FA
ايمان به الله عزوجل
توحيد اسماء و صفات
24 حديث
توحيد ربوبيت
2
توحيد الوهيت
14
توحيد اسماء و صفات
24
24 حديث
از ابو واقد حارث بن عوف رضی الله عنه روایت است که باری رسول الله صلی الله علیه وسلم با جمعی از صحابه در مسجد نشسته و (مشغول وعظ و ارشاد بود) كه سه نفر وارد مسجد شدند. دو نفر رو به رسول الله صلی الله علیه وسلم آوردند و یکی از آنها برگشت. (راوی می گويد:) يكی از آن دو جايی برای خود پيدا كرد و نشست. و دومی پشت سر جمع، نشست. و سومین آنها پشت کرد و بازگشت. رسول الله صلى الله عليه وسلم پس از اتمام وعظ، فرمود: «أَلا أُخْبِرُكُمْ عَنِ النَّفَرِ الثَّلاثَةِ أَمَّا أَحَدُهُمْ فَأَوَى إِلَى اللَّهِ، فَآوَاهُ اللَّهُ وَأَمَّا الآخَرُ فَاسْتَحْيَا، فَاسْتَحْيَا اللَّهُ مِنْهُ، وَأَمَّا الآخَرُ فَأَعْرَضَ، فَأَعْرَضَ اللَّهُ عَنْهُ»: «آيا می خواهيد شما را در مورد اين سه نفر آگاه نمایم؟ يكی از آنان به خداوند پناه آورده بود پس خداوند متعال او را جای و پناه داد؛ دومی شرم كرد، خداوند را نيز از از آن بنده شرم آمد (او را بخشيد). سومی رو گردانی كرد، خداوند نيز از او روی گرداند».
متفق علیه
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که مردی نزدِ پيامبر صلى الله عليه وسلم بود؛ شخص ديگری از آنجا گذشت. آن مرد گفت: ای رسول خدا، من، اين شخص را دوست دارم. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَأَعْلمتَه؟»: «آيا او را از اين محبت آگاه کرده ای؟» گفت: خير. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَعْلِمْهُ»: «آگاهش کن». اين مرد، نزد آن شخص رفت و به او گفت: من تو را به خاطر الله دوست دارم. و آن شخص پاسخ داد: ذاتی که مرا به خاطر او دوست داری، تو را دوست بدارد.
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللهَ يَغَارُ، وَإِنَّ الْمُؤْمِنَ يَغَارُ، وَغَيْرَةُ اللهِ أَنْ يَأْتِيَ الْمُؤْمِنُ مَا حَرَّمَ عَلَيْهِ»: «الله به غیرت میآید و مومن به غیرت میآید و غیرت الله [هنگامی] است که مؤمن کاری را انجام دهد که [الله آن را] بر او حرام کرده است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي، وَأَنَا مَعَهُ حِينَ يَذْكُرُنِي، فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْهُ، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ شِبْرًا، تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا، اقْتَرَبْتُ إِلَيْهِ بَاعًا، وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً»: «الله متعال میفرماید: من مطابق گمانی که بندهام نسبت به من دارد، با او رفتار میکنم و همراه او هستم، آنگاه که مرا یاد میکند؛ پس چون مرا در دل خود یاد کند، او را نزد خود یاد میکنم؛ و اگر مرا در جمعی یاد کند، او را در جمعی بهتر از آنها یاد میکنم؛ و اگر به اندازهٔ وجبی به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک میشوم؛ و اگر به اندازهٔ یک ذراع به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک باع (دو دست باز) به او نزدیک میشوم؛ و اگر قدمزنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او میآیم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمودند: «جَعَلَ اللَّهُ الرَّحْمَةَ مائَةَ جُزْءٍ، فَأَمْسَكَ عِنْدَهُ تِسْعَةً وتِسْعِين، وَأَنْزَلَ في الأَرْضِ جُزْءًا واحِدًا، فَمِنْ ذَلِكَ الجُزْءِ يَتَراحمُ الخَلائِقُ، حَتَّى تَرْفَعَ الدَّابَّةُ حَافِرَهَا عَنْ ولَدِهَا خَشْيَةَ أَنْ تُصِيبَهُ»: «الله رحمت را به صد قسمت تقسيم کرده است؛ نود و نُه بخش آن را نزد خود نگه داشته و يک بخش را به زمين فرستاده است و به خاطر همين يک بخش است که مخلوقات با يکديگر مهربان هستند (به هم رحم می کنند)؛ به گونه ای که جانور، سُم خود را بالا می گيرد تا مبادا به بچه اش آسيبی برسد». و در روايتی آمده است: «إِنَّ للَّهِ تَعَالى مائَةَ رَحْمَةٍ، أَنْزَلَ مِنْهَا رَحْمَةً وَاحِدَةً بَيْنَ الجِنِّ والإِنْسِ وَالبَهَائمِ وَالهَوام، فَبهَا يَتَعاطَفُون، وبها يَتَراحَمُون، وَبها تَعْطِفُ الوَحْشُ عَلى وَلَدهَا، وَأَخَّرَ اللَّهُ تَعالى تِسْعاً وتِسْعِينَ رَحْمَةً يَرْحَمُ بِهَا عِبَادهُ يَوْمَ القِيَامَةِ»: «الله متعال صد رحمت دارد که يک رحمتِ آن را ميان انسان ها، جن ها، جانوران و حشرات، نازل کرده است و با اين يک رحمت است که آفريده های الهی با يکديگر مهربان بوده و به هم رحم می کنند و به همين خاطر است که جانوران وحشی به فرزندان خود رحم می نمايند. و الله متعال نود و نُه بخش رحمت را نگه داشته است و روز قيامت بر مبنای آن بر بندگان خود رحم می فرمايد». و از سلمان فارسی رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «إِنَّ للَّهِ تَعَالَى مِئَةُ رَحْمَةٍ فَمِنْها رَحْمَةٌ يَتَراحَمُ بها الخَلْقُ بَيْنَهُمْ، وَتِسْعٌ وَتِسْعُونَ لِيَوْم القِيامَةِ»: «الله متعال صد رحمت دارد؛ از این میان تنها یک رحمت است که باعث می شود مخلوقات به يکديگر رحم کنند؛ و نود و نه رحمت برای روز قيامت است». و در روايتی آمده است: «إِنَّ اللَّه تعالى خَلَقَ يَومَ خَلَقَ السَّمَواتِ والأَرْضَ مِئَةَ رَحْمَةٍ كُلُّ رَحْمَةٍ طِبَاقَ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلى الأَرْضِ، فَجَعَلَ مِنها في الأَرْضِ رَحْمَةً فَبِها تَعْطِفُ الوَالِدَةُ عَلَى وَلَدِهَا، وَالْوحْشُ وَالطَّيْرُ بَعْضُها عَلَى بَعْضٍ، فَإِذا كانَ يَوْمُ القِيامَةِ أَكْمَلَها بهِذِهِ الرَّحْمَةِ»: «الله متعال در روزِ آفرينش آسمان ها و زمين، صد رحمت آفريد؛ هر رحمتی به بزرگیِ فاصله ی ميان آسمان تا زمين است. يک بخش از اين رحمت ها را در زمين قرار داده است و همين يک رحمت، باعث می شود مادر به فرزند خود مهر بورزد و جانوران وحشی و پرندگان به يکديگر رحم کنند و چون روز قيامت فرارسد، با اين يک رحمت، ساير بخش های رحمت را کامل می گرداند».
به روایت مسلم - متفق علیه
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ»: «الله به صورتها و اموالتان نمینگرد بلکه به دلها و اعمالتان مینگرد».
