FA
كل الأحاديث
مجموعة البطاقات كاملة، رتّبها بحسب الباب
قرآن و علوم قرآنی
26
حديث و علوم حدیث
3
عقيده
135
فقه و اصول
288
فضائل و آداب
288
دعوت و احتساب
15
سيرت و تاريخ
38
655 حديث
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لا تَتْرُكُوا النَّارَ فِي بُيُوتِكُمْ حِينَ تَنَامُونَ»: «هنگامی که می خوابيد، آتش را در خانه های تان روشن نگذاريد».
متفق علیه
از اُمّ سَلَمه امالمؤمنین، همسر پیامبر صلی الله علیه و سلم رضی الله عنها روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ كَانَ لَهُ ذِبْحٌ يَذْبَحُهُ فَإِذَا أُهِلَّ هِلَالُ ذِي الْحِجَّةِ، فَلَا يَأْخُذَنَّ مِنْ شَعْرِهِ، وَلَا مِنْ أَظْفَارِهِ شَيْئًا حَتَّى يُضَحِّيَ». یعنی: «هر کس قربانیای دارد که میخواهد آن را ذبح کند، پس هرگاه هلال ماه ذیالحجه دیده شد، نباید چیزی از موی خود و نه از ناخنهایش بگیرد تا زمانی که قربانی کند».
به روایت مسلم
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: هنگامی که باد می وزيد، رسول الله صلى الله عليه وسلم (اين دعا را) می خواند: «اللَّهُمَّ إنِّي أسْألُكَ خَيْرَهَا وَخَيْرَ مَا فِيهَا وَخَيْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ، وأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهَا وَشَرِّ مَا فِيهَا وَشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ»: «يا الله، خيرِ اين باد و نيز خيرِ آنچه در آن است و خير و منفعتی را که به خاطر آن فرستاده شده، از تو می خواهم و از شرّ اين باد و شرّ آنچه در آن است و نيز از شرّی که به خاطر آن فرستاده شده، به تو پناه می برم».
به روایت مسلم
از ابوقتاده رضی الله عنه روايت است که از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيده که می فرمود: «إيَّاكُمْ وَكَثْرَةَ الحَلِفِ فِي البَيْعِ، فَإنَّهُ يُنَفِّقُ ثُمَّ يَمْحَقُ»: «از سوگند خوردنِ زياد در معامله بپرهيزيد؛ زيرا اين کار - اگرچه در ظاهر، به معامله - رونق می دهد، اما برکتش را از بین می برد».
به روایت مسلم
از بُرَیده رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «کسی که به امانت سوگند یاد کند از ما نیست».
به روایت ابوداوود و احمد
از ابوسعید خُدری رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم در روز [عید] قربان یا فطر به سوی مصلی (محل نماز) بیرون رفتند. پس از کنار زنان گذشتند و فرمودند: «ای گروه زنان، صدقه بدهید، زیرا من شما را بیشترین اهل آتش دیدم.» گفتند: ای رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: «زیاد نفرین میکنید و از همسرانتان ناسپاسی میکنید. من کسی را ندیدهام که با وجود کاستی در عقل و دین، در ربودن عقل یک مرد هوشیار و دوراندیش، تواناتر از یکی از شما (زنان) باشد». گفتند: ای رسول خدا، کاستی در دین و عقل ما چیست؟ فرمودند: «آیا گواهیِ زن، مانند نصف گواهیِ مرد نیست؟» گفتند: آری. فرمودند: «این از نقصان عقل اوست. آیا چنین نیست که هرگاه زن حیض میشود، نه نماز میخواند و نه روزه میگیرد؟» گفتند: آری. فرمودند: «پس این از نقصان دین اوست».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ام عطیة ـ رضی الله عنها ـ که با پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیعت کرده بود روایت است که گفت: ما تیرگی و زردی پس از پاکی را چیزی به حساب نمیآوردیم.
