرَّجُل أَهْلَ وُدِّ أَبِيه»: «بهترين نيکی اين است که شخص با دوستان پدرش ارتباط داشته باشد». در روايت ديگری از ابن دينار نقل شده است که هرگاه عبدالله بن عمر رضی الله عنه از مدينه به مکه می رفت، الاغی با خود داشت که وقتی از سواریِ شتر خسته می شد، برای استراحت بر الاغ می نشست؛ و عمامه ای داشت که بر سرش می بست. يک روز که سوارِ الاغش بود، صحرانشينی از کنارش گذشت. عبدالله از او پرسيد: آيا تو فلان پسر فلانی نيستی؟ پاسخ داد: بله. پس عبدالله رضی الله عنه الاغش را به او داد و به وی گفت: سوار شو؛ و عمامه اش را به او بخشيد و گفت: اين را به سر خود ببند. يکی از همراهان عبدالله رضی الله عنه به او گفت: الله تو را ببخشد؛ الاغی را که برای استراحت خود داشتی، به او بخشيدی و عمامه ای را که بر سَرَت می بستی، به او دادی؟! پاسخ داد: من از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: «إِنَّ مِنْ أَبَرَّ البِرِّ أَنْ يَصِلَ الرَّجُلُ أَهْلَ وُدَّ أَبِيهِ بَعْدَ أَنْ يُوَلِّيَ»: «بهترين نيکی اين است که شخص با دوستان پدرش ارتباط داشته باشد». و پدر اين مرد، از دوستان پدرم بود.
به روایت مسلم
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من قال - يعني: إذا خَرج من بَيتِه -: بِسم الله تَوَكَّلتُ على اللهِ، وَلاَ حول ولا قُوَّة إِلَّا بالله، يُقَال له: هُدِيتَ وَكُفِيتَ وَوُقِيتَ، وَتَنَحَّى عَنه الشَّيطَان»: «هرکس هنگام بيرون آمدن از خانه اش بگويد: (بِسمِ اللهِ، تَوَکلْتُ عَلَى اللهِ، وَ لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله): «به نام الله، بر الله توکل کردم و هيچ قدرت و توانايی جز از طرف او نيست). به او گفته می شود: برای تو کافی است، هدايت و کفايت و محافظت شده ای و شيطان از او فاصله می گيرد». و در روایت ابوداود علاوه بر این آمده است: «فَيَقُولُ - يعني: الشيطان - لِشَيْطَان آخَرُ: كَيْفَ لَكَ بِرَجُلٍ هُدِيَ وَكُفِيَ وَوُقِيَ؟»: «و شيطان به شيطان ديگر می گويد: تو با کسی که کفايت، هدايت و محافظت شده چه می توانی بکنی؟!».
به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود
از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «قَالَ اللهُ -عَزَّ وجَلَّ-: المُتَحَابُّون فِي جَلاَلِي، لَهُم مَنَابِرُ مِن نُورٍ يَغْبِطُهُم النَبِيُّونَ والشُهَدَاء»: «الله عز وجل می فرمايد: کسانی که به خاطر عظمت من (در راستای اطاعت و بندگی) با يکديگر دوستی و محبت می کنند، منبرهايی از نور دارند که پيامبران و شهيدان به آنان غبطه می خورند».
به روایت ترمذی - به روایت احمد
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا لَقِيَ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ فَلْيُسَلِّمْ عَلَيْهِ، فَإِنْ حَالَتْ بَيْنَهُمَا شَجَرَةٌ أَوْ جِدَارٌ أَوْ حَجَرٌ ثُمَّ لَقِيَهُ فَلْيُسَلِّمْ عَلَيْهِ أَيْضًا»: «هرگاه کسی از شما با برادرش دیدار کرد، باید به او سلام گوید، پس اگر درخت یا دیوار یا سنگی میان آنها فاصله انداخت، سپس دوباره او را دید، باید دوباره به او سلام گوید».
به روایت ابوداوود
از جابر رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرمود: «أَفْضَلُ الذِّكْرِ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَفْضَلُ الدُّعَاءِ: الْحَمْدُ لِلهِ»: «بهترین ذکر: لا اله الا الله و بهترین دعا: الحمدلله است».