به روایت مسلم
از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: پيامبر ـ صلى الله عليه وسلم ـ در روایتی از پروردگارش میفرماید که الله عزوجل فرموده است: «يَا عِبَادِي إِنِّي حَرَّمْتُ الظُّلْمَ عَلَى نَفْسِي، وَجَعَلْتُهُ بَيْنَكُمْ مُحَرَّمًا، فَلَا تَظَالَمُوا، يَا عِبَادِي كُلُّكُمْ ضَالٌّ إِلَّا مَنْ هَدَيْتُهُ، فَاسْتَهْدُونِي أَهْدِكُمْ، يَا عِبَادِي كُلُّكُمْ جَائِعٌ إِلَّا مَنْ أَطْعَمْتُهُ، فَاسْتَطْعِمُونِي أُطْعِمْكُمْ، يَا عِبَادِي كُلُّكُمْ عَارٍ إِلَّا مَنْ كَسَوْتُهُ، فَاسْتَكْسُونِي أَكْسُكُمْ، يَا عِبَادِي إِنَّكُمْ تُخْطِئُونَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَأَنَا أَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا فَاسْتَغْفِرُونِي أَغْفِرْ لَكُمْ، يَا عِبَادِي إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضَرِّي فَتَضُرُّونِي، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُونِي، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَتْقَى قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ مَا زَادَ ذَلِكَ فِي مُلْكِي شَيْئًا، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئًا، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ قَامُوا فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ فَسَأَلُونِي فَأَعْطَيْتُ كُلَّ إِنْسَانٍ مَسْأَلَتَهُ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِمَّا عِنْدِي إِلَّا كَمَا يَنْقُصُ الْمِخْيَطُ إِذَا أُدْخِلَ الْبَحْرَ، يَا عِبَادِي إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ أُحْصِيهَا لَكُمْ ثُمَّ أُوَفِّيكُمْ إِيَّاهَا، فَمَنْ وَجَدَ خَيْرًا فَلْيَحْمَدِ اللهَ، وَمَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ»: «اى بندگانم، من ظلم را بر نفس خويش حرام كردهام و آن را در بين شما هم حرام كردهام، پس به همديگر ظلم نكنيد. اى بندگانم، همهٔ شما گمراه هستيد مگر آنکه من کسی را هدايت کنم، پس از من طلب هدايت كنيد تا شما را هدايت کنم. اى بندگانم همهٔ شما گرسنهايد مگر كسى که من غذا دهم، پس از من طلب غذا كنيد تا شما را غذا دهم. اى بندگانم، همه شما عريان هستيد مگر كسى که من لباس دهم و او را بپوشانم، پس از من طلب لباس كنيد تا به شما لباس دهم و شما را بپوشانم. اى بندگانم، شما در شب و روز گناه مىكنيد و من تمامى گناهان را مىبخشم، پس از من طلب آمرزش كنيد، شما را میآمرزم. اى بندگانم، زيان شما به من نمىرسد تا مرا زيان رسانيد و نفع شما به من نمىرسد تا مرا بهرهمند کنید. اى بندگانم، اگر اولين و آخرين شما و همهٔ انسانها و جنىهاى شما، همانند قلب باتقواترين فرد شما داشته باشند، این چيزى به مُلک من اضافه نمىکند. اى بندگانم، اگر اولين و آخرين شما و همهٔ انسانها و جنىهاى شما، همانند قلب گناهکارترين فرد شما داشته باشند، این چيزى از مُلک من نمیکاهد. اى بندگانم، اگر اولين و آخرين شما و همهٔ انسانها و جنىهاى شما در يک مكان با هم از من طلب كنند و درخواست هر كدام از آنان را برآورده كنم، چيزى از آنچه نزد من وجود دارد كم نمىشود مگر همانند كم شدن مقداری از آب دريا كه سوزنى وارد آن شود. اى بندگانم، بطور قطع اعمال شما را مىشمارم [و ثبت مىكنم] سپس جزاى آنها را به شما مىدهم، پس هر كسى خيرى حاصل كرد، الله را ستايش كند و هركس جز آن حاصل نمود، جز نفس خود را ملامت نكند».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَحَبُّ البِلادِ إلَى اللهِ مَسَاجِدُهَا، وَأبْغَضُ البِلاَدِ إلَى اللهِ أسْوَاقُهَا»: «محبوب ترين مکان ها نزد الله، مساجد و منفورترين مکان ها نزد الله، بازارها هستند».
به روایت مسلم
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الخَلْق، كَتَبَ في كِتَابٍ فَهُوَ عِنْدَهُ فَوْقَ العَرْش: إِنَّ رَحْمتي تَغْلِبُ غَضَبِي»: «هنگامی که الله متعال آفريده هايش را خلق کرد، در کتابی که بالای عرش نزد اوست، نوشت: رحمت من بر خشم من غالب است». و در روایتی آمده است: «غَلَبَتْ غَضَبِي»: «بر خشمِ من غلبه کرد». و در روایتی آمده است: «سَبَقَتْ غَضَبِي»: «بر خشم من سبقت گرفت».
