FA
كل الأحاديث
مجموعة البطاقات كاملة، رتّبها بحسب الباب
قرآن و علوم قرآنی
26
حديث و علوم حدیث
3
عقيده
135
فقه و اصول
288
فضائل و آداب
288
دعوت و احتساب
15
سيرت و تاريخ
38
655 حديث
از زيد بن خالد جُهَنی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ فَطَّرَ صَائِماً، كَانَ لَهُ مِثْلُ أجْرِهِ، غَيْرَ أنَّهُ لا يُنْقَصُ مِنْ أجْرِ الصَّائِمِ شَيْءٌ»: «هرکس به روزه داری افطاری دهد، اجری مانندِ اجر روزه دار به او می رسد؛ بی آنکه چيزی از پاداش روزه دار کم شود».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت احمد - به روایت دارمی
از سعد بن ابی وقاص ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «هرکه هنگام شنیدن صدای مؤذن بگوید: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، رَضِيتُ بِاللهِ رَبًّا وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولًا، وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا (گواهی میدهم که معبود به حقی نیست جز الله که یگانه و بیشریک است و اینکه محمد بنده و فرستادهٔ اوست. به الله به عنوان پروردگار و به محمد به عنوان پیامبر و به اسلام به عنوان دین خشنود شدم) برای او گناهش آمرزیده میشود».
به روایت مسلم
از ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ قَرَأَ بِالْآيَتَيْنِ مِنْ آخِرِ سُورَةِ الْبَقَرَةِ فِي لَيْلَةٍ كَفَتَاهُ»: «هركس دو آيهٔ آخر سورهٔ بقره را در شب بخواند، برای او كافى هستند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ قَرَأَ حَرْفًا مِنْ كِتَابِ اللهِ فَلَهُ بِهِ حَسَنَةٌ، وَالْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، لَا أَقُولُ {الم} حَرْفٌ، وَلَكِنْ {أَلِفٌ} حَرْفٌ، وَ{لَامٌ} حَرْفٌ، وَ{مِيمٌ} حَرْفٌ»: «هرکس حرفى از كتاب الله را بخواند، براى او به سبب آن يک نیکی خواهد بود؛ و هر نیکی با ده برابر آن پاداش داده میشود؛ نمىگويم: «الم» يک حرف است، بلكه: الف يک حرف، لام يک حرف و ميم يک حرف است».
به روایت ترمذی
از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که از رسول خدا صلی الله علیه و سلم شنید که میفرمودند: «إِنَّ قُلُوبَ بَنِي آدَمَ كُلَّهَا بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ، كَقَلْبٍ وَاحِدٍ، يُصَرِّفُهُ حَيْثَ يَشَاءُ» ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «اللهُمَّ مُصَرِّفَ الْقُلُوبِ صَرِّفْ قُلُوبَنَا عَلَى طَاعَتِكَ». یعنی: «همانا دلهای همهٔ بنیآدم میان دو انگشت از انگشتان [خداوند] رحمان، مانند یک دل واحد است، و آن را هرگونه که بخواهد، میگرداند». سپس رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «خداوندا، ای گردانندهٔ دلها، دلهای ما را بر طاعتت بگردان».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا تَوَطَّنَ رَجُلٌ مُسْلِمٌ الْمَسَاجِدَ لِلصَّلَاةِ وَالذِّكْرِ، إِلَّا تَبَشْبَشَ اللَّهُ لَهُ، كَمَا يَتَبَشْبَشُ أَهْلُ الْغَائِبِ بِغَائِبِهِمْ إِذَا قَدِمَ عَلَيْهِمْ»: «هیچ مرد مسلمانی نیست که برای نماز و ذکر پایبند مساجد باشد مگر اینکه الله متعال از این پایبندی او خوشحال می شود؛ چنانکه وقتی مسافری [به خانه] باز می گردد، خانواده اش از دیدن او خوشحال و شادمان می شوند».
