FA
الموضوع
دعوت و احتساب
15 حديث
دعوت در راه الله
10
امر به معروف و نهى از منكر
1
سياست شرعى
4
15 حديث
از شقیق بن سلمه رحمه الله روایت است که می گوید: ابن مسعود رضی الله عنه هر پنج شنبه پند و اندرزمان می داد. شخصی به او گفت: ای ابوعبدالرحمن، دوست دارم هر روز ما را پند و اندرز دهی. ابن مسعود رضی الله عنه فرمود: آنچه مرا از اين کار باز می دارد، اين است که دوست ندارم شما را خسته و ملول کنم؛ لذا وضعيت و رغبتِ شما را در نظر می گيرم و هر از چند گاهی - هفته ای يک بار - شما را موعظه می کنم. همان گونه که رسول الله صلى الله عليه وسلم از ترسِ دلسردی و ملالت ما، از موعظه ی روزانه دوری می کرد و حالِ ما را رعايت می نمود.
متفق علیه
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که می گوید: احاديثی را برای مردم بيان کنيد که درک شان می کنند، آيا دوست داريد الله و رسولش تکذيب شوند.
به روایت بخاری
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا مَرِضَ الْعَبْدُ أَوْ سَافَرَ كُتِبَ لَهُ مِثْلُ مَا كَانَ يَعْمَلُ مُقِيمًا صَحِيحًا»: «اگر بندهای بیمار شود یا به مسافرت برود، برای او همانند همان [پاداش عملی] نوشته میشود که در هنگام اقامت و سلامت انجام میداد».
به روایت بخاری
از عبدالله بن عَمرو رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً، وَحَدِّثُوا عَنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا حَرَجَ، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»: «از من [به دیگران] ابلاغ کنید اگرچه یک آیه باشد و از بنیاسرائیل نقل کنید و ایرادی ندارد، و[لی] هرکس به عمد بر من دروغ ببندد باید که جایگاه خود را در دوزخ آماده سازد».
به روایت بخاری
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَامَ أحَدُكُمْ مِنَ اللَّيْلِ، فَاسْتَعْجَمَ القُرْآنَ عَلَى لِسَانِهِ، فَلَمْ يَدْرِ مَا يَقُولُ، فَلْيَضْطَجِع»: «هرگاه يکی از شما شب هنگام برخاست و - به خاطرِ خواب آلودگی - خواندن قرآن بر زبانش دشوار بود و نمی فهميد چه می خوانَد، بايد بخوابد».
به روایت مسلم
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «ما مِنْ مُسْلِمٍ يَغْرِسُ غَرْساً إلاَّ كانَ ما أُكِلَ مِنْهُ لهُ صدقةً، وما سُرِقَ مِنْه لَه صدقَةً، ولا يرْزَؤُهُ أَحَدٌ إلاَّ كَانَ له صدقةً»: «هر مسلمانی درختی بکارد، هرچه از آن بخورند صدقه ای برای او به شمار می رود؛ و هرچه از آن بدزدند، برای او صدقه است يا هرکس چيزی از آن بکاهد، برای صاحبش صدقه محسوب می شود». در روايت ديگری آمده است: «فَلا يغْرِس الْمُسْلِم غرسا، فَيَأْكُل مِنْهُ إِنسانٌ ولا دابةٌ ولا طَيرٌ إلاَّ كانَ له صدقَةً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامة»»: «هر مسلمانی درختی بکارد و انسان يا حيوان و يا پرنده ای از آن بخورد، تا روز قيامت برای صاحبش صدقه ای به حساب می آيد». و در روايت ديگری آمده است که: «لا يغْرِس مُسلِم غرْسا، ولا يزْرعُ زرْعًا، فيأْكُل مِنْه إِنْسانٌ وَلا دابَّةٌ ولا شَيْءٌ، إلاَّ كَانَتْ لَه صدقةً»: «هر مسلمانی درختی بکارد يا کشت و زراعتی را به ثمر برساند و انسان يا حيوان و يا پرنده ای از آن بخورد، برای صاحبش صدقه ای به حساب می آيد».
به روایت مسلم - متفق علیه
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: با رسول الله صلى الله عليه وسلم قدم می زدم و ايشان ردائی نجرانی كه دارای حاشيه ای ضخيم بود، به تن داشت که مردی باديه نشين به ایشان رسيد و ردایش را به سختی كشيد، چنانکه من به شانه ی رسول الله صلى الله عليه وسلم نگاه كردم و اثر حاشيه چادر را كه بشدت كشيده شده بود، ديدم. سپس آن مرد گفت: دستور بده تا از مال الله كه در اختيار توست، به من هم چيزی بدهند. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم به او نگاه كرد و تبسم نمود و دستور داد تا به او هم چيزی بدهند.