به روایت ابوداوود با همین لفظ؛ و بخاری آن را بدون اضافهٔ «بعد از طهر» روایت کرده است
از حذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «فُضِّلْنَا عَلَى النَّاسِ بِثَلَاثٍ: جُعِلَتْ صُفُوفُنَا كَصُفُوفِ الْمَلَائِكَةِ، وَجُعِلَتْ لَنَا الْأَرْضُ كُلُّهَا مَسْجِدًا، وَجُعِلَتْ تُرْبَتُهَا لَنَا طَهُورًا، إِذَا لَمْ نَجِدْ الْمَاءَ وَذَكَرَ خَصْلَةً أُخْرَى»: «ما با داشتن سه ویژگی بر امت های گذشته برتری داده شده ایم: صف های ما (در نماز) مانند صف های ملائکه گردانیده شد؛ و تمام زمین برای ما مسجد قرار داده شد و خاک آن برای ما پاک گردانیده شد، در صورت نیافتن آب. و یک ویژگی دیگر نیز ذکر کرد».
به روایت مسلم
از سمره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ تَوَضَّأَ يَوْمَ الجُمُعَةِ فبِها وَنِعْمَتْ وَمَن اغْتَسَلَ فَالغُسْلُ أفْضَلُ»: «هرکس روز جمعه وضو بگيرد، به سنت عمل کرده و چه عمل نيکی انجام داده است؛ و هرکس غُسل کند، غسل بهتر است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمی
از عَمرو بن سُلَیم انصاری روایت است که گفت: گواهی میدهم که ابوسعید گفت: گواهی میدهم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «الغُسْلُ يَوْمَ الجُمُعَةِ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ، وَأَنْ يَسْتَنَّ، وَأَنْ يَمَسَّ طِيبًا إِنْ وَجَدَ»: «غسل جمعه بر هر بالغی واجب است و اینکه مسواک بزند و اگر عطر دارد از آن استفاده کند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «إذا أَحَبَّ اللهُ تعالى العَبْدَ، نَادَى جِبْرِيلَ: إنَّ اللهَ تعالى يُحِبُّ فلاناً، فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، فَيُنَادِي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يحِبُّ فلاناً، فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ القَبُولُ في الأرضِ». وفي رواية: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إنَّ اللهَ تعالى إذا أَحَبَّ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فقال: إني أُحِبُّ فلاناً فَأَحْبِبْهُ، فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، ثم ينادي في السَّمَاءِ، فيقول: إنَّ اللهَ يُحِبُّ فلاناً فَأَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ له القَبُولُ في الأرضِ، وإذا أَبْغَضَ عَبْدًا دَعَا جِبْرِيلَ، فيقول: إني أُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضْهُ. فَيُبْغِضُهُ جِبْرِيلُ، ثُمَّ ينادي في أَهْلِ السَّمَاءِ: إنَّ اللهَ يُبْغِضُ فلاناً فَأَبْغِضُوهُ، ثُمَّ تُوضَعُ له البَغْضَاءُ في الأرضِ».
متفق عليه. الرواية الأولى لفظ البخاري، والثانية لفظ مسلم
از انس بن مالک ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی که معاذ پشت سر او بر مرکب نشسته بود فرمود: «ای معاذ بن جبل»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ. فرمود: «ای معاذ»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ؛ و این را سه بار تکرار کرد. آنگاه رسول خدا فرمود: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»: «کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام میسازد». معاذ گفت: یا رسول الله، آیا از این به مردم خبر ندهم تا خوشحال شوند؟ فرمود: «در این صورت [بر این] تکیه میکنند». معاذ در هنگام وفاتش از ترس آنکه [به سبب کتمان علم] گناهکار شود، این حدیث را بازگو کرد.