به روایت ابن ماجه - به روایت احمد
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللَّهَ قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْبِ، وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ، وَمَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ: كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا، وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ، وَلَئِنِ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ، وَمَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عَنْ نَفْسِ المُؤْمِنِ، يَكْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»: «الله تعالی میفرماید: هر که با دوستی از دوستان من دشمنی ورزد با او اعلام جنگ کردهام؛ و بندهام با چیزی به من نزدیک نشده که برای من محبوبتر از آنچه بر او فرض کردهام باشد؛ و بندهام همواره با نوافل به من تقرب میجوید تا آنکه دوستش بدارم، پس چون دوستش داشتم من گوش او میشوم که با آن میشنود و چشم او میشوم که با آن میبیند و دست او میشوم که با آن میگیرد و پای او میشوم که با آن راه میرود و اگر از من بخواهد قطعا به او عطا خواهم کرد و اگر از من پناه بخواهد او را پناه خواهم داد و در کاری که انجامش میدهم به اندازهٔ گرفتن جان مؤمن تَرَدُّد نکردهام، او مرگ را نمیپسندد و من هم آزار او را نمیپسندم».
به روایت بخاری
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «النَّاسُ معَادِنُ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ، خِيَارُهُمْ في الجَاهِلِيَّةِ خِيارُهُمْ في الإِسْلامِ إِذَا فَقهُوا. وَالأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجنَّدَةٌ، فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ، وَمَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ»: «مردم مانند معادن طلا و نقره هستند؛ آنان كه در جاهليت بهترين مردم بودند، در اسلام نيز بهترين مردم هستند، البته به شرطی که شناخت و دانش دينی داشته باشند. و ارواح مانند سپاهيان و دسته های گوناگون يک سپاه هستند؛ آنها که يکديگر را بشناسند (و ويژگی های يکسانی داشته باشند)، با هم الفت می گيرند و آنها که يکديگر را نشناسند، از هم دور می شوند و با هم اُنس نمی گيرند». و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «تَجِدُونَ النَّاسَ مَعادِنَ: خِيَارُهُم في الجَاهِلِيَّةِ خِيَارُهُمْ فِي الإسْلاَمِ إِذَا فَقِهُوا، وتَجِدُونَ خِيَارَ النَّاسِ في هَذَا الشَّأنِ أَشَدَّهُمْ كَرَاهِيَةً لَهُ، وَتَجِدُونَ شَرَّ النَّاسِ ذَا الوَجْهَينِ، الَّذِي يَأتِي هؤُلاءِ بِوَجْهٍ، وَهَؤُلاءِ بِوَجْهٍ»: «مردم را مانند معادنِ (طلا و نقره) می يابيد؛ آنان كه در جاهليت بهترين مردم بودند، در اسلام نيز بهترين مردم هستند، البته به شرطی که شناخت و دانش دينی پيدا کنند. و بهترين مردم را در امر خلافت کسانی می يابيد که پذيرش آن را ناگوار می شمارند و بدترين مردم را افراد دورويی می بينيد که نزد عده ای يک رو و نزد عده ای رويی ديگر دارند».
هر دو روایت متفق علیه است
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَلَى المَرْءِ المُسْلِمِ السَّمْعُ والطَّاعَةُ فِيمَا أَحَبَّ وكِرَه، إِلاَّ أنْ يُؤْمَرَ بِمَعْصِيَةٍ، فَإذا أُمِر بِمعْصِيَةٍ فَلاَ سَمْعَ وَلا طاعَةَ»: «حرف شنوی و فرمان برداری از فرمانروايان بر هر مسلمانی واجب است؛ چه اين فرمان ها برايش خوشايند باشد و چه ناگوار؛ مگر اينکه به گناه و معصيتی امر شود که در اين صورت حرف شنوی و اطاعت درست نيست».