متفق علیه
از عَدِی بن عميره کندی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَن اسْتَعْمَلْنَاهُ مِنْكُمْ عَلَى عَمَلٍ، فَكَتَمَنَا مِخْيَطًا فَمَا فَوْقَه، كَانَ غُلُولاً يَأْتِي بِهِ يوْم الْقِيامَةِ»: «کسی که او را بر کاری (مانند جمع آوری زکات) بگماريم و او سوزنی يا کمتر از آن را از ما پنهان کند، خيانت به شمار می رود و روز قيامت آن را با خود می آورد». مردِ سياهی از انصار برخاست - گويا اينک به او نگاه می کنم - و گفت: ای رسول خدا، مأموريتی را که به من داده ايد، پس بگيريد. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «وَمَا لَكَ؟»: «تو را چه شده؟» پاسخ داد: از شما شنيدم که چنين و چنان فرموديد. فرمود: «وَأَنَا أَقُولُهُ الآن: من اسْتعْملْنَاهُ عَلَى عملٍ فلْيجِيء بقَلِيلهِ وَكِثيرِه، فمَا أُوتِي مِنْهُ أَخَذَ ومَا نُهِى عَنْهُ انْتَهَى»: «الآن هم همين را می گويم: هر که او را بر کاری گماشتيم، بايد کم و زيادِ آن را تحويل دهد؛ و هر آنچه از آن به او داده شد، بپذيرد و از هرچه منع شد، دوری نمايد».
به روایت مسلم
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَلَى المَرْءِ المُسْلِمِ السَّمْعُ والطَّاعَةُ فِيمَا أَحَبَّ وكِرَه، إِلاَّ أنْ يُؤْمَرَ بِمَعْصِيَةٍ، فَإذا أُمِر بِمعْصِيَةٍ فَلاَ سَمْعَ وَلا طاعَةَ»: «حرف شنوی و فرمان برداری از فرمانروايان بر هر مسلمانی واجب است؛ چه اين فرمان ها برايش خوشايند باشد و چه ناگوار؛ مگر اينکه به گناه و معصيتی امر شود که در اين صورت حرف شنوی و اطاعت درست نيست».
متفق علیه
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّه، وَمَنْ يُطِعِ الأمِيرَ فَقَدْ أطَاعَنِي، ومَنْ يعْصِ الأمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي»: «هرکس از من اطاعت کند، از الله اطاعت کرده است؛ و هرکس از من نافرمانی نمايد، از الله نافرمانی نموده است. و هرکس از امير اطاعت کند، از من اطاعت کرده و هرکس از امير نافرمانی نمايد، از من نافرمانی نموده است».
متفق علیه
از ابوالاسود روایت است که می گوید: به مدينه آمده و نزد عمر بن خطاب رضي الله عنه نشسته بودم؛ در اين ميان جنازه ای از آنجا گذشت و از آن به نيکی ياد شد. عمر رضي الله عنه گفت: «واجب شد». سپس جنازه ی ديگری از آنجا بردند و از او نيز به نيکی ياد گرديد. عمر رضی الله عنه گفت: «واجب شد». آنگاه جنازه ی سومی عبور داده شد و صاحبش را نکوهش کردند. عمر رضي الله عنه گفت: «واجب شد». ابوالاسود می گويد: گفتم: ای امير مؤمنان! چه چيزی واجب شد؟ پاسخ داد: من سخن رسول الله صلى الله عليه وسلم را بازگو کردم که فرمود: «أيُّمَا مُسْلِمٍ شَهِدَ لَهُ أرْبَعَةٌ بِخَيرٍ، أدْخَلَهُ اللهُ الجَنَّةَ»: «هر مسلمانی که چهار نفر از او به نيکی ياد کنند، الله او را وارد بهشت می گرداند». گفتيم: (گواهی) سه نفر چه؟ فرمود: «وَثَلاثَةٌ»: «(اگر) سه نفر (هم گواهی دهند، اين گونه است)». گفتيم: دو نفر چه؟ فرمود: «وَاثْنَانِ»: «(اگر) دو نفر (نيز گواهی دهند، اين گونه است)». و از آن بزرگوار درباره ی گواهی يک نفر نپرسيديم.