متفق علیه
از ابوموسی اشعری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللهَ لَيُمْلِي لِلظَّالِمِ، حَتَّى إِذَا أَخَذَهُ لَمْ يُفْلِتْهُ»: «الله به ظالم مهلت میدهد تا آنکه وقتی او را گرفت دیگر رهایش نکند» سپس این آیه را قرائت کرد: {وَكَذلِكَ أَخذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ القُرى وَهِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخذَهُ أَليمٌ شَديدٌ} [هود: ۱۰۲] (و چنین است بازخواستِ پروردگارت که اهالی شهرهایی را که ستمکار [و مشرک] بودند فرومیگرفت. بیگمان، بازخواستِ او دردناک و سخت است).
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا تَوَطَّنَ رَجُلٌ مُسْلِمٌ الْمَسَاجِدَ لِلصَّلَاةِ وَالذِّكْرِ، إِلَّا تَبَشْبَشَ اللَّهُ لَهُ، كَمَا يَتَبَشْبَشُ أَهْلُ الْغَائِبِ بِغَائِبِهِمْ إِذَا قَدِمَ عَلَيْهِمْ»: «هیچ مرد مسلمانی نیست که برای نماز و ذکر پایبند مساجد باشد مگر اینکه الله متعال از این پایبندی او خوشحال می شود؛ چنانکه وقتی مسافری [به خانه] باز می گردد، خانواده اش از دیدن او خوشحال و شادمان می شوند».
به روایت ابن ماجه - به روایت احمد
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللَّهَ قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْبِ، وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ، وَمَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ: كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا، وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ، وَلَئِنِ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ، وَمَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عَنْ نَفْسِ المُؤْمِنِ، يَكْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»: «الله تعالی میفرماید: هر که با دوستی از دوستان من دشمنی ورزد با او اعلام جنگ کردهام؛ و بندهام با چیزی به من نزدیک نشده که برای من محبوبتر از آنچه بر او فرض کردهام باشد؛ و بندهام همواره با نوافل به من تقرب میجوید تا آنکه دوستش بدارم، پس چون دوستش داشتم من گوش او میشوم که با آن میشنود و چشم او میشوم که با آن میبیند و دست او میشوم که با آن میگیرد و پای او میشوم که با آن راه میرود و اگر از من بخواهد قطعا به او عطا خواهم کرد و اگر از من پناه بخواهد او را پناه خواهم داد و در کاری که انجامش میدهم به اندازهٔ گرفتن جان مؤمن تَرَدُّد نکردهام، او مرگ را نمیپسندد و من هم آزار او را نمیپسندم».
به روایت بخاری
از انس بن مالک و ابوهریره رضی الله عنهما روایت است که می گویند: رسول الله صلی الله علیه وسلم در آنچه از پروردگار متعال نقل نموده، فرموده است که: الله متعال می فرماید: «إِذَا تَقَربَ العَبْدُ إلَيَّ شِبْراً تَقَربْتُ إِلَيْه ذِرَاعاً، وَإِذَا تَقَرَّبَ إلَيَّ ذِرَاعاً تَقَربْتُ مِنهُ بَاعاً، وِإذَا أتَانِي يَمشي أتَيْتُهُ هَرْوَلَةً»: «اگر بنده يک وجب به من نزديک شود، من يک ذراع (فاصله ی ساعد تا آرنج) به او نزديک می شوم و اگر يک ذراع به من نزديک گردد، من به اندازه ی يک باع (فاصله ی باز کردن دو دست) به او نزديک می شوم؛ اگر قدم زنان به سوی من بيايد، من دوان دوان به سويش می آیم».
