حديث للعالم

كل الأحاديث

مجموعة البطاقات كاملة، رتّبها بحسب الباب

655 حديث

از عایشه رضی الله عنها روایت است که فرمود: من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمودند: «در حضور غذا، و برای کسی که جلوی خروج ادرار و مدفوع را گرفته، نماز نیست».مسلم روایت کرده
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلى الله عليه و سلم در حالی که کف دستم بين دو کف دستانش بود، آنچنان به من تشهد آموخت که سوره‌ای از قرآن می‌آموخت. [به این ترتیب:] «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ». و در روایتی آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ اللهَ هُوَ السَّلَامُ، فَإِذَا قَعَدَ أَحَدُكُمْ فِي الصَّلَاةِ فَلْيَقُلْ: التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ، فَإِذَا قَالَهَا أَصَابَتْ كُلَّ عَبْدٍ لِلَّهِ صَالِحٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، ثُمَّ يَتَخَيَّرُ مِنَ الْمَسْأَلَةِ مَا شَاءَ» یعنی: «همانا الله خود سلام است [بنابراین نگویید سلام بر الله] هرگاه کسی برای خواندن تحيات در نمازش نشست، باید چنين بگويد: التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ، که اگر چنین گوید، در واقع [سلامش] به هر بندهٔ صالحی که در آسمان و زمین است و شهادت داده که معبودی جز الله نیست و محمد بنده و فرستادهٔ اوست، رسیده است، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، یعنی: شهادت می دهم که معبودی جز الله نیست و شهادت می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست.سپس هر درخواستی که دارد برگزیند [و در دعای پس از تشهد بگوید]».متفق علیه
عن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه قال: خَسَفَت الشمس على زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم . فقام فَزِعًا، ويخشى أن تكون الساعة، حتى أتى المسجد، فقام، فصلى بأطول قيام وسجود، ما رأيته يفعله في صلاته قطُّ، ثم قال: إن هذه الآيات التي يُرْسِلُهَا الله عز وجل : لا تكون لموت أحد ولا لحياته، ولكن الله يُرْسِلُهَا يُخَوِّفُ بها عباده، فإذا رأيتم منها شيئا فَافْزَعُوا إلى ذكر الله و دُعَائِهِ وَاسْتِغْفَارِهِ.متفق عليه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم دعا می‌کرد و می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ القَبْرِ، وَمِنْ عَذَابِ النَّارِ، وَمِنْ فِتْنَةِ المَحْيَا وَالمَمَاتِ، وَمِنْ فِتْنَةِ المَسِيحِ الدَّجَّالِ» یعنی: «یا الله من از عذاب قبر، و از عذاب دوزخ، و از فتنهٔ زندگی و مرگ، و از فتنهٔ مسیح دجال به تو پناه می‌ برم» و در لفظی نزد مسلم آمده است: «إِذَا فَرَغَ أَحَدُكُمْ مِنَ التَّشَهُّدِ الْآخِرِ، فَلْيَتَعَوَّذْ بِاللهِ مِنْ أَرْبَعٍ: مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ شَرِّ الْمَسِيحِ الدَّجَّالِ» یعنی: «هرگاه یکی از شما تشهد را به پایان رساند از چهار چیز به الله پناه ببرد: از عذاب جهنم و از عذاب قبر و از فتنهٔ زندگی و مرگ و از شر مسیح دجال».متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: چون رسول الله صلی الله علیه وسلم برای نماز تکبیر می گفت، مقداری قبل از اینکه قرائت را آغاز کند، ساکت می ماند؛ به همین دلیل گفتم: ای رسول الله، پدر و مادرم فدايت، در سکوت ات بين تکبير و خواندن سوره چه می گويی؟ ايشان فرمودند: «می گويم: "اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِي مِنْ خَطَايَايَ كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنْ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْنِي مِنْ خَطَايَايَ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ"بار الها من و گناهانم را آنچنان از هم دور کن که بين مشرق و مغرب فاصله انداختی، بار الها آنچنان مرا از گناهانم پاک گردان که لباس سفيد از ناپاکی ها پاک می شود، بار الها مرا از گناهانم با آب و يخ و تگرگ بشوی».متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اگر به هم نشینت در روز جمعه در حالی که امام خطبه می‌خواند گفتی: گوش فرا بده، مرتکب لغو شده‌ای».متفق علیه