متفق علیه
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ حَلَفَ فَقَالَ فِي حَلِفِهِ: وَاللَّاتِ وَالعُزَّى، فَلْيَقُلْ: لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَمَنْ قَالَ لِصَاحِبِهِ: تَعَالَ أُقَامِرْكَ، فَلْيَتَصَدَّقْ»: «هرکس سوگند یاد کرد و در سوگندش گفت: قسم به لات و عُزّیٰ، باید بگوید: لا اله الا الله؛ و هرکس به دوستش بگوید: بیا تا قمار کنیم، باید صدقه دهد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّه، وَمَنْ يُطِعِ الأمِيرَ فَقَدْ أطَاعَنِي، ومَنْ يعْصِ الأمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي»: «هرکس از من اطاعت کند، از الله اطاعت کرده است؛ و هرکس از من نافرمانی نمايد، از الله نافرمانی نموده است. و هرکس از امير اطاعت کند، از من اطاعت کرده و هرکس از امير نافرمانی نمايد، از من نافرمانی نموده است».
متفق علیه
از مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها روایت است که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و سلم هرگز میان دو کار مخیر نشدند، مگر آنکه آسانترینِ آن دو را برگزیدند، تا زمانی که گناه نبود؛ پس اگر گناه بود، ایشان دورترینِ مردم از آن بودند. و رسول خدا صلی الله علیه و سلم هرگز برای خودشان انتقام نگرفتند، مگر آنکه حرمتِ خداوند شکسته میشد، که در آن صورت به خاطر خداوند انتقام میگرفتند.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ، وَلَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ بالغزو، مَاتَ عَلَی شُعْبَةٍ مِنْ نِفَاقٍ»: «هرکس بميرد و جهاد نکند و نيت جهاد هم نداشته باشد، بر شعبه ای از نفاق مرده است».
به روایت مسلم
از ابومسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِذَا أَنْفَقَ الرَّجُلُ عَلَى أَهْلِهِ يَحْتَسِبُهَا فَهُوَ لَهُ صَدَقَةٌ»: «وقتی مرد [به عنوان سرپرست خانواده] به نیت اجر و پاداش برای خانوادهاش هزینه کند، برای او صدقه به حساب میآید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از انس بن مالک و ابوهریره رضی الله عنهما روایت است که می گویند: رسول الله صلی الله علیه وسلم در آنچه از پروردگار متعال نقل نموده، فرموده است که: الله متعال می فرماید: «إِذَا تَقَربَ العَبْدُ إلَيَّ شِبْراً تَقَربْتُ إِلَيْه ذِرَاعاً، وَإِذَا تَقَرَّبَ إلَيَّ ذِرَاعاً تَقَربْتُ مِنهُ بَاعاً، وِإذَا أتَانِي يَمشي أتَيْتُهُ هَرْوَلَةً»: «اگر بنده يک وجب به من نزديک شود، من يک ذراع (فاصله ی ساعد تا آرنج) به او نزديک می شوم و اگر يک ذراع به من نزديک گردد، من به اندازه ی يک باع (فاصله ی باز کردن دو دست) به او نزديک می شوم؛ اگر قدم زنان به سوی من بيايد، من دوان دوان به سويش می آیم».
به روایت بخاری - متفق علیه
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «الْإِيمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ -أَوْ بِضْعٌ وَسِتُّونَ- شُعْبَةً، فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الْأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ، وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الْإِيمَانِ»: «ایمان هفتاد و چند - یا شصت و چند - شعبه است که برترین آنها گفتن لا اله الا الله است و پایینترین آن برداشتن سبب اذیت و آزار از راه؛ و حیا شعبهای از ایمان است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «بَيْنَمَا رَجُلٌ يَمْشِي بِطَرِيقٍ وَجَدَ غُصْنَ شَوْكٍ عَلَى الطَّرِيقِ فَأَخَّرَهُ، فَشَكَرَ اللَّهُ لَهُ فَغَفَرَ لَهُ» یعنی: «درحالیکه مردی در راهی پیاده میرفت، شاخهٔ خاری بر مسیر یافت، پس آن را به کناری انداخت پس الله متعال از او قدردانی نموده و او را بخشید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از عَدیّ بن حاتِم ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا سَيُكَلِّمُهُ اللهُ، لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهُ تُرْجُمَانٌ، فَيَنْظُرُ أَيْمَنَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ أَشْأَمَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلَا يَرَى إِلَّا النَّارَ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ، فَاتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ»: «هیچیک از شما نیست مگر اینکه پروردگارش با او سخن میگوید، درحالیکه میان او و الله متعال مترجمی نیست؛ پس به سمت راست خود نگاه میکند، اما چیزی جز آنچه از پیش فرستاده، نمیبیند؛ و به سمت چپ خود نگاه میکند که چیزی جز آنچه از پیش فرستاده نمیبیند؛ و در برابر خود را مینگرد، جز دوزخ را در برابر چهرهاش نمیبیند؛ پس از آتش دوزخ دوری کنید، هرچند با نصف خرمایی باشد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
عبدالله بن عكيم - رضى الله عنه - روايت كرده كه: "هر كسى خود را به چيزى وابسته كند، به آن موكول مى شود".