به روایت ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و ابنماجه
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «أَلَا أَدُلُّكُمْ عَلَى مَا يَمْحُو اللهُ بِهِ الْخَطَايَا، وَيَرْفَعُ بِهِ الدَّرَجَاتِ؟»: «آیا شما را به آنچه الله به وسیلهی آن گناهان را پاک میکند و درجات را بالا میبرد، راهنمایی نکنم؟» گفتند: آری یا رسول الله، فرمود: «إِسْبَاغُ الْوُضُوءِ عَلَى الْمَكَارِهِ، وَكَثْرَةُ الْخُطَا إِلَى الْمَسَاجِدِ، وَانْتِظَارُ الصَّلَاةِ بَعْدَ الصَّلَاةِ، فَذَلِكُمُ الرِّبَاطُ»: «وضوی کامل در حال سختیها (سرما و گرما و شرایط نامناسب) و گامهای زیاد به سوی مساجد و انتظار نماز پس از نماز؛ و این همان مرزداری [و جهاد] است».
به روایت مسلم
از ابودَرداء ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «ألا أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرِ أعْمالِكُمْ، وأزْكَاهَا عِنْدَ مَلِيكِكُمْ، وأرْفَعِهَا فِي دَرَجَاتِكُمْ، وَخَيرٍ لَكُمْ مِنْ إنْفَاقِ الذَّهَبِ وَالوَرِقِ، وَخَيْرٍ لَكُمْ مِنْ أن تَلْقَوا عَدُوَّكُمْ فَتَضْرِبُوا أعْنَاقَهُمْ وَيَضْرِبُوا أعْنَاقَكُمْ؟»: «آيا شما را از بهترين اعمالتان و پاکترين آنها نزد فرمانروایتان (پروردگار متعال) و مؤثرترين آنها در بالا بردن درجاتتان آگاه نسازم که برای شما از انفاق طلا و نقره و از روبرو شدن با دشمنتان که گردن آنها را بزنيد و آنها گردن شما را بزنند، بهتر است؟» گفتند: آری. فرمود: «ذِكر الله تَعَالَى»: «ذکر الله متعال».
به روایت ترمذی و ابنماجه و احمد
از سلیمان بن صُرَد رضیاللهعنه روایت است که گفت: همراه با پیامبر صلیاللهعلیهوسلم نشسته بودم که دو مرد به یکدیگر ناسزا گفتند و صورت یکی از آنان قرمز شد و رگهای گردنش بیرون زد، پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «إِنِّي لَأَعْلَمُ كَلِمَةً لَوْ قَالَهَا ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ، لَوْ قَالَ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ»: «من سخنی را میدانم که اگر آن را بگوید، این حالتش برطرف میشود؛ اگر بگوید: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، این حالتش برطرف میشود». پس به او گفتند: پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «از شیطان به الله پناه ببر» و او گفت: مگر من دیوانهام؟
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «الْجَنَّةُ أَقْرَبُ إِلَى أَحَدِكُمْ مِنْ شِرَاكِ نَعْلِهِ، وَالنَّارُ مِثْلُ ذَلِكَ»: «بهشت به هریک از شما از بند کفش او نزدیکتر است و دوزخ نیز مانند آن».
به روایت بخاری
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الدُّنْيَا سِجْنُ المُؤْمِنِ وجنَّةُ الكَافِرِ»: «دنيا، زندان مؤمن و بهشتِ کافر است».
به روایت مسلم
از ابوقَتاده رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ مِنَ اللَّهِ، وَالحُلُمُ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَإِذَا حَلَمَ أَحَدُكُمْ حُلُمًا يَخَافُهُ فَلْيَبْصُقْ عَنْ يَسَارِهِ، وَلْيَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّهَا، فَإِنَّهَا لاَ تَضُرُّهُ»: «رؤیای نیک از جانب الله است و خواب بد از سوی شیطان؛ پس چنانچه یکی از شما خوابی دید که او را به ترس انداخت باید سه بار به سمت چپ خود [بهطور خفیف] آب دهان بیندازد و از شر آن به الله پناه ببرد که در این صورت به او زیانی نخواهد رساند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ، وَالْجُمُعَةُ إِلَى الْجُمُعَةِ، وَرَمَضَانُ إِلَى رَمَضَانَ، مُكَفِّرَاتٌ مَا بَيْنَهُنَّ إِذَا اجْتَنَبَ الْكَبَائِرَ»: «نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه و رمضان تا رمضان، پاک کنندهٔ [گناهان] بین آنهاست، اگر از گناهان کبیره دوری شود».