به روایت بخاری - متفق علیه
از عَدیّ بن حاتِم ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا سَيُكَلِّمُهُ اللهُ، لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهُ تُرْجُمَانٌ، فَيَنْظُرُ أَيْمَنَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ أَشْأَمَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلَا يَرَى إِلَّا النَّارَ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ، فَاتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ»: «هیچیک از شما نیست مگر اینکه پروردگارش با او سخن میگوید، درحالیکه میان او و الله متعال مترجمی نیست؛ پس به سمت راست خود نگاه میکند، اما چیزی جز آنچه از پیش فرستاده، نمیبیند؛ و به سمت چپ خود نگاه میکند که چیزی جز آنچه از پیش فرستاده نمیبیند؛ و در برابر خود را مینگرد، جز دوزخ را در برابر چهرهاش نمیبیند؛ پس از آتش دوزخ دوری کنید، هرچند با نصف خرمایی باشد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ أحَبَّ لِقَاءَ اللهِ أَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ كَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «هرکس دوست دار ديدارِ الله باشد، الله نيز ديدارش را دوست دارد؛ و هرکه ملاقاتِ الله را دوست نداشته باشد، الله نيز ملاقاتش را دوست ندارد». گفتم: یا رسول الله، اگر منظورتان دوست نداشتن مرگ است که همه ی ما مرگ را دوست نداريم؟ فرمود: «لَيْسَ كَذَلِكَ، ولكِنَّ المُؤْمِنَ إذَا بُشِّرَ بِرَحْمَةِ اللهِ وَرِضْوَانِهِ وَجَنَّتِهِ أَحَبَّ لِقَاءَ اللهِ فَأَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وإنَّ الكَافِرَ إذَا بُشِّرَ بِعَذابِ اللهِ وَسَخَطهِ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ وكَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «چنين نيست؛ مومن آنگاه که نويد رحمت، خشنودی و بهشتِ الله به او داده می شود، ملاقات الله را دوست دارد؛ در نتيجه الله نيز ملاقاتش را دوست می دارد. و کافر هنگامی که خبرِ خفت بارِ عذاب و خشمِ الهی را دريافت می کند، ديدار الله را ناپسند می دارد و الله نيز ديدارش را دوست ندارد».
به روایت مسلم
از عبدالله بن عمرو ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الرَّاحِمُونَ يَرْحَمُهمُ الرَّحمنُ، ارحَمُوا أهلَ الأرضِ يَرْحْمْكُم مَن في السّماء»: «كسانى كه مهربان هستند، الله مهربان به آنان رحم خواهد كرد؛ به اهل زمين رحم كنيد، آنكه در آسمان است به شما رحم خواهد کرد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
از عبدالله بن عَمرو بن العاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که: هرگاه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ وارد مسجد میشد میفرمود: «أعوذُ باللهِ العَظيمِ، وبوَجهِه الكريمِ، وسُلطانِه القديمِ، مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ»: «پناه میبرم به الله بزرگ و ذات بخشنده و سخاوتمندش و قدرت ازلی و ابدیاش از شر شيطان رانده شده». پرسیده شد: آیا فقط این [را گفت]؟ گفتم: آری؛ و چون این را بگوید، شیطان میگوید: در ادامهٔ روز از من ایمن شد.
به روایت ابوداوود
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَقُولُ لِأَهْلِ الجَنَّةِ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ؟ فَيَقُولُونَ: لَبَّيْكَ رَبَّنَا وَسَعْدَيْكَ، فَيَقُولُ: هَلْ رَضِيتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: وَمَا لَنَا لاَ نَرْضَى وَقَدْ أَعْطَيْتَنَا مَا لَمْ تُعْطِ أَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ؟ فَيَقُولُ: أَنَا أُعْطِيكُمْ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِكَ، قَالُوا: يَا رَبِّ، وَأَيُّ شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ؟ فَيَقُولُ: أُحِلُّ عَلَيْكُمْ رِضْوَانِي، فَلاَ أَسْخَطُ عَلَيْكُمْ بَعْدَهُ أَبَدًا»: «الله متعال خطاب به بهشتيان میفرمايد: ای بهشتيان؟ آنان میگويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آمادهی خدمتيم. پس میفرمايد: آيا راضی هستيد؟ میگويند: چرا راضی نباشيم درحالیکه تو به ما چیزهایی ارزانی داشتهای که به هيچيک از مخلوقاتت عنايت نکردهای؟. آنگاه الله متعال میفرمايد: بهتر از این را به شما عطا خواهم کرد. آنان میگويند: پروردگارا، چه چيزی بهتر از اين است؟ پس میفرمايد: خشنودیام را شامل حال شما میگردانم و بعد از آن، هرگز از شما ناخشنود نمیشوم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «إذا أَحَبَّ اللهُ تعالى العَبْدَ، نَادَى جِبْرِيلَ: إنَّ اللهَ تعالى يُحِبُّ فلاناً، فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، فَيُنَادِي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يحِبُّ فلاناً، فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ القَبُولُ في الأرضِ». وفي رواية: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إنَّ اللهَ تعالى إذا أَحَبَّ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فقال: إني أُحِبُّ فلاناً فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، ثم ينادي في السَّمَاءِ، فيقول: إنَّ اللهَ يُحِبُّ فلاناً فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ له القَبُولُ في الأرضِ، وإذا أَبْغَضَ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فيقول: إني أُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضْهُ. فَيُبْغِضُهُ جِبْرِيلُ، ثُمَّ ينادي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضُوهُ، ثُمَّ تُوضَعُ له البَغْضَاءُ في الأرضِ».