به روایت ترمذی - به روایت احمد
از طارق بن اَشْیَم اَشجَعی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرمود: «مَنْ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَكَفَرَ بِمَا يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللهِ حَرُمَ مَالُهُ وَدَمُهُ، وَحِسَابُهُ عَلَى اللهِ»: «کسی که «لَا إِلَهَ إِلَّا الله» بگوید و به آنچه جز الله عبادت مىشود كافر شود، مال و خونش حرام مىشود و حساب او بر عهدهٔ الله خواهد بود».
به روایت مسلم
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدم که میفرمودند: «نَضَّرَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ مِنَّا شَيْئًا فَبَلَّغَهُ كَمَا سَمِعَ، فَرُبَّ مُبَلِّغٍ أَوْعَى مِنْ سَامِعٍ». یعنی: «الله خرم و نورانی کند چهرهٔ کسی را که چیزی از ما بشنود و همانگونه که شنیده است، آن را برساند؛ چه بسا کسی که [حدیث] به او رسانده میشود، از شنوندهٔ [اول] فهمیدهتر باشد».
به روایت ترمذی و ابنماجه و احمد
از سَمرة بن جُندَب و مُغیرة بن شُعبة ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ حَدَّثَ عَنِّي بِحَدِيثٍ يُرَى أَنَّهُ كَذِبٌ، فَهُوَ أَحَدُ الْكَاذِبِينَ»: «هرکه از من حدیثی نقل کند که میداند دروغ است، او یکی از دروغگویان است».
مسلم آن را در مقدمه خود روایت کرده است
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا يَنْبَغِي لِصِدِّيقٍ أنْ يَكُونَ لَعَّاناً»: «شايسته ی هيچ صدّيقی نيست که لعنت کننده باشد».
به روایت مسلم
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ أحَبَّ لِقَاءَ اللهِ أَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ كَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «هرکس دوست دار ديدارِ الله باشد، الله نيز ديدارش را دوست دارد؛ و هرکه ملاقاتِ الله را دوست نداشته باشد، الله نيز ملاقاتش را دوست ندارد». گفتم: یا رسول الله، اگر منظورتان دوست نداشتن مرگ است که همه ی ما مرگ را دوست نداريم؟ فرمود: «لَيْسَ كَذَلِكَ، ولكِنَّ المُؤْمِنَ إذَا بُشِّرَ بِرَحْمَةِ اللهِ وَرِضْوَانِهِ وَجَنَّتِهِ أَحَبَّ لِقَاءَ اللهِ فَأَحَبَّ اللهُ لِقَاءهُ، وإنَّ الكَافِرَ إذَا بُشِّرَ بِعَذابِ اللهِ وَسَخَطهِ كَرِهَ لِقَاءَ اللهِ وكَرِهَ اللهُ لِقَاءهُ»: «چنين نيست؛ مومن آنگاه که نويد رحمت، خشنودی و بهشتِ الله به او داده می شود، ملاقات الله را دوست دارد؛ در نتيجه الله نيز ملاقاتش را دوست می دارد. و کافر هنگامی که خبرِ خفت بارِ عذاب و خشمِ الهی را دريافت می کند، ديدار الله را ناپسند می دارد و الله نيز ديدارش را دوست ندارد».
به روایت مسلم
الصفحة السابقة
صفحة 17 من 28
الصفحة التالية