به روایت بخاری
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار الاغی گذشت که صورتش داغ شده بود؛ پس فرمود: «لَعَنَ اللهُ الَّذِي وَسَمَهُ»: «لعنت الله بر کسی که او را داغ کرده است». و همچنین در روایتی از مسلم آمده است: رسول الله صلی الله علیه وسلم از ضربه زدن به صورت و از داغ گذاری در صورت حیوان نهی کرده است.
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَيْنمَا رَجُلٌ يَمْشِي بطَريقٍ اشْتَدَّ علَيْهِ الْعَطش، فَوجد بِئراً فَنزَلَ فيها فَشَرب، ثُمَّ خرج فإِذا كلْبٌ يلهثُ يَأْكُلُ الثَّرَى مِنَ الْعَطَش، فَقَال الرَّجُل: لَقَدْ بلَغَ هَذَا الْكَلْبُ مِنَ العطشِ مِثْلَ الَّذِي كَانَ قَدْ بَلَغَ مِنِّي، فَنَزَلَ الْبِئْرَ، فَملأَ خُفَّه مَاءً ثُمَّ أَمْسَكَه بِفيه حتَّى رقِيَ، فَسَقَى الْكَلْب، فَشَكَرَ اللَّهُ لَه، فَغَفَرَ لَه»: «مردی از راهی می گذشت و سخت تشنه شده بود. چاهی يافت؛ از چاه پايين رفت و آب نوشيد و هنگامی که بيرون آمد، سگی ديد که از شدت تشنگی دهانش را باز کرده و زبانش را بيرون آورده بود و آن را به خاک مرطوب می ماليد. پس با خود گفت: اين سگ به همان اندازه تشنه است که من تشنه بودم. لذا دوباره از چاه پايين رفت و جوراب چرمی خود را پُر از آب کرد و جورابش را به دهان گرفت و از چاه بالا آمد و به سگ آب داد. از اين رو الله از او قدردانی کرد و گناهانش را بخشيد». اصحاب گفتند: یا رسول الله، آيا به خاطر نيکی کردن به حيوانات نيز اجر و پاداش می يابيم؟ فرمود: «في كُلِّ كَبِدٍ رَطْبةٍ أَجْرٌ»: «نيکی کردن به هر موجود زنده و جانداری ثواب دارد». و در روایتی آمده است: « فشَكَرَ اللهُ له، فغَفَرَ له، فَأَدْخَلَهُ الجَنَّةَ»: «الله از او قدردانی نمود و گناهانش را بخشيد و او را وارد بهشت کرد». و در روایت دیگری آمده است: «بَيْنَما كَلْبٌ يُطيف بِركِيَّةٍ قَدْ كَادَ يقْتُلُه الْعطَشُ إِذْ رأتْه بغِيٌّ مِنْ بَغَايا بَنِي إِسْرَائيل، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فاسْتَقت لَهُ بِه، فَسَقَتْهُ فَغُفِر لَهَا بِهِ»: «سگی پيرامون چاهی می چرخيد و نزديک بود از تشنگی هلاک شود. در اين اثنا يکی از زنان زناکار بنی اسرائيل آن سگ را ديد؛ پس جوراب چرمی اش را درآورد و با آن از چاه برای سگ آب کشيد و به سگ آب داد و بدين وسيله گناهانش بخشيده شد».
به روایت بخاری - متفق علیه
از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ»: «هریک از شما که منکری دید آن را با دستش تغییر دهد، پس اگر نتوانست با زبانش آن را تغییر دهد و اگر نتوانست با دلش آن را (بد بداند)، و آن ضعیفترین (مرتبهی) ایمان است».
به روایت مسلم
عَنْ أَبي هُرَيْرَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حِينَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ {وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ} [الشعراء: 214]: «يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ، اشْتَرُوا أَنْفُسَكُمْ مِنَ اللهِ، لَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللهِ شَيْئًا، يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، لَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللهِ شَيْئًا، يَا عَبَّاسَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، لَا أُغْنِي عَنْكَ مِنَ اللهِ شَيْئًا، يَا صَفِيَّةُ عَمَّةَ رَسُولِ اللهِ، لَا أُغْنِي عَنْكِ مِنَ اللهِ شَيْئًا، يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، سَلِينِي بِمَا شِئْتِ لَا أُغْنِي عَنْكِ مِنَ اللهِ شَيْئًا».
متفق عليه