عن عبد الله بن عُمَر رضي الله عنه قال: «اسْتَأْذَنَ الْعَبَّاسُ بن عَبْدِ الْمُطَّلِب رسول الله صلى الله عليه وسلم : أن يبيت بمكة ليالي مِنى، من أجل سِقَايَتِه فأذن له».متفق عليه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أسْرِعُوا بالجَنَازَةِ، فَإنْ تَكُ صَالِحَةً، فَخَيرٌ تُقَدِّمُونَهَا إِلَيْهِ، وَإنْ تَكُ سِوَى ذَلِكَ، فَشَرٌّ تَضَعُونَهُ عَنْ رِقَابِكُمْ». «جنازه را هرچه زودتر (برای غسل دادن و خاک سپاری) آماده کنيد؛ اگر نيکوکار باشد، پس خيری است که او را زودتر به آن می رسانيد، و اگر جز اين باشد، شرّی است که آن را از گردن خود برمی داريد».متفق علیه
عن مرداس الأسلمي رضي الله عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ -صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ-: «يذهب الصالحون الأول فالأول، ويبقى حُثَالَةٌ كَحُثَالَةِ الشعير أو التمر لا يُبَالِيهُم الله بَالَةً».رواه البخاري
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مرد بر دين و آيين دوست خويش است؛ پس باید هريک از شما بنگرد با چه کسی دوستی و همنشينی دارد».ابو داود و ترمذی و احمد روایت کرده
عن أنس بن مالك رضي الله عنه قال: كان أخوانِ على عهد النبي صلى الله عليه وسلم وكان أحدُهما يأتي النبي صلى الله عليه وسلم والآخر يَحتَرِف، فَشَكَا الُمحتَرِف أَخَاه للنبي صلى الله عليه وسلم فقال: «لعَلَّك تُرزَقُ بِهِ».رواه الترمذي
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مثال همنشينِ نيک و همنشينِ بد، مانند دارنده ی مِشک (عطار) و دمنده ی کوره ی آهنگر است، دارنده ی مشک (عطار)، يا از آن به تو می بخشد و يا از او مِشک می خَرید و يا بوی خوشی از او به تو می رسد؛ ولی دمنده ی کوره ی آهنگر، يا لباست را می سوزاند يا بوی بدی از او به تو می رسد».متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «تلاش‌کننده بر بیوه‌زن و بینوا مانند مجاهد در راه الله یا کسی است که شب را به عبادت می‌ایستد و روز را روزه می‌شود».متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «به سوی اعمال نيک بشتابيد پيش از فرارسيدن فتنه هايی که مانند شب تاريک هستند، و انسان در صبحگاه مومن و در شب کافر می گردد، يا شبانگاه مومن و صبحگاه کافر می گردد، و دينش را در برابر کالای ناچيز دنيا می فروشد».مسلم روایت کرده
عن عائشة رضي الله عنها قالت: «ما غِرْتُ على أحد من نساء النبي صلى الله عليه وسلم ما غِرْتُ على خديجة رضي الله عنها ، وما رأيتها قط، ولكن كان يُكثر ذِكْرَها، وربما ذبح الشَّاةَ، ثم يُقطعها أَعْضَاءً، ثم يَبْعَثُهَا في صَدَائِقِ خديجة، فربما قلت له: كأن لم يكن في الدنيا إلا خديجة! فيقول: «إنها كانت وكانت وكان لي منها وَلَدٌ». وفي رواية: وإن كان لَيَذْبَحُ الشَّاءَ، فيُهدي في خَلَائِلِهَا منها ما يَسَعُهُنَّ. وفي رواية: كان إذا ذَبَحَ الشَّاةَ، يقول: «أرسلوا بها إلى أصدقاء خديجة». وفي رواية: قالت: اسْتَأْذَنَتْ هالة بنت خويلد أخت خديجة على رسول الله صلى الله عليه وسلم فعرف استئذان خديجة، فارْتَاحَ لذلك، فقال: «اللهم هالة بنت خويلد».الرواية الأولى: متفق عليها. الرواية الثانية: متفق عليها. الرواية الثالثة: متفق عليها. الرواية الرابعة: متفق عليها
