FA
كل الأحاديث
مجموعة البطاقات كاملة، رتّبها بحسب الباب
قرآن و علوم قرآنی
26
حديث و علوم حدیث
3
عقيده
135
فقه و اصول
288
فضائل و آداب
288
دعوت و احتساب
15
سيرت و تاريخ
38
655 حديث
از عایشه ـ رضی الله عنها ـ روایت است که گفت: من از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که میفرمود: «لَا صَلَاةَ بِحَضْرَةِ الطَّعَامِ، وَلَا هُوَ يُدَافِعُهُ الْأَخْبَثَانِ»: «به هنگام حاضر بودن غذا و فشار دفع ادرار و مدفوع، نمازی نیست».
به روایت مسلم
از ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: درحالیکه کف دستم بين دو کف دستان رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ بود، تشهد را همچون سورهای از قرآن به من آموخت. [به این ترتیب:] «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ». و در روایتی آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللهَ هُوَ السَّلَامُ، فَإِذَا قَعَدَ أَحَدُكُمْ فِي الصَّلَاةِ فَلْيَقُلْ: التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ، فَإِذَا قَالَهَا أَصَابَتْ كُلَّ عَبْدٍ لِلَّهِ صَالِحٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، ثُمَّ يَتَخَيَّرُ مِنَ الْمَسْأَلَةِ مَا شَاءَ»: «همانا الله خود سلام است [بنابراین نگویید سلام بر الله] هرگاه کسی برای خواندن تحيات در نمازش نشست، باید چنين بگويد: «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ» که اگر چنین گوید، در واقع [سلامش] به هر بندهٔ صالحی است که در آسمان و زمین است؛ و در ادامه میگوید شهادت میدهم که معبودی جز الله نیست و محمد بنده و فرستادهٔ اوست؛ سپس هر درخواستی که دارد برگزیند [و در دعای پس از تشهد بگوید]».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوموسی اشعری رضى الله عنه روایت است که می گوید: خورشيد در زمان رسول الله صلى الله عليه و سلم خسوف کرد، پس سراسيمه برخاست و ترسید که مبادا قيامت برپا شده است؛ تا اينکه به مسجد آمد و به نماز ايستاد؛ نمازی با طولانی ترين قيام و رکوع و سجده خواند؛ هرگز نديده بودم نمازی را چنين طولانی بخواند. سپس فرمود: «إنَّ هَذِهِ الآيَاتِ الَّتِي يُرْسِلُهَا اللَّهُ -عز وجل- لا تَكُونُ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَلا لِحَيَاتِهِ، وَلَكِنَّ اللَّهَ يُرْسِلُهَا يُخَوِّفُ بِهَا عِبَادَهُ، فَإِذَا رَأَيْتُمْ مِنْهَا شَيْئاً فَافْزَعُوا إلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَدُعَائِهِ وَاسْتِغْفَارِهِ»: «اين آيات و نشانه هايی که الله متعال می فرستد به سبب مرگ و زندگی کسی نيست، بلکه الله متعال آنها را از این جهت می فرستد تا بندگانش را بترساند؛ پس اگر اين آيات را ديديد به ذکر الله و دعا و طلب مغفرت و آمرزش پناه ببريد».