متفق عليه. الرواية الأولى لفظ البخاري، والثانية لفظ مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَيْنمَا رَجُلٌ يَمْشِي بطَريقٍ اشْتَدَّ علَيْهِ الْعَطش، فَوجد بِئراً فَنزَلَ فيها فَشَرب، ثُمَّ خرج فإِذا كلْبٌ يلهثُ يَأْكُلُ الثَّرَى مِنَ الْعَطَش، فَقَال الرَّجُل: لَقَدْ بلَغَ هَذَا الْكَلْبُ مِنَ العطشِ مِثْلَ الَّذِي كَانَ قَدْ بَلَغَ مِنِّي، فَنَزَلَ الْبِئْرَ، فَملأَ خُفَّه مَاءً ثُمَّ أَمْسَكَه بِفيه حتَّى رقِيَ، فَسَقَى الْكَلْب، فَشَكَرَ اللَّهُ لَه، فَغَفَرَ لَه»: «مردی از راهی می گذشت و سخت تشنه شده بود. چاهی يافت؛ از چاه پايين رفت و آب نوشيد و هنگامی که بيرون آمد، سگی ديد که از شدت تشنگی دهانش را باز کرده و زبانش را بيرون آورده بود و آن را به خاک مرطوب می ماليد. پس با خود گفت: اين سگ به همان اندازه تشنه است که من تشنه بودم. لذا دوباره از چاه پايين رفت و جوراب چرمی خود را پُر از آب کرد و جورابش را به دهان گرفت و از چاه بالا آمد و به سگ آب داد. از اين رو الله از او قدردانی کرد و گناهانش را بخشيد». اصحاب گفتند: یا رسول الله، آيا به خاطر نيکی کردن به حيوانات نيز اجر و پاداش می يابيم؟ فرمود: «في كُلِّ كَبِدٍ رَطْبةٍ أَجْرٌ»: «نيکی کردن به هر موجود زنده و جانداری ثواب دارد». و در روایتی آمده است: « فشَكَرَ اللهُ له، فغَفَرَ له، فَأَدْخَلَهُ الجَنَّةَ»: «الله از او قدردانی نمود و گناهانش را بخشيد و او را وارد بهشت کرد». و در روایت دیگری آمده است: «بَيْنَما كَلْبٌ يُطيف بِركِيَّةٍ قَدْ كَادَ يقْتُلُه الْعطَشُ إِذْ رأتْه بغِيٌّ مِنْ بَغَايا بَنِي إِسْرَائيل، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فاسْتَقت لَهُ بِه، فَسَقَتْهُ فَغُفِر لَهَا بِهِ»: «سگی پيرامون چاهی می چرخيد و نزديک بود از تشنگی هلاک شود. در اين اثنا يکی از زنان زناکار بنی اسرائيل آن سگ را ديد؛ پس جوراب چرمی اش را درآورد و با آن از چاه برای سگ آب کشيد و به سگ آب داد و بدين وسيله گناهانش بخشيده شد».