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَيْنمَا رَجُلٌ يَمْشِي بطَريقٍ اشْتَدَّ علَيْهِ الْعَطش، فَوجد بِئراً فَنزَلَ فيها فَشَرب، ثُمَّ خرج فإِذا كلْبٌ يلهثُ يَأْكُلُ الثَّرَى مِنَ الْعَطَش، فَقَال الرَّجُل: لَقَدْ بلَغَ هَذَا الْكَلْبُ مِنَ العطشِ مِثْلَ الَّذِي كَانَ قَدْ بَلَغَ مِنِّي، فَنَزَلَ الْبِئْرَ، فَملأَ خُفَّه مَاءً ثُمَّ أَمْسَكَه بِفيه حتَّى رقِيَ، فَسَقَى الْكَلْب، فَشَكَرَ اللَّهُ لَه، فَغَفَرَ لَه»: «مردی از راهی می گذشت و سخت تشنه شده بود. چاهی يافت؛ از چاه پايين رفت و آب نوشيد و هنگامی که بيرون آمد، سگی ديد که از شدت تشنگی دهانش را باز کرده و زبانش را بيرون آورده بود و آن را به خاک مرطوب می ماليد. پس با خود گفت: اين سگ به همان اندازه تشنه است که من تشنه بودم. لذا دوباره از چاه پايين رفت و جوراب چرمی خود را پُر از آب کرد و جورابش را به دهان گرفت و از چاه بالا آمد و به سگ آب داد. از اين رو الله از او قدردانی کرد و گناهانش را بخشيد». اصحاب گفتند: یا رسول الله، آيا به خاطر نيکی کردن به حيوانات نيز اجر و پاداش می يابيم؟ فرمود: «في كُلِّ كَبِدٍ رَطْبةٍ أَجْرٌ»: «نيکی کردن به هر موجود زنده و جانداری ثواب دارد». و در روایتی آمده است: « فشَكَرَ اللهُ له، فغَفَرَ له، فَأَدْخَلَهُ الجَنَّةَ»: «الله از او قدردانی نمود و گناهانش را بخشيد و او را وارد بهشت کرد». و در روایت دیگری آمده است: «بَيْنَما كَلْبٌ يُطيف بِركِيَّةٍ قَدْ كَادَ يقْتُلُه الْعطَشُ إِذْ رأتْه بغِيٌّ مِنْ بَغَايا بَنِي إِسْرَائيل، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فاسْتَقت لَهُ بِه، فَسَقَتْهُ فَغُفِر لَهَا بِهِ»: «سگی پيرامون چاهی می چرخيد و نزديک بود از تشنگی هلاک شود. در اين اثنا يکی از زنان زناکار بنی اسرائيل آن سگ را ديد؛ پس جوراب چرمی اش را درآورد و با آن از چاه برای سگ آب کشيد و به سگ آب داد و بدين وسيله گناهانش بخشيده شد».
به روایت بخاری - متفق علیه
از عبدالله بن عَمرو ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «المُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ المُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ، وَالمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ»: «مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند؛ و مهاجر کسی است که آنچه را الله از آن نهی کرده، ترک گوید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوبکره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الزَّمَانَ قَدِ اسْتَدَارَ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ والأَرْض: السَّنةُ اثْنَا عَشَر شَهْرًا، مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُم: ثَلاثٌ مُتَوَالِيَات: ذُو الْقعْدة وَذو الْحِجَّةِ، والْمُحرَّم، وَرجُب مُضَرَ الّذي بَيْنَ جُمادَي وَشَعْبَان، أَيُّ شَهْرٍ هَذَا؟»: «زمان به صورتِ اصلی اش، مانندِ روزی درآمده است که الله متعال، آسمان ها و زمين را آفريد؛ هر سال، دوازده ماه می باشد و چهار ماهِ آن حرام است: ذوالقعده، ذوالحجه و محرّم که پُشتِ سرِ هم قرار دارند و رجبِ «مُضَر» که بينِ جمادی (الثانی) و شعبان است. اين چه ماهی است؟» گفتيم: الله و رسولش داناترند. آنگاه سکوت فرمود، به حدی که گمان کرديم نامِ ديگری برايش بيان می کند. فرمود: «أَليْس ذَا الْحِجَّة؟»: «آیا ماه ذوالحجه نیست؟» گفتیم: بله؛ فرمود: «فأَيُّ بلَدٍ هَذَا؟»: «اين چه شهری است؟». گفتيم: الله و رسولش بهتر می دانند. سپس سکوت نمود تا جایی که گمان کرديم نام ديگری برای آن بيان می کند. فرمود: «أَلَيْسَ الْبلْدةَ؟»: « مگر اين جا مکه نيست؟» گفتیم: بله. فرمود: «فَأَيُّ يَومٍ هذَا؟»: «امروز چه روزی است؟». گفتیم: الله و رسولش داناترند. آنگاه سکوت فرمود، تا حدی که گمان کرديم نام ديگری برايش بيان می کند. فرمود: «أَلَيْسَ يَوْمَ النَّحْر؟»