به روایت مسلم
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت است که ایشان میفرمودند: «اللَّهُمَّ! إِنِّي أَسْأَلُكَ الهُدَى وَالتُّقَى، وَالعَفَافَ وَالغِنَى» یعنی: «بارالها، از تو هدایت و پرهیزگاری و پاکدامنی و بینیازی را خواهانم».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ العَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بِالكَلِمَةِ مِنْ رِضْوَانِ الله تَعَالَى مَا يُلْقِي لَهَا بَالاً يَرْفَعُهُ اللهُ بِهَا دَرَجاتٍ، وإنَّ العَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بِالكَلَمَةِ مِنْ سَخَطِ اللهِ تَعَالَى لا يُلْقِي لَهَا بَالاً يَهْوِي بِهَا فِي جَهَنَّمَ»: «بنده سخنی در جهت رضايت الله متعال می گويد که توجه چندانی بدان ندارد اما به موجبِ آن الله بر درجاتش می افزايد. و بنده سخنی بر زبان می آورد که موجب خشم الله متعال است حال آنکه اهمیت چندانی به آن نمی دهد، اما به سبب آن در دوزخ سقوط می کند». و از ابوعبدالرحمن بلال بن حارث مزنی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ بِالكَلِمَةِ مِنْ رِضْوَانِ اللهِ تَعَالَى مَا كَانَ يَظُنُّ أنْ تَبْلُغَ مَا بَلَغَتْ يَكْتُبُ اللّهُ لَهُ بِهَا رِضْوَانَهُ إِلَى يَومِ يَلْقَاهُ، وإنَّ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ بِالكَلِمَةِ مِنْ سَخَطِ اللهِ مَا كَانَ يَظُنُّ أنْ تَبْلُغَ مَا بَلَغَتْ يَكْتُبُ الله لَهُ بِهَا سَخَطَهُ إِلَى يَوْمِ يَلْقَاهُ»: «شخص سخنی در جهت رضايت الله متعال می گويد که خودش گمان نمی کند اين سخن به آنجا برسد که می رسد؛ چنانکه الله متعال به سبب آن، رضايتش را برای وی تا روزی که پروردگارش را ملاقات کند، می نويسد. و شخصی سخنی می گويد که مايه ی خشم الله می باشد و خودش گمان نمی کند اين سخن به درجه ای برسد که می رسد؛ چنانکه الله متعال به سببِ آن خشم خود را تا روزی که با پروردگارش ديدار کند، برای او ثبت می کند».
به روایت ابن ماجه - به روایت بخاری - به روایت ترمذی - به روایت احمد - به روایت مالک
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مِائَةَ دَرَجَةٍ أَعَدَّهَا اللَّهُ لِلْمُجَاهِدِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، مَا بَيْنَ الدَّرَجَتَيْنِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ»: «در بهشت صد درجه وجود دارد که الله متعال آن را برای مجاهدانِ راه خود مهیا کرده است و فاصله ی هر درجه با درجه ی ديگر، به اندازه ی فاصله ی بين زمين و آسمان می باشد».