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است گفت که: شنیدم پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرمودند: «امور فطرى پنج هست : ختنه ( سنت نمودن) ، برداشتن موهاى عورت، كوتاه كردن بروت ها، كوتاه كردن ناخن، و كندن موهاى زير بغل».متفق علیه
از زینب بنت جحش رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم هراسان بر او وارد شده و فرمودند: «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه، وای بر عرب از شری که نزديک شده است، امروز اين اندازه از سد يأجوج و مأجوج باز شد»، و در حالی که انگشت شست و سبابه اش را به صورت حلقه درآورده بود، زینب بنت جحش گفت، گفتم: ای رسول الله، آيا در حالی که افراد نيکوکار در ميان ما هستند، نابود می شويم؟ فرمودند: «بلی؛ اگر فسق و فجور (گناهان و بدی ها) زياد شود».متفق علیه
از اَنَس رضی الله عنه روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگاه وارد خلا می‌شدند می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الخُبُثِ وَالخَبَائِثِ» یعنی: «ای الله از خبیثی‌های نر و ماده به تو پناه می‌برم».متفق علیه
از ابو سعید الخدری رضی الله عنه روایت است که فرمودند: رسول الله صلى الله عليه وسلم از دوشيزگان پرده نشين هم شرم و حيای بيشتری داشت، و وقت چيزی را می ديد که دوست نداشت، از تغيير چهره اش می دانستیم.متفق علیه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «زن و مرد مؤمن همواره در جان و مال و فرزند خويش مورد آزمايش قرار می گيرند تا اينکه الله متعال را در حالی ملاقات می کنند که هيچ خطا و گناهی بر آنها نيست».ترمذی و احمد روایت کرده
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است: که به عطاء بن ابی رباح گفت: آيا زنی از اهل بهشت را به تو نشان ندهم؟ گفتم: بله. گفت: اين زن سياه كه نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: من سر درد دارم؛ وقتی بی هوش می شوم، برهنه می گردم، از الله بخواه تا مرا شفا دهد، پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «إِن شئْتِ صَبَرْتِ ولكِ الْجنَّةُ، وإِنْ شِئْتِ دعَوْتُ اللَّه تَعالَى أَنْ يُعافِيَكِ» «اگر می خواهی صبر كن و در عوض، بهشت از آنِ تو خواهد بود. و اگر می خواهی برايت دعا می کنم تا الله تو را شفا دهد». وی گفت: صبر می كنم. ولی برهنه می شوم، از الله بخواه تا بدنم نمايان نشود، و پيامبر صلى الله عليه وسلم برايش در این مورد دعا كرد.متفق علیه
عن عائشة رضي الله عنها أَنَّها سَأَلَت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الطَّاعُون، فَأَخبَرَها أَنَّه كَان عَذَابًا يَبعَثُه الله تعالى على من يشاء، فَجَعَلَه الله تعالى رحمَة للمؤمنين، فليس من عبدٍ يقع في الطَّاعُون فَيَمكُث فِي بَلَدِه صَابِرًا مُحتَسِبًا يعلَم أَنَّه لايُصِيبُه إِلاَّ مَا كتَب الله له إلا كان له مِثلُ أجرِ الشَّهيدِ.رواه البخاري
عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعًا: «يقول الله تعالى : ما لِعَبدِي المُؤمن عِندِي جَزَاء إِذَا قَبَضتُ صَفِيَّه مِنْ أَهلِ الدُّنيَا ثُمَّ احْتَسَبَه إِلاَّ الجنَّة».رواه البخاري
عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «أتدرون من المفلس؟» قالوا: المُفْلِس فينا من لا دِرهَمَ له ولا مَتَاع، فقال: «إن المفلس من أمتي من يأتي يوم القيامة بصلاة وصيام وزكاة، ويأتي وقد شَتَمَ هذا، وقذف هذا، وأكل مال هذا، وسَفَكَ دم هذا، وضرب هذا، فيعطى هذا من حسناته، وهذا من حسناته، فإن فنيت حسناته قبل أن يُقْضَى ما عليه، أخذ من خطاياهم فَطُرِحتْ عليه، ثم طُرِحَ في النار».رواه مسلم