: «آیا روز قربانی نیست؟» گفتیم:بله. فرمود: «فإِنَّ دِماءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وأَعْراضَكُمْ عَلَيْكُمْ حرَام، كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا في بَلَدِكُمْ هَذا في شَهْرِكم هَذَا، وَسَتَلْقَوْن ربَّكُم فَيَسْأَلُكُمْ عَنْ أَعْمَالِكُم، أَلا فَلا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْض، أَلاَ لِيُبلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِب، فلَعلَّ بعْض من يبْلغُه أَنْ يَكُونَ أَوْعَى لَه مِن بَعْضِ مَنْ سَمِعه»: «همانا خون و مال و آبروی شما، همانند اين روز و اين ماه و اين سرزمين، حرمت دارند (و تعرض به جان و مال و آبروی يکديگر، بر شما حرام است؛) شما به زودی پروردگارتان را ملاقات می کنيد و شما را درباره ی اعمال تان بازخواست می نمايد. مواظب باشيد که پس از من با زدن گردن یکدیگر کافر نشوید. بدانید هرکس حضور دارد، بايد (اين سخنان را) به کسی که غايب است، برساند؛ چه بسا برخی از کسانی که اين سخنان به آنها می رسد، از برخی شنوندگان حاضر، (اين مسايل را) بهتر دريابند». سپس فرمود: «أَلا هَلْ بَلَّغْت، أَلا هَلْ بلَّغْت؟»: «آيا تبليغ کردم؟ آيا تبليغ کردم؟» گفتيم: بله. فرمود: «اللَّهُمْ اشْهدْ»: «يا الله شاهد باش».
متفق علیه
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الكَافِرَ إِذَا عَمِلَ حَسَنَةً، أُطعِمَ بِهَا طُعمَةً مِنَ الدُّنيَا، وَأَمَّا المُؤمِن، فَإِنَّ اللَّه تعالى يَدَّخِرُ لَهُ حَسَنَاتِهِ في الآخِرَةِ، وَيُعْقِبُهُ رِزْقاً في الدُّنْيَا عَلى طَاعَتِهِ»: «وقتی کافری کار نيکی انجام دهد، در برابر آن بهره ای از نعمت های دنيا به او داده می شود؛ اما الله متعال، نيکی های مؤمن را برای آخرت او ذخيره می کند و به دنبالِ طاعتش روزی ای در دنيا به او عطا می فرمايد». و در روایتی آمده است: «إِنَّ اللَّه لا يَظْلِمُ مُؤْمِناً حَسَنَةً، يُعْطَى بِهَا في الدُّنْيَا، وَيُجْزَى بِهَا في الآخِرَة، وَأَمَّا الْكَافِر، فَيُطْعَمُ بِحَسَنَاتِ مَا عَمِلَ للَّهِ تعالى في الدُّنْيَا، حَتَّى إِذَا أَفْضَى إِلى الآخِرَة، لَمْ يَكُنْ لَهُ حَسَنَةٌ يُجْزَى بِهَا»: «به يقين الله متعال در برابر هيچ کار نيکی به هيچ مؤمنی ستم نمی کند (و از پاداش او نمی کاهد)؛ مؤمن بهره ی نيکی اش را در دنيا دريافت می کند و در آخرت نيز در برابر هر نيکی، پاداش می يابد؛ اما کافر در دنيا از (لذايذ دنيوی و) بهره ی نيکی هایی که برای الله متعال انجام داده، برخوردار می شود تا پس از انتقال به آخرت نيکی ای نداشته باشد که به خاطر آن پاداش بگيرد».
به روایت مسلم
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِذَا جَاءَ رَمَضَانُ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ، وَغُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ، وَصُفِّدَتِ الشَّيَاطِينُ». یعنی: «چون رمضان آید درهای بهشت گشوده میشود، و درهای دوزخ بسته میشود، و شیاطین به زنجیر کشیده میشوند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا صُمْتَ مِنَ الشَّهْرِ ثَلاَثاً، فَصُمْ ثَلاَثَ عَشْرَةَ، وَأرْبَعَ عَشْرَةَ، وَخَمْسَ عَشْرَةَ»: «هرگاه قصدِ روزه گرفتن سه روز از ماه را داشتی، روزهای سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم را روزه بگير». از قتاده بن ملحان رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما فرمان می داد که ایام بیض یعنی: روزهای سیزده، چهارده و پانزدهم هر ماه را روزه بگیریم. از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم چه در سفر و چه در اقامت، ایام بیض را روزه می گرفت.