به روایت بخاری
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «إنَّ في اللَّيْلِ لَسَاعَةً، لا يُوَافِقُهَا رَجُلٌ مُسْلِمٌ يَسْألُ الله تَعَالَى خَيْراً مِنْ أمْرِ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ، إِلا أعْطَاهُ إيَّاهُ، وَذَلِكَ كُلَّ لَيْلَةٍ»: «در شب لحظه ای است که اگر بنده ی مسلمانی آن را دريابد و در آن، امرِ نيکی از امور دنيا و آخرت را از الله متعال درخواست کند، الله خواسته اش را برآورده می سازد؛ و اين لحظه در همه ی شب ها وجود دارد».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي، وَأَنَا مَعَهُ حِينَ يَذْكُرُنِي، فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْهُ، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ شِبْرًا، تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا، اقْتَرَبْتُ إِلَيْهِ بَاعًا، وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً»: «الله متعال میفرماید: من مطابق گمانی که بندهام نسبت به من دارد، با او رفتار میکنم و همراه او هستم، آنگاه که مرا یاد میکند؛ پس چون مرا در دل خود یاد کند، او را نزد خود یاد میکنم؛ و اگر مرا در جمعی یاد کند، او را در جمعی بهتر از آنها یاد میکنم؛ و اگر به اندازهٔ وجبی به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک میشوم؛ و اگر به اندازهٔ یک ذراع به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک باع (دو دست باز) به او نزدیک میشوم؛ و اگر قدمزنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او میآیم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: عرب بادیهنشینی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد و گفت: مرا به کاری راهنمایی کن که چون انجامش دهم، به بهشت داخل شوم. فرمود: «تَعْبُدُ اللَّهَ لاَ تُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا، وَتُقِيمُ الصَّلاَةَ المَكْتُوبَةَ، وَتُؤَدِّي الزَّكَاةَ المَفْرُوضَةَ، وَتَصُومُ رَمَضَانَ»: «الله را عبادت کن و چیزی را با او شریک نکن و نماز فرض را ادا کن و زکات فرض را بپرداز و رمضان را روزه بگیر» وی گفت: قسم به آنکه جانم به دست اوست چیزی بر این نمیافزایم؛ و چون برگشت و رفت، پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ، فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا»: «کسی که دوست دارد به مردی از اهل بهشت بنگرد، باید به این (فرد) بنگرد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از سهل بن سعد ساعدی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَوْ كَانَت الدُّنْيَا تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّه جَنَاحَ بَعُوضَةٍ، مَا سَقَى كَافراً منْها شَرْبَةَ مَاءٍ»: «اگر دنيا نزد الله به اندازه ی بال پشه ای ارزش می داشت، به هيچ کافری يک جرعه آب هم در دنيا نمی داد».
به روایت ترمذی
از ابوسعید خُدری و ابوهُریره ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلَا وَصَبٍ وَلَا هَمٍّ وَلَا حُزْنٍ وَلَا أَذًى وَلَا غَمٍّ حَتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا إِلَّا كَفَّرَ اللهُ بِهَا مِنْ خَطَايَاهُ»: «هيچ رنج، بيماری، نگرانی، ناراحتی، آزار و غم و اندوهی به مسلمان نمیرسد، حتی خاری که در پايش فرو میرود، مگر اينکه الله متعال [مقداری] از گناهانش را به سبب آن نادیده میگیرد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرمود: «حَقُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ خَمْسٌ: رَدُّ السَّلَامِ، وَعِيَادَةُ الْمَرِيضِ، وَاتِّبَاعُ الْجَنَائِزِ، وَإِجَابَةُ الدَّعْوَةِ، وَتَشْمِيتُ الْعَاطِسِ»: «حق مسلمان بر مسلمان پنج چیز است: پاسخ دادن سلام و عیادت بیمار، دنبال کردن جنازهها و پذیرفتن دعوت و تشمیت کسی که عطسه زده است» (تشمیت: گفتن یَرحَمُكَ الله در پاسخ به الحمدلله گفتن کسی که عطسه زده است)
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «رُبَّ أَشْعَثَ مَدْفُوعٍ بِالْأَبْوَابِ لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اللَّهِ لَأَبَرَّهُ». «چه بسا فردِ ژولیدهمویی که از درها رانده میشود، اگر بر خدا قسم بخورد، هرآینه [خداوند] قسمش را محقق میسازد».
به روایت مسلم
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «رَحِمَ اللهُ رَجُلًا سَمْحًا إِذَا بَاعَ، وَإِذَا اشْتَرَى، وَإِذَا اقْتَضَى»: «الله رحمت کند مردی را که هنگام خرید و فروش و طلب بدهیاش، آسانگیر است».
به روایت بخاری
الصفحة السابقة
صفحة 3 من 12
الصفحة التالية