به روایت بخاری - متفق علیه
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین دعا می فرمود: «ربِّ أَعِنِّي وَلاَ تُعِنْ عَلَيَّ، وَانْصُرْنِي وَلاَ تَنْصُرْ عَلَيَّ، وَامْكُرْ لِيْ وَلاَ تَمْكُرْ عَلَيَّ، وَاهْدِنِى وَيَسِّرْ هُدَاىَ إِلَىَّ، وَانْصُرْنِى عَلَى مَنْ بَغَى عَلَىَّ، اللهم اجْعَلْنِي لَكَ شاكرًا، لَكَ ذاكرًا، لَكَ راهبًا، لَكَ مِطْوَاعاً، إِلَيْكَ مُخْبتاً أو مُنِيباً، رَبِّ تَقَبَّلْ تَوْبَتِي وَاغْسِلْ حَوبَتِي، وَأَجِبْ دَعْوَتِي، وَثَبِّتْ حُجَّتِي، وَاهْدِ قَلْبي، وَسَدِّدْ لِسَانِي، وَاسْلُلْ سَخِيمَةَ قَلْبي»: «پرودگارا، مرا ياری ده و بر عليه من ياری مده، مرا نصرت ده و بر عليه من نصرت مده، برای من چاره انديشی كن و بر عليه من چاره ميانديش؛ و مرا هدايت كن و هدايت مرا برايم آسان گردان و مرا بر كسانی كه عليه من سركشی و ستم نموده اند، ياری گردان. پروردگارا، مرا بسيار شكر گذار، ذكر كننده، ترسان، مطيع، خاشع، دعا كننده و بازگردنده به سوی خودت بگردان. پرودگارا، توبه ام را بپذير، اندوهم را دور كن، دعايم را برآورده ساز، قول [و ايمان] مرا ثابت بدار، قلبم را هدايت و گفتارم را استوار نموده و پليدی درونم را [حكيمانه] خارج بگردان».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «يَنْزِلُ رَبُّنَا تَبَارَكَ وَتَعَالَى كُلَّ لَيْلَةٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا حِينَ يَبْقَى ثُلُثُ اللَّيْلِ الْآخِرُ، يَقُولُ: «مَنْ يَدْعُونِي فَأَسْتَجِيبَ لَهُ؟ مَنْ يَسْأَلُنِي فَأُعْطِيَهُ؟ مَنْ يَسْتَغْفِرُنِي فَأَغْفِرَ لَهُ؟»: «پروردگارمان تبارک و تعالى در هر شب، هنگامى كه يک سوم شب باقى مىماند به آسمان دنيا نازل مىشود، و مىفرمايد: چه كسى مرا مىخواند تا او را پاسخ گویم؟ چه كسى از من طلب مىكند تا به او ببخشم؟ چه كسى استغفار مىكند تا او را بيامرزم؟».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم آبِ دهانی را در جهتِ قبله مشاهده کرد و از اين کار به اندازه ای ناراحت شد که آثار ناراحتی در چهره اش نمايان گشت. پس برخاست و آن را با دست خود پاک کرد و فرمود: «إنَّ أحَدَكُم إذا قَام في صَلاتِهِ فَإنَّهُ يُنَاجِي ربَّهُ، وإنَّ ربَّهُ بَينَهُ وبَينَ القِبْلَةِ، فَلا يَبْزُقَنَّ أَحدُكُم قِبَل قِبْلتِه، ولكِن عَنْ يَسَارِهِ أوْ تحْتَ قدَمَیهِ»: «وقتی يکی از شما به نماز می ايستد، با پروردگارش مناجات می کند و پروردگارش، ميانِ او و قبله است. پس هيچکس به سوی قبله اش آب دهان نيندازد؛ بلکه آب دهانش را به سمت چپ يا زيرِ پايش بيندازد». سپس گوشه ای از ردايش را گرفت و در آن آب دهان انداخت و دو سويش را به هم ماليد و فرمود: «أَوْ يَفْعَلُ هَكَذَا»: «يا چنين کند».
متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ لِلَّهِ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ اسْمًا مِائَةً إِلاَّ وَاحِدًا، مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ»: «الله نود و نه اسم دارد؛ يعنی يكی كمتر از صد؛ هركس آنها را برشمارد، وارد بهشت می شود».
متفق علیه