به روایت ابن ماجه
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ، أَدْبَرَ الشَّيْطَانُ وَلَهُ ضُرَاطٌ، حَتَّى لا يَسْمَعَ التَّأْذِينَ، فَإِذَا قَضَى النِّدَاءَ أَقْبَلَ، حَتَّى إِذَا ثوِّبَ بِالصَّلاةِ أَدْبَرَ، حَتَّى إِذَا قُضِيَ التَّثوِيبُ أَقْبَلَ، حَتَّى يَخْطِرَ بَيْنَ الْمَرْءِ وَنَفْسِهِ، يَقُولُ: اذْكُرْ كَذَا، اذْكُرْ كَذَا - لِمَا لَمْ يَكُنْ يَذْكُرُ مِنْ قَبْلُ - حَتَّى يَظَلَّ الرَّجُلُ لا يَدْرِي كَمْ صَلَّى»: «هنگامی كه برای نماز اذان داده می شود، شيطان فرار می كند و از عقب خود هوا خارج می كند تا صدای اذان را نشنود. و بعد از اذان برمی گردد. و باز هنگام اقامه گفتن فرار می كند. و دوباره پس از اتمام آن بر می گردد تا نمازگزاران را دچار وسوسه كند و می گويد: فلان مسئله و فلان مسئله و... را به خاطر بياور. يعنی هر آنچه فراموش كرده به يادش می آورد و او را چنان سرگرم می كند كه نداند چند ركعت، خوانده است».
متفق علیه
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد سعد بن عباده - رضی الله عنه - آمد؛ سعد - برای آن بزرگوار - نان و روغن آورد. رسول الله صلى الله عليه وسلم از آن خورد و فرمود: «أفْطَرَ عِنْدَكُمُ الصَّائِمُونَ وَأكَلَ طَعَامَكُمُ الأَبرَارُ وَصَلَّتْ عَلَيْكُمُ المَلاَئِكَةُ»: «روزه داران نزد شما افطار کنند، نيکان غذای تان را بخورند و ملائکه بر شما درود بفرستند».
به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمی
از معاذه عدویه روایت است که از عایشه رضی الله عنها پرسید: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم سه روز از هر ماه را روزه می گرفت؟ عایشه رضی الله عنها گفت: بله. پرسيدم: چه روزهايی از ماه روزه می گرفت؟ عايشه رضی الله عنها فرمود: «برايش مهم نبود که چه روزهایی از ماه روزه بگيرد».
به روایت مسلم
از ابوسعید رافع بن معلی رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من گفت: «أَلاَ أُعَلِّمُكَ أَعْظَمَ سُورَةٍ في القُرْآن قَبْلَ أنْ تَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِد؟»: «آيا پيش از آن که مسجد را ترک کنی، بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو بياموزم؟» سپس دستم را گرفت؛ هنگامی که می خواستيم از مسجد بيرون برويم، عرض کردم: یا رسول الله، شما فرموديد: بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو می آموزم؟ فرمود: «الحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِينَ، هِيَ السَّبْعُ المَثَانِي وَالقُرْآنُ العَظِيمُ الَّذِي أُوتِيتُهُ»: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ - يعنی همان سوره ی «فاتحه» - که دارای هفت آيه می باشد و در هر رکعت نماز تکرار می شود [و شاملِ دو بخش ستايش و دعا می باشد] و همان قرآنِ بزرگی است که به من داده شده است».
به روایت بخاری
از عایشه رضیاللهعنها روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «الْمَاهِرُ بِالْقُرْآنِ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ، وَالَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَيَتَتَعْتَعُ فِيهِ، وَهُوَ عَلَيْهِ شَاقٌّ، لَهُ أَجْرَانِ» یعنی: «آنکه در قرآن ماهر است با ملائکهٔ گرامی نیکوکار همراه است، و آنکه قرآن را میخواند و در آن لکنت دارد و برایش دشوار است، دو پاداش دارد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ألَمْ تَرَ آيَاتٍ أُنْزِلَتْ هذِهِ اللَّيْلَةَ لَمْ يُرَ مِثْلُهُنَّ قَطُّ؟ (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) وَ (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ)»: «آيا می دانی که امشب آياتی بر من نازل شد که هرگز همانندِ آن ديده نشده است؟ "قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ" و "قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ"».
به روایت مسلم
الصفحة السابقة
صفحة 19 من 28
الصفحة التالية