متفق علیه
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دعا میکرد و میفرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ القَبْرِ، وَمِنْ عَذَابِ النَّارِ، وَمِنْ فِتْنَةِ المَحْيَا وَالمَمَاتِ، وَمِنْ فِتْنَةِ المَسِيحِ الدَّجَّالِ»: «یا الله من از عذاب قبر و از عذاب دوزخ و از فتنهٔ زندگی و مرگ و از فتنهٔ مسیح دجال به تو پناه میآورم». و در لفظ مسلم آمده است: «إِذَا فَرَغَ أَحَدُكُمْ مِنَ التَّشَهُّدِ الْآخِرِ، فَلْيَتَعَوَّذْ بِاللهِ مِنْ أَرْبَعٍ: مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ شَرِّ الْمَسِيحِ الدَّجَّالِ»: «هرگاه یکی از شما تشهد آخر را به پایان رساند، باید از چهار چیز به الله پناه ببرد: از عذاب جهنم و از عذاب قبر و از فتنهٔ زندگی و مرگ و از شر مسیح دجال».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: هرگاه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در نماز تکبیر [احرام] میگفت، پیش از آنکه قرائت را آغاز کند، اندکی توقف میکرد. گفتم: پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله، در سکوت بین تکبیر و قرائت چه میگویید؟ فرمود: «میگویم: اللهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللهُمَّ نَقِّنِي مِنْ خَطَايَايَ كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الْأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللهُمَّ اغْسِلْنِي مِنْ خَطَايَايَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاءِ وَالْبَرَدِ»: «خداوندا میان من و گناهانم دوری انداز چنانکه مشرق و مغرب را از هم دور ساختهای. خداوندا مرا از گناهانم پاک کن چنانکه لباس سفید از چرک پاک میشود. خداوندا مرا از گناهانم با برف و آب و تگرگ بشوی».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إذا قُلْتَ لِصَاحِبِكَ: أَنْصِتْ، يومَ الجمعةِ، والْإِمامُ يَخْطُبُ، فَقَدْ لَغَوْتَ»: «اگر در روز جمعه و درحالی که امام خطبه میخواند به همراه خود بگویی: ساکت باش، مرتکب لغو شدهای».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت است که می گوید: عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه خواست تا شب هايی را كه حجاج در منا می گذرانند، برای تهيه آب آشاميدنی آنها در مكه بماند. و رسول الله صلى الله عليه وسلم نيز به او اجازه داد.
متفق علیه
ابوهریره رضیاللهعنه از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم روایت نموده که فرمودند: «أَسْرِعُوا بِالْجِنَازَةِ، فَإِنْ تَكُ صَالِحَةً فَخَيْرٌ تُقَدِّمُونَهَا، وَإِنْ يَكُ سِوَى ذَلِكَ، فَشَرٌّ تَضَعُونَهُ عَنْ رِقَابِكُمْ» یعنی: «جنازه را هرچه زودتر [برای غسل دادن و خاک سپاری] آماده کنيد؛ اگر نيکوکار باشد، پس خيری است که او را زودتر به آن میرسانيد. و اگر جز اين باشد، شرّی است که آن را از گردن خود برمیداريد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از مرداس اسلمی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَذْهَبُ الصَّالِحُونَ الأَوَّلُ فَالأَوَّلُ، وَتَبْقَى حُثَالَةٌ كَحُثَالَةِ الشَّعِيرِ أوِ التَّمْرِ لا يُبَالِيهُمُ اللهُ بَالَةً»: «انسان های نيکوکار يکی پس از ديگری می روند و افرادی باقی می مانند که مانند نخاله ی جو يا خرما بی ارزش اند و الله هيچ توجهی به آنها نمی نمايد».
به روایت بخاری
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الرَّجُلُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُر أَحَدُكُم مَنْ يُخَالِل»: «مرد بر دین دوست خاص و صمیمی خود است، پس باید هریک از شما بنگرد که با چه کسی دوستی صمیمی دارد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: دو برادر در دوران پيامبر صلى الله عليه وسلم بودند که يکی از آنها نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم می آمد و ديگری کار می کرد. دومی نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آمد و از برادرش شکايت کرد که کار نمی کند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لَعلَّكَ تُرْزَقُ بِهِ»: «چه بسا تو نيز به برکت او روزی می يابی».
به روایت ترمذی
از ابوموسی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّمَا مَثَلُ الْجَلِيسِ الصَّالِحِ وَالْجَلِيسِ السَّوْءِ كَحَامِلِ الْمِسْكِ وَنَافِخِ الْكِيرِ، فَحَامِلُ الْمِسْكِ: إِمَّا أَنْ يُحْذِيَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَبْتَاعَ مِنْهُ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ مِنْهُ رِيحًا طَيِّبَةً، وَنَافِخُ الْكِيرِ: إِمَّا أَنْ يُحْرِقَ ثِيَابَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ رِيحًا خَبِيثَةً»: «مثال همنشین نیک و همنشین بد مانند کسی است که مشک همراه خود دارد و کسی که در کوره میدمد. آنکه با خود مشک دارد (=عطار) یا از آن به تو میدهد، یا از او میخری، یا از او بوی خوش به تو میرسد؛ اما آنکه در کوره میدمد (=آهنگر) یا لباست را میسوزاند، یا از او بوی بد به تو میرسد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «السَّاعِي عَلَى الأَرْمَلَةِ وَالمِسْكِينِ، كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، أَوِ القَائِمِ اللَّيْلَ الصَّائِمِ النَّهَارَ»: «کسی که جهت تامین و رسیدگی به بیوهزن و بینوا تلاش میکند مانند مجاهد در راه الله یا کسی است که شب را به عبادت میایستد و روز را روزه میگیرد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ فِتَنًا كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، يُصْبِحُ الرَّجُلُ مُؤْمِنًا وَيُمْسِي كَافِرًا، أَوْ يُمْسِي مُؤْمِنًا وَيُصْبِحُ كَافِرًا، يَبِيعُ دِينَهُ بِعَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا»: «پیش از فتنههایی مانند تکههای شب تاریک، به انجام اعمال بشتابید [آنگاه که] شخص درحالی شب را به صبح میرساند که مؤمن است و هنگام شام کافر میشود، یا صبح را درحالیکه مؤمن است به شام میرساند و صبح کافر میشود؛ دینش را در برابر کالایی از دنیا میفروشد».
به روایت مسلم
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران پيامبر صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم اما پيامبر صلى الله عليه وسلم از او خيلی ياد می کرد. گاه گوسفندی سر می بُريد و آن را قطعه قطعه می کرد و برای دوستان خديجه می فرستاد. گاه به پيامبر صلى الله عليه وسلم می گفتم: انگار زنی جز خديجه در دنيا نبوده است! و ايشان می فرمود: «إِنَّها كَانتْ وكَانَتْ وكَانَ لي مِنْهَا ولَدٌ»: «او چنين و چنان بود و من از او بچه دارم». (يعنی خوبی های خديجه را ذکر می کرد). و در روايتی آمده است: گوسفندی ذبح می کرد و بخشی از آن را به اندازه ای که برای دوستان خديجه کافی بود، به آنان هديه می داد. و در روايتی آمده است: وقتی گوسفندی ذبح می کرد، می فرمود: «أَرْسِلُوا بِهَا إِلى أَصْدِقَاءِ خَدِيجةَ»: «آن را برای دوستان خديجه بفرستيد». و در روايتی ديگر آمده است: هاله دختر خويلد، خواهر خديجه رضی الله عنها از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه ی ورود خواست؛ پيامبر صلى الله عليه وسلم به يادِ اجازه خواستن خديجه افتاد و بسيار خوشحال شد و فرمود: «اللَّهُمَّ هَالَةُ بِنْتُ خوَيْلِدٍ»: «پروردگارا، هاله دختر خويلد است.»
همهٔ روایت های آن متفق علیه است
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرمود: «الفِطْرَةُ خمسٌ: الخِتَانُ والاستحدادُ وقصُّ الشَّارِبِ وتقليمُ الأظفارِ وَنَتْفُ الآبَاطِ»: «پنج چیز از امور فطرى هستند: ختنه، تراشیدن موهاى عورت، كوتاه كردن سبيل، كوتاه كردن ناخنها و كندن موهاى زير بغل».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از زینب بنت جَحش ـ رضی الله عنها ـ روایت است که: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی نزد ایشان آمدند که وحشت زده بودن و میگفتند: «لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَيْلٌ لِلْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ، فُتِحَ اليَوْمَ مِنْ رَدْمِ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مِثْلُ هَذِهِ»: «لا اله الا الله، وای بر عرب از شری که نزدیک شده است، امروز از سد یاجوج و ماجوج مانند این باز شده است» و با انگشت شست و انگشت بعدی حلقهای ایجاد کرد. زینب بنت جَجش میگوید: گفتم یا رسول الله، آیا درحالیکه صالحان در بین ما هستند هلاک خواهیم شد؟ فرمود: «نَعَمْ إِذَا كَثُرَ الخَبَثُ»: «آری، زمانی که ناپاکی زیاد شود».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از اَنَس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: هرگاه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ برای قضای حاجت میرفت، میفرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الخُبُثِ وَالخَبَائِثِ»: «یا الله، از خبیثهای نر و ماده به تو پناه میبرم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: حیای پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از دختر باکره در پردهنشین بیشتر بود، پس اگر چیزی را میدید که ناپسندش میدانست، اثر آن را در چهرهاش احساس میکردیم.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهُریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَا يَزَال الْبَلاءُ بِالْمُؤْمِنِ وَالْمؤمِنَةِ في نَفْسِهِ وَولَدِهِ ومَالِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّه تعالى وَمَا عَلَيْهِ خَطِيئَةٌ»: «زن و مرد مؤمن همواره در جان و مال و فرزندش مورد آزمايش قرار میگيرد تا آنکه الله متعال را در حالی ملاقات میکنند که هيچ خطا و گناهی بر آنها نيست».
به روایت ترمذی و احمد
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که به عطاء بن ابی رباح گفت: آيا زنی بهشتی به تو نشان ندهم؟ گفتم: بله. ابن عباس رضی الله عنهما گفت: اين زن سياه نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: من صرع دارم؛ وقتی بی هوش می شوم، برهنه می گردم. از الله بخواه تا مرا شفا دهد. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «إِن شئْتِ صَبَرْتِ ولكِ الْجنَّةُ، وإِنْ شِئْتِ دعَوْتُ اللَّه تَعالَى أَنْ يُعافِيَكِ»: «اگر می خواهی صبر كن و در عوض، بهشت از آنِ تو خواهد بود. و اگر می خواهی برايت دعا می کنم تا الله تو را شفا دهد». وی گفت: صبر می كنم. ولی (هنگام بیهوشی) برهنه می شوم، از الله بخواه تا بدنم نمايان نشود. و پيامبر صلى الله عليه وسلم برايش در این مورد دعا كرد.
متفق علیه
از عایشه رضی الله عنها روایت است که در مورد طاعون از رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال نمود و رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ فرمود: «أَنَهُ كَانَ عَذَاباً يَبْعَثُهُ اللهُ تعالى عَلَى منْ يَشَاء، فَجَعَلَهُ اللهُ تعالَى رحْمةً للْمُؤْمنِين، فَلَيْسَ مِنْ عَبْدٍ يَقَعُ في الطَّاعُون فَيَمْكُثُ في بلَدِهِ صَابِراً مُحْتَسِباً يَعْلَمُ أَنَّهُ لاَ يُصِيبُهُ إِلاَّ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ إِلاَّ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الشَّهِيدِ»: «طاعون عذابی است كه الله متعال بر هركس كه بخواهد، می فرستد؛ اما الله متعال آن را رحمتی برای مؤمنان قرار داده است. چنانکه هیچ بنده ای نیست که هنگام شيوع طاعون، با شكيبايی و نيت ثواب در شهر خود بماند و بداند که هيچ زيانی بدون تقدير الله به او نمی رسد، مگر اینکه اجری همانند اجر شهيد برای او خواهد بود».
به روایت بخاری
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يقول الله تعالى: ما لِعَبدِي المُؤمن عِندِي جَزَاء إِذَا قَبَضتُ صَفِيَّه مِنْ أَهلِ الدُّنيَا ثُمَّ احْتَسَبَه إِلاَّ الجنَّة»: «الله متعال می فرمايد: هرگاه يکی از عزيزان بنده ی مؤمنم را در دنيا از او بگيرم و او به اميد اجر و ثواب صبر کند، نزد من پاداشی جز بهشت ندارد».
به روایت بخاری
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَتَدْرُون من الْمُفْلِس؟»: «آيا می دانيد مفلس کيست؟». گفتند: از نظرِ ما مفلس کسی است که درهم و کالایی (ثروتِ نقدی و غيرنقدی) ندارد. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي مَنْ يَأْتِي يَوْمَ الْقيامةِ بِصَلاةٍ وَصِيَامٍ وزَكَاةٍ، ويأْتِي وقَدْ شَتَمَ هذا، وقذَف هذَا وَأَكَلَ مالَ هَذَا، وسفَكَ دَم هذَا، وَضَرَبَ هذا، فيُعْطَى هذَا مِنْ حسَنَاتِه، وهَذا مِن حسَنَاتِه، فَإِنْ فَنِيَتْ حسناتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضِيَ مَا عَلَيْه، أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ علَيْه، ثُمَّ طُرِح في النَّارِ»: «مفلس در امت من کسی است که روز قيامت با انبوهی از (اعمال نيک، مانند) نماز و روزه و زکات حاضر می شود؛ ولی فلانی را دشنام داده و به آن يکی تهمت زده و مالِ اين را خورده و خونِ آن يکی را ريخته و فلانی را زده است. لذا از نيکی هايش به هريک از اينها داده می شود و اگر نيکی هايش پيش از ادای بدهی هایش تمام شد، از بدی های آنان کسر می گردد و به حسابِ او منظور می شود و سپس او را در آتشِ دوزخ می اندازند».
به روایت مسلم
الصفحة السابقة
صفحة 3 من 28
